ریسک موفقیت آمیز و مدیریت سرمایه

ساخت وبلاگ

برای شرکت های بیمه ، راه برای ریسک موفقیت آمیز و مدیریت سرمایه مستلزم داشتن الگوی اندازه گیری است که بیش از حد پیچیده نیست ، پشتوانه مدیریت عالی ، تغییرات مناسب در برنامه های جبران خسارت و تغییر سازمانی.

روی نسخه خطی کار می کنید؟

پایگاه های سرمایه بسیاری از بیمه گذاران با ترکیبی از کاهش بازار سهام 2002 و بازده مداوم در تمام اوراق قرضه (و پیش فرض های برجسته در برخی) کاهش یافته است. اینها به نوبه خود کاستی های قابل توجهی در ریسک و مدیریت سرمایه در بیشتر بیمه گذاران در معرض دید قرار می دهند. مدیریت و همچنین هیئت ها و تنظیم کننده های ما مجبور شده اند با درک و کمیت ناکافی سازمان خود از خطرات اقتصادی که مشاغل آنها در نظر گرفته شده است ، روبرو شوند.

امروزه یک تجارت اساسی برای بازیابی این درک وجود دارد. این ضروری است ، نه بدهی II یا تغییرات قریب الوقوع حسابداری ، این باعث می شود که بخش بیمه دوباره به ریسک و چارچوب های سرمایه خود نگاه کند. و به همین دلیل ، چارچوب های اصلاح شده و تازه شده که نتیجه آن تأثیر بسیار فراتر از انطباق نظارتی و گزارش دهنده خواهد داشت. آنها اساساً شیوه انجام کار و سرانجام چشم انداز رقابتی را تغییر می دهند.

البته چنین تغییر اساسی به طور خودکار اتفاق نمی افتد. خوشبختانه ، ادبیات عظیمی وجود دارد که اصول مدیریت موفقیت آمیز را پوشش می دهد. بسیاری از این اصول در مورد تغییر چارچوب های ریسک و مدیریت سرمایه اعمال می شود. با این حال ، یک تفاوت بسیار مهم در رابطه با بیمه گذاران وجود دارد: ریسک و مدیریت سرمایه هسته اصلی کارهایی است که ما انجام می دهیم. اینگونه است که ما نیازهای مشتریان خود را برآورده می کنیم و برای سهامداران خود ارزش ایجاد می کنیم. این بدان معنی است که راه حل های کتاب درسی کافی نخواهد بود.

ریسک موفقیت آمیز و مدیریت سرمایه چیست؟

در بالاترین سطح ، چارچوب ریسک و مدیریت سرمایه یک شرکت می تواند موفقیت آمیز در نظر گرفته شود که تصمیمات - برای بهتر - در طیف وسیعی از افراد و در سطوح مختلف در سازمان تغییر کند.

در سطح گروهی ، این کار با مدیریت اجرایی شروع می شود که تصویری بهتر از میزان سرمایه در معرض خطر و میزان بازده در آن قرار می گیرد/در آن واحدهای تجاری به دست می آید. علاوه بر این ، آیا این خطرات و بازده ها از نظر ترازنامه فعلی شرکت ، استاندارد بدهی هدف و اشتهای خطر قابل توجیه هستند. این امر در نهایت به تصمیمات بهتری منجر می شود که به هسته اصلی چگونگی ایجاد مدیریت گروه می رسد - با پاسخ به سؤالات تخصیص سرمایه بزرگ: کجا باید سرمایه خود را سرمایه گذاری کنیم؟کجا باید رشد کنیم؟و کجا کوچک می شود؟

اما بین این تصویر گسترده گروه از مشخصات ریسک و استفاده از سرمایه و تصمیمات بزرگ و با ارزش ، مجموعه ای از فرآیندها نهفته است که در بعضی موارد نیز باید تغییر کند ، برای اینکه چارچوب ریسک و مدیریت سرمایه یک موفقیت در نظر گرفته شود:برنامه ریزی؛توسعه محصول (از جمله قیمت گذاری) ؛تخصیص دارایی استراتژیک ؛و مهمتر از همه ، ارزیابی عملکرد و جبران خسارت اجرایی. برخی از این فرایندها در واحدهای تجاری آغاز می شوند ، برخی دیگر در سطح گروهی ، اما همه آنها نیاز به مشارکت هر دو واحد تجاری و گروه دارند.

ویژگی نهایی یک چارچوب موفقیت آمیز ریسک و مدیریت سرمایه این است که به عنوان چنین درک می شود ، و نه فقط در شرکت ، بلکه از نظر بسیار مهم با آژانس های رتبه بندی ، تحلیلگران سهام و تنظیم کننده ها نیز مهم است. به طور فزاینده ، این ذینفعان خارجی ما را به عنوان مدیران در رابطه با اثربخشی چارچوب های ریسک و مدیریت سرمایه ما ارزیابی می کنند ، با تأثیر مستقیم بر ارزش بازار از گذشته.

چالشی که این مطرح می کند قابل توجه است. این چارچوب ها به اندازه کافی پیچیده برای درک مدیریت داخلی هستند. شفاف سازی آنها به دنیای خارج یک کار حتی بسیار جالب تر است. فقط یک نمونه ، بازیکنان جهانی مانند خدمات مالی زوریخ باید سرمایه خود را مطابق با ساختارهای مدیریت داخلی مدیریت کنند. از طرف دیگر ، تنظیم کننده ها باید از اشخاص حقوقی به عنوان اساس نظارت خود استفاده کنند.

راه برای ریسک موفقیت آمیز و مدیریت سرمایه

اگر آنچه گفته شد تصویری دقیق از چارچوب ریسک موفقیت آمیز و مدیریت سرمایه به نظر می رسد ، چگونه یک شرکت به آنجا می رسد؟

همانطور که در بالا گفته شد، بخشی از پاسخ را باید در فهرست مستند شده عوامل کلیدی موفقیت که برای هر برنامه تغییر سازمانی مهم اعمال می شود، یافت: حمایت اجرایی، مشارکت واحد تجاری و ارتباطات (فقط به ذکر چند عامل). به جای تکرار آنچه قبلاً در مورد این موضوع می دانیم، می خواهم برخی از بینش های خود را در زوریخ در مورد آنچه که تغییر چارچوب مدیریت ریسک و سرمایه را متفاوت می کند، و در نتیجه مستحق توجه ویژه به اشتراک بگذارم.

تعادل درست بین پیچیدگی اندازه گیری، از یک سو، و درک/ارتباط از سوی دیگر برقرار کنید.

مجریان باید مراقب روش های بسیار پیچیده باشند، نه تنها به این دلیل که افراد کمتر از چیزی که نمی فهمند استفاده می کنند، بلکه به این دلیل که تکرار و ممیزی منظم محاسبات پیچیده دشوارتر است. مربوط به این واقعیت است که محاسبات باید به راحتی قابل تکرار و تکرار باشند. نتایج نه تنها باید دوره به دوره ثابت باشند، بلکه مکانیک محاسبه نباید آنقدر سخت باشد که نیاز به کار اساسی در واحدهای تجاری داشته باشد. مدل ها و داده های مورد نیاز باید تا حد امکان در سیستم ها و فرآیندهای موجود ادغام شوند.

با این اوصاف، ساده سازی بیش از حد نیز یک دام است: در بدترین حالت ممکن است به اقدامات مدیریتی به شدت تخریب کننده ارزش منجر شود. در بهترین حالت، ساده سازی بیش از حد منجر به بی اعتبار شدن چارچوب و در نتیجه تضعیف آن توسط کارکنان فنی کلیدی در واحدهای تجاری خواهد شد. یکی از دلایلی که اکثر بیمه گران در اولین بار چارچوب های مدیریت ریسک و سرمایه خود را به درستی دریافت نکردند این است که به این تعادل دست نیافتند. اگر صنعت ما اکنون در فاز دوم بازنگری این چارچوب ها است، اولین مورد در دستور کار این است که بر خود سیستم اندازه گیری، درجه پیچیدگی آن و اینکه آیا این پیچیدگی مزایای قابل توجهی در قالب تصمیم گیری های مختلف ارائه می کند، توجه شود.- در رابطه با هزینه های مربوطه

یک "ائتلاف تغییر" ایجاد کنید تا تحول را رهبری کند - و چندین لایه زیر مدیر عامل به دنبال آنها باشید.

محدودیتی وجود دارد که یک مدیر ارشد اجرایی تا چه اندازه می تواند هر برنامه تغییر عمده ای را به تنهایی یا حتی از طریق تیم برتر خود هدایت کند. او همیشه با یک مشکل فاز دو روبرو است: چگونه می توانیم فراتر از دستاوردهای اولیه ساخت سکو ایجاد کنیم؟اما این مشکل در مورد ریسک و مدیریت سرمایه به دو دلیل حادتر می شود. اول ، مهارت و تخصص فنی تخصصی غیرقابل اجتناب در قلب چنین چارچوبی وجود دارد. این امر باعث می شود که مدیریت عمومی ارشد ارزیابی کند که ائتلاف را با چه کسی جمع می کند - و این کار مهم است که روسای جمهور در کنار هم قرار بگیرند و کارگران درگیر شوند. ثانیا ، این تخصص در کمیته اجرایی قرار نمی گیرد و کشف در نمودارهای سازمان شرکت همیشه آسان نیست: تخصص ممکن است سه ، چهار یا پنج سطح در سازمان باشد.

مأمورین تغییر مرحله بحرانی در بخش های گروهی و واحدهای مالی ، محرک و مدیریت سرمایه گذاری قرار دارند. آنها باید مؤمنان واقعی باشند ، به همان جهت مدیریت ارشد اشاره کردند و به این امر قدرت داشتند که به سمت سیستم جدید حرکت کنند. مدیرعامل و مدیر ارشد مالی (CFO) نیاز به یافتن این افراد و یافتن راه هایی برای برقراری ارتباط با آنها ، به طور مرتب و چهره به چهره.

این خطر ، اگر این حق را پیدا نکنید ، این است که فروشندگان پای ریسک و مدیریت سرمایه-کسانی که بدون آنها هیچ اتفاقی نمی افتد-این تغییر را به عنوان یک بار کاری اضافی درک می کنند. این امر آنها را در بهترین حالت در معرض خطر تخریب و در بدترین حالت قرار می دهد.

برنامه پرداخت را در اولین زمان ممکن تغییر دهید

آنچه اندازه گیری می شود و به پرداخت پرداخت می شود ، رفتار مدیریت را تغییر می دهد. صرفاً این نیست که جبران شخصی یک انگیزه است. کارکنان کلیدی از مدیریت Actuarial ، دارایی و سرمایه گذاری می توانند رسولان شوند ، با الهام از مدیرعامل و چشم انداز CFO از یک مدل تجاری ریسک جدید و مدیریت سرمایه ، فقط برای از دست دادن شور و شوق خود ، زیرا آنها نمی بینند که در قالب تغییر در نحوه تجارت دنبال نمی شود. واحدها و مدیریت آنها اندازه گیری و جبران می شود. تعهد مدیرعامل به عنوان اصیل تلقی نمی شود اگر مدیران خط هنوز براساس معیارهای درآمد قدیمی حسابداری مشوق داشته باشند ، یا اگر مدیرعامل بیش از حد نگران دوری از معیارهای قدیمی باشد زیرا هنوز هم توسط بازار برای قضاوت در مورد عملکرد استفاده می شود.

در زوریخ ، ما ساختار تشویقی را مطابق با این مشاهدات تغییر دادیم. پاداش عملکرد و رفتار یکی از راه های اثبات شده برای تغییر در کل سازمان است.

تغییر سازمانی را فراتر از مواضع جدید و کمیته های جدید در تصمیم گیری و اقدام جدید متمرکز کنید

حرکت به ریسک موفق و مدیریت سرمایه تقریباً مطمئناً شامل برخی از تغییرات سازمانی خواهد شد. اما بازسازی - کمیته های جدید ، عملکردهای گروه جدید ، به عنوان مثال - فقط یک نقطه شروع است. غالباً مشخص نیست که آیا قرار است مواضع/کمیته های جدید تصمیم گیری کنند ، توصیه کنند ، تجزیه و تحلیل انجام دهند یا به سادگی اطلاعات را مبادله کنند. اما حتی اگر دستورالعمل های سازمانی در ذهن همه مشخص باشد ، یک مقاومت کنجکاو و سرسختانه نسبت به اقدامات بر اساس ابزارهای جدید ریسک و مدیریت سرمایه وجود دارد.

به عنوان نمونه ، بگذارید بگوییم که تصمیم گرفته شده است سرمایه کمتری را به خطرات بازار اختصاص دهیم ، شاید برای کاهش کل سرمایه یا شاید برای تغییر سرمایه به مناطق دیگر ، به عنوان مثال ، خطرات فنی. چگونه این تصمیم را اجرا کنیم؟بیشتر بیمه گذاران دارای کمیته دارایی و مسئولیت (ALCO) هستند. اگر اینطور نیست ، پس برخی دیگر از بدن عملکردهای ALCO را انجام می دهند. فرض کنید که ALCO تصمیم می گیرد با کاهش تخصیص سهام در یک کشور از 30 درصد به 10 درصد ، تصمیم کمیته اجرایی را اجرا کند. این دستورالعمل ابلاغ می شود ، و هم ALCO و هم مدیرعامل به سمت چیزهای دیگر حرکت می کنند. پایان داستان؟خیلی اوقات ، نه.

دستورالعمل ساده به نظر می رسد ، اما در عمل اجرای آن ممکن است بسیار پیچیده تر و ظریف تر از آن باشد که ابتدا با چشم روبرو شود. به عنوان مثال ، اگر کشور بخواهد دارایی های خود را کاهش دهد ، کدام نمونه کارها (ها) ، کدام واحد (های) تجاری ، در طول دوره زمانی ، و چگونه (به عنوان مثال فروش ساده یا مشتقات) باید چنین کاهش یابد؟پاسخ ها کاملاً آشکار نیستند و در واقع ممکن است پیامدهای نظارتی محلی قابل توجهی داشته باشد. در نتیجه ، پس از آنکه کمیته اجرایی معتقد است که سرمایه خود را مجدداً تغییر داده است ، ممکن است ماهها در انتظار "در انتظار" باقی بماند.

مطمئناً زوریخ (و من گمان می کنم که ما تنها شرکت نیستیم) کارهایی را انجام داده است. رویکرد ما استفاده از ابزارهای جدید ریسک و مدیریت سرمایه در اسرع وقت است و منتظر نمانید تا قبل از انجام این کار ، آنها برای مکان اعشاری چهارم کامل شوند. این مزیت به ارائه بینش های جهت دار و در عین حال برجسته کردن مناطقی از ضعف در چارچوبی که نیاز به توجه بیشتر دارند. به این ترتیب ، ما با پالایش آن در عمل به مرور زمان ، در چارچوب جدید اعتماد به نفس ایجاد می کنیم. این رویکرد از طریق محصول سود تولید می کند: به همه در مدیریت می گوید که وقتی صحبت از ریسک و مدیریت سرمایه می شود ، نشستن روی حصار گزینه ای نیست. آنها یا بخشی از راه حل هستند - آن را به یک صلاحیت اصلی تبدیل می کنند - یا بخشی از مشکل هستند.

مجدداً کنترل مرکزی اقدامات مدیریت سرمایه (انتخاب شده) را مجدداً تأیید کنید

اکثر بیمه گذاران جهانی دارای مدلهای تجاری غیر متمرکز هستند که به درستی از این واقعیت ناشی می شوند که بیمه یک تجارت خاص کشور است ، با بیمه اتکایی و تجارت مشتری شرکت ها یک استثناء از این قانون است. امروز صادق است که بیشتر ارزش یک بیمه گر جهانی در واحدهای تجاری ایجاد می شود که هزاران تصمیم مربوط به ریسک به طور روزانه گرفته می شود.

از طرف دیگر ، جهان به طور قابل توجهی تغییر کرده است و من فکر می کنم دائمی با توجه به سرمایه ای که این تصمیمات در معرض خطر قرار می دهد. در این دنیای جدید ، سرمایه باید متعلق به گروه باشد و همه افراد در سازمان باید این اصل را درک و پشتیبانی کنند. مالکیت سرمایه نه فقط به معنای مسئولیت تاریخی برای جمع آوری وجوه بلکه اندازه گیری ، تخصیص و ارزیابی استفاده از سرمایه ، بر مبنای جدیدی تنظیم شده است که بر عدم کفایت معیارهای قدیمی غلبه می کند.

نتیجه گیری

ممکن است برخی در مدیریت ارشد شرکتهای بیمه وجود داشته باشد که هنوز هم نیاز به تقویت چارچوب های موجود برای ریسک و مدیریت سرمایه را زیر سوال می برند. از این گذشته ، آنها ممکن است استدلال کنند ، علوم محرک و سیستم های حسابداری سنتی چندین دهه است که کافی است ، و نمی توان آنها را به دلیل شوک های خارجی به سرمایه بیمه گذاران از بازارهای سرمایه مقصر دانست.

به نظر من ، این استدلال صحیح نیست. شواهد اخیر زیادی وجود دارد که نشان می دهد مدیریت مالی بیمه گذاران به مراتب از آنچه سهامداران و مشتریان حق انتظار آن را دارند ، کم نمی شود - به ویژه که ظاهراً ما متخصص در تجارت ریسک هستیم.

واضح است که تنظیم کننده ها ، آژانس های رتبه بندی و تحلیلگران سهام عدالت در حال همگرایی این نظر هستند که نیاز به تغییر مسئله ای نیست که آیا اما چه موقع است. و ما به عنوان مدیریت ارشد (به ذکر هیئت های خود) به طور فزاینده ای در نظر گرفته می شویم که چارچوب های ریسک و مدیریت سرمایه شرکت هایمان را به حساب می آوریم. علاوه بر این ، از آنجا که ما بیمه گر هستیم ، نه تولید کنندگان ویجت ، از چنین چارچوبی استفاده می شود ، نه فقط به عنوان یک تمرین جعبه جعبه برای جلوگیری از خطرات نزولی ، به همان اندازه که حسابرسی داخلی است. در عوض ، دنیای خارج ، کارکنان خودمان و سرانجام مشتریان ما در مورد ریسک و چارچوب های سرمایه ای که در آن وجود دارد ، به عنوان یک حیاط برای چگونگی عملکرد عملکردهای اصلی بیمه ارزیابی خطرات ، قیمت گذاری آنها و استفاده از آنها قضاوت می کنند.(یا اجتناب از آنها) و مدیریت آنها.

به همین دلیل ، تلاش برای بهبود شدید چارچوب های ریسک و مدیریت سرمایه ، اثربخشی رقابتی بخش بیمه را تغییر می دهد - اما تنها در مواردی که چنین تلاش هایی به موفقیت قابل توجهی برسند. همانطور که بانک ها قبلاً نشان داده اند ، در بازار خدمات مالی امروز ، برندگان آنهایی خواهند بود که درک ریسکی را که شرکت های خود با آن روبرو هستند ، ایجاد می کنند و در نتیجه یک ریسک جامع و مدیریت سرمایه را به عنوان یک صلاحیت اصلی تجارت در سراسر سازمان خود پذیرفته اند.

این نقش مدیر ارشد اجرایی است که اطمینان حاصل کند که این اتفاق واقعاً رخ می دهد.

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : 24 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 5:04