برنامه Hoenig خواستار کنگره برای رفع نیازهای سرمایه با ریسک ، تست استرس و برنامه ریزی حل شکست ، جایگزین همه موارد فوق با یک سرمایه 10 درصد سرمایه و بازسازی داخلی است..
در عمل ، نسبت 10 درصدی اهرم به خودی خود برای انجام کاری که می خواهند انجام دهد بسیار کم خواهد بود. فدرال فدرال مینسوتا اخیراً در کنار افزایش نسبت وزن اضافی به 23. 5 درصد به عنوان شروع ، نسبت 15 درصد اهرم را استدلال کرد. اما درک مشکلات موجود در آن در تئوری مهم است.
این بحث در جامعه اصلاحات مالی به عقب و عقب افتاده است. به طور خلاصه ، نسبت اهرم وجود دارد ، که سهام عدالت تقسیم بر دارایی ها هستند ، و نسبت های سرمایه با وزن ریسک وجود دارد ، که سهام عدالت تقسیم شده توسط دارایی های تنظیم شده برای ریسک درک شده است. برخی استدلال می کنند که ما به هر دو نیاز داریم. برخی دیگر استدلال می کنند که فقط داشتن نیاز به اهرم کافی یا حتی بهتر است.
من فکر می کنم مهم است که هر سه بخش ترازنامه را لمس کنید و با سه هدف به سه ابزار نیاز داریم: وزن ریسک ، اهرم و نقدینگی (امکان پرداخت در یک ترد) نیاز به دست به دست هم داردبشرمن فکر می کنم رها کردن نیازهای نقدینگی به ویژه خطرناک است. برخی دیگر ، مانند هارون کلین از بروکینگز ، از استعاره Chopsticks برای توصیف تعادل استفاده می کنند.
من فکر می کنم ممکن است توضیح این موضوع با استفاده از یک نمودار ساده دو بعدی ساده تر باشد. این امر گسترده خواهد بود و به برخی فرضیات نیاز دارد ، اما من فکر می کنم این فرضیات واضح و آسان است. [2]بیایید آن را امتحان کنیم.
دو انتخاب یک بانک انجام می دهد
با توجه به اندازه یک نمونه کارها ، یک بانک باید دو انتخاب انجام دهد. این باید ریسک پذیری نمونه کارها را انتخاب کند ، و باید اهرم آن نمونه کارها یا ترکیبی از چگونگی تأمین بودجه خود را با حقوق صاحبان سهام و بدهی انتخاب کند. بیایید یک رابطه کاملاً فزاینده بین آنها فرض کنیم. همه چیز مساوی ، ریسک بیشتر به این معنی است که برای جذب ضرر باید با سهام بیشتری تأمین شوید. ذینفعان-که شامل صاحبان شرکت ، دارندگان سپرده و سپرده مانند و جامعه به طور کلی-می خواهند اطمینان حاصل کنند که این سطح مطابقت دارد.(من خطرات نقدینگی را فرض می کنم ، اما همین استدلال دقیق در بعد دیگری بر اساس توانایی بانک ها در پرداخت در یک بحران اعتباری وجود خواهد داشت.)
بیایید ترسیم کنیم که سطح سرمایه با سطح خطر به عنوان یک خط مستقیم مطابقت داشته باشد. بالاتر از آن ، در منطقه امن سبز ، بودجه سرمایه بیشتری نسبت به حداقل ما می خواهیم سطح خطر را ببینیم. در زیر آن ، در منطقه خطر قرمز ، خطر بیش از حد مطلوب برای سطح سرمایه یا سرمایه کمتر برای سطح ریسک وجود دارد.

همچنین فرض کنیم که ، در حاشیه ، بانک ها دوست دارند زیر خط باشند ، اما ذینفعان دوست دارند که آنها بالاتر از خط باشند. بانک ها بیشتر از شرط های بزرگتر با اهرم بهره می برند. به دلیل عدم تقارن اطلاعات ، مالیات و سایر انحرافات از مودیگلیانی-میلر ، هزینه سرمایه با سرمایه گذاری بالاتر به سود کمی افزایش می یابد ، و به همین ترتیب برای هر سطح از بانک های ریسک دوست دارند آن را بیشتر با بدهی تأمین کنند. به دلیل ماهیت پراکنده و تمایل به داشتن پول خصوصی غیرقانونی ، ذینفعان مانند سپرده گذاران و بازارهای سرمایه در نظم و انضباط بنگاهها برای ماندن در خط بد هستند. اما هزینه ناکامی ها به طور کلی به طور کلی به شکل مسری ، وحشت و اجرای آن وجود دارد. در نتیجه ، بانک ها دوست دارند به منطقه قرمز سرگردان شوند و مقررات سرمایه باید آنها را در منطقه سبز یا در منطقه سبز نگه دارد.
یک ایده آل داشتن نیازهای سرمایه ای است که منعکس کننده خطرات نمونه کارها است. اگر خطرات افزایش یابد ، نیازهای سرمایه را نیز انجام دهید. بنابراین نیازهای سرمایه همانطور که در گرافیک فوق نشان داده شده است ، خود خط خواهد بود. این ایده در مورد وزن ریسک است.
اهرم در منطقه
در این سناریو نیاز اهرم به نظر می رسد؟الزام اهرم یک سطح سرمایه است که مستقل از خطرات موجود در نمونه کارها وجود دارد. این اندازه دارایی ها را اندازه گیری می کند و تمام دارایی ها را به طور یکسان وزن می کند. بیایید چنین خطی را در اینجا ترسیم کنیم.

همانطور که در منطقه محرک قرمز مشاهده می کنید ، نیاز اهرم به یک بانک اجازه می دهد تا خطر بیشتری نسبت به ساختار سرمایه مناسب داشته باشد.
اگر فرض کنیم که بانک ها می خواهند سطح ریسک بالاتر از سرمایه خود را داشته باشند ، که با توجه به یک نقطه اولیه در خط ، می خواهند مقداری از فضای را به منطقه قرمز منتقل کنند ، همیشه می توانند با حرکت مستقیم به سمت راست این کار را انجام دهند. آنها این کار را با افزایش ریسک پذیری ، اما نه ارزش دارایی های خود انجام می دهند. آنها می توانند به گفته ، یک ابزار حاکمیت دارای رتبه A+ را جایگزین کنند که دارای ریسک 20 ٪ با BB+ است که دارای ریسک 100 ٪ است و بدون تغییر اندازه ، خطر ابتلا به نمونه کارها را افزایش می دهد. آنها می توانند آن BB+ را بگیرند و آن را با یک CCC+ جایگزین کنند که دارای ریسک 150 ٪ باشد ، همه بدون تغییر نسبت اهرم خود. یک مثال مفید از دانیل دیویس این است که آنها می توانند به سادگی ساختارهایی را خریداری کنند که خودشان بسیار اهرم هستند ، مانند CDO ، سطح بسیار بالاتری از ریسک را انتخاب می کنند که در ترازنامه منعکس نمی شود. آنها می توانند ورق خارج از تعادل و به روش های دیگری که در اندازه دارایی نشان نمی دهند ، سعی کنند و مخفی شوند. تلاش برای مقابله با آنچه در مخرج نسبت اهرم پیش می رود ، یک مبارزه بزرگ بین المللی بوده است.
طبق رژیم الزامات اهرم قانون Hoenig/Choice ، بانک ها همیشه می توانند خطر بیشتری را به خود اختصاص دهند ، به سمت راست حرکت کنند ، مهم نیست که در آن نیاز به اهرم تعیین شده باشد. نکته اصلی مقررات کاهش یا از بین بردن این حرکت است ، اما تنها با وجود این نیاز ، بانک می تواند از نظر تئوری تصمیم بگیرد که همیشه بیشتر به سمت قرمز برود.
با هم ترکیب شده
با این وجود ، به عنوان یک مورد خاص از نیازهای سرمایه با ریسک ، نیازهای اهرم دارای دو مزیت مهم است که آنها را به عنوان مؤلفه اساسی مقررات تبدیل می کند.

الزامات با وزن ریسک ناقص است ، و دلیلی بر این باور است که آنها از یک جهت ناقص هستند. در حالی که ما فکر می کنیم وزن ریسک نظارتی خط نقطه ای را در بالا به ما می دهد ، احتمال وجود خط واقعی در جایی است که بانک به پایین و راست منتقل می شود. وزن ریسک طرفدار چرخه است و همچنین می تواند بر پویایی اساسی خود سازها تأثیر بگذارد. این یک جایگزین ضعیف است که تصحیح در سطح بازار یک کلاس دارایی وجود دارد ، جایی که برای یک کلاس دارایی در واقع ریسک بسیار بیشتری وجود دارد. این در اینجا به عنوان تغییر منحنی به سمت راست مدل سازی شده است. الزامات با ریسک ریسک همچنین می تواند موقعیت هایی را ایجاد کند که در آن بانک ها آنها را بازی کنند ، و اوراق بهادار خود را برای تقلید از ساخت و ساز ایمن تر دارایی ها برای یک سطح از خطر ، در اینجا تغییر منحنی به پایین می اندازند. همانطور که دیوید دیویس خاطرنشان می کند ، این بازی در ادبیات کمتر از آنچه فکر می کنید یافت می شود و نسبت های اهرم نیز به بازی مشکوک هستند ، اما این یک نگرانی مرتبط است. در هر دو سناریو ، ما فکر می کنیم به رنگ سبز هستیم اما در واقع قرمز هستیم. تنظیم کننده ها می توانند با نیاز به تجزیه و تحلیل هایی مانند تست های استرس ، علیه این امر اقدامی کنند ، اما این رویکرد هنوز ناقص است.
همه چیز برابر است ، همچنین یک فرض خوب است که سطح پایین سهام خطرناک تر می شود و کمتر وجود دارد. سهام کمتری به معنای کمتر شانس برای اقدامات اصلاحی است. این بدان معنی است که شکست می تواند سریعتر و با آماده سازی کمتر اتفاق بیفتد. همچنین خطرناک تر است که بیشتر به قرمزهای شما بروید. ما این را در گرافیک بالا با ساختن منطقه خطرناک تر با نزدیک شدن به صفر یا به سمت راست ، مدل می کنیم.
به طور خلاصه ، می بینید که وزن ریسک خطرناک است زیرا می تواند ما را به این باور برساند که ما از امنیت بیشتری برخوردار هستیم و بخش اعظم خطر مرتبط با آن در منطقه خطر قرمز عمیق است.
اما اگر یک نیاز اهرم اضافه کنیم چه می شود؟

نیاز به اهرم الزام آور تر است ، زیرا به تخمین خطر کمتری نیاز دارد. این امر به این دلیل است که به سادگی خطرات موجود در نمونه کارها را نادیده می گیرد. در حالی که وزن ریسک می تواند بازی برای نادیده گرفتن سطح ریسک در یک نمونه کارها باشد ، یک نیاز اهرم آنها را با ساخت و ساز نادیده می گیرد. با این حال ، هنگامی که با یک ابزار نظارتی که خطر را به خود اختصاص می دهد ، ترکیب می شود ، هر دو مؤلفه از خودشان قدرتمندتر می شوند. هر یک از آنها بدترین سناریوی دیگری را حذف می کنند و از عمیق تر شدن آنها به قرمز جلوگیری می کنند. به همین دلیل Dodd-Frank هر دو را در بر می گیرد ، و چرا نباید فرض کنیم که یک نیاز اهرم به خودی خود برای بانک ها سخت تر خواهد بود یا برای هر یک از ما ایمن تر است.
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : 24 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 2:30