تدوین قانون اوراق بهادار فدرال در اثر سقوط بازار سهام در سال 1929 و افسردگی بزرگ ناشی از آن تحریک شد. در دوره منتهی به سقوط بازار سهام ، شرکت ها سهام را صادر کردند و با اشتیاق ارزش شرکت خود را برای القاء سرمایه گذاران به خرید آن اوراق بهادار ارتقا دادند. کارگزاران به نوبه خود این سهام را بر اساس وعده های سود بزرگ اما با افشای اطلاعات مربوط به شرکت ، به سرمایه گذاران فروختند. در بسیاری از موارد ، وعده های انجام شده توسط شرکت ها و کارگزاران مبنای اساسی یا هیچ چیز اساسی نداشتند ، یا کاملاً کلاهبرداری بودند. با هزاران سرمایه گذار که به امید سود بسیار زیاد سهام خود را خریداری می کردند ، بازار در حالت دیوانگی سوداگرانه قرار گرفت که در اکتبر سال 1929 به پایان رسید ، هنگامی که بازار با سقوط سرمایه گذاران وحشتناک سرمایه گذاری های خود را به طور گسترده فروخت.
در پاسخ به این مصیبت و در تحریک رئیس جمهور فرانکلین روزولت ، کنگره قوانینی را برای جلوگیری از دیوانگی های سوداگرانه مانند آنچه در دهه 1920 تصویب کرد ، تصویب کرد. کنگره پس از یک سری از دادرسی ها که شدت سوءاستفاده های منتهی به تصادف سال 1929 را روشن کرد ، قانون اوراق بهادار سال 1933 ("قانون اوراق بهادار") و قانون تبادل اوراق بهادار سال 1934 ("قانون تبادل") را تصویب کرد. بشر
موضوع اصلی قانون اوراق بهادار فدرال افشای است. قانون اوراق بهادار و قانون مبادله به سرمایه گذاران امکان دسترسی به اطلاعات مربوط به اوراق بهادار خریداری شده و شرکت هایی را که این اوراق بهادار را صادر می کنند ، می دهد. قوانین اوراق بهادار فدرال در درجه اول با الزام شرکتها برای افشای اطلاعات در مورد خود و اوراق بهادار که صادر می کنند ، این کار را انجام می دهند. اثربخشی این الزامات افشای اطلاعات با مسئولیت گسترده در مورد کلاهبرداری طبق قانون اوراق بهادار و قانون مبادله برای صادرکنندگان و فروشندگان اوراق بهادار پشتیبانی می شود. کنگره قصد داشت اطمینان حاصل کند که سرمایه گذاران به اطلاعات متعادل و غیر شکرگذاری دسترسی دارند.
مروری بر چارچوب نظارتی
قانون اوراق بهادار و قانون مبادله قوانین فدرال است که علل خصوصی اقداماتی را ارائه می دهد که براساس آن سرمایه گذاران ممکن است برای کلاهبرداری و تخلفات خاص در ثبت نام و فرایندهای افشای مقرر در قوانین اوراق بهادار فدرال بهبود یابند.
قانون مبادله کمیسیون اوراق بهادار و بورس (SEC) ، یک آژانس فدرال با اختیار تنظیم صنعت اوراق بهادار ایجاد کرد. SEC این قدرت را دارد که طبق اعمال اوراق بهادار فدرال ، و اجرای قانون فدرال و قوانین خاص خود ، قوانین را اعلام کند. طبق قانون مبادله ، SEC صلاحیت ثبت نام ، تنظیم و نظم و انضباط کارگزاران دلال ، تنظیم مبادلات اوراق بهادار و بررسی اقدامات سازمان های خود نظارتی مبادلات اوراق بهادار (SRO) را دارد.
مدتها قبل از تصویب کنگره قوانین فدرال ، اکثر ایالت ها نیز قوانین اوراق بهادار خود را داشتند که امروزه به عنوان قوانین آسمان آبی شناخته می شوند. کنگره قوانین اوراق بهادار فدرال را در برابر پس زمینه مقررات دولت از قبل موجود تهیه کرد. در تفسیر قوانین اوراق بهادار فدرال ، دادگاه ها غالباً برای تفسیر تعاریف یا مفاهیمی که کنگره هنگام تهیه قانون فدرال از آن استفاده می کرد ، به قانون ایالتی مربوطه باز می گردند. با این حال ، قانون ایالتی و قانون فدرال کاملاً مطابقت ندارند. اگرچه برخی از همپوشانی ها وجود دارد ، قانون ایالتی ممکن است علل عمل در دسترس طبق قانون فدرال و برعکس را فراهم کند. قوانین ایالتی می تواند بسیار متفاوت از دولت به ایالت و قانون فدرال باشد. تفاوت های کلیدی عبارتند از: (1) انواع محصولات و معاملات تحت پوشش قوانین.(2) الزامات ثبت نام برای کارگزاران ، فروشندگان و صادرکنندگان. و (3) وسعت و علل عمل موجود در مقررات ضد کلاهبرداری. به عنوان مثال ، قانون اوراق بهادار نیویورک ، قانون مارتین ، فقط به دادستان کل اجازه می دهد دادخواستی را برای تخلفات ارائه دهد. در نیویورک ، سرمایه گذاران انفرادی برای بهبودی باید لباس های خصوصی را برای قانون کلاهبرداری در قانون مشترک بیاورند. در بسیاری از موارد ، قانون فدرال قوانین ایالتی آسمان آبی را پیشگویی می کند ، و سرمایه گذاران را ملزم به شکایت در دادگاه فدرال و طبق قانون فدرال می کند.
- وکس
- تجارت
- فعالیت های تجاری
- اوراق بهادار
- قانون کسب و کار
- بخش های تجاری
- معاملات تجاری
- مقالات WEX
- زمینه های WEX
- قانون اوراق بهادار 1933
- قانون مبادله اوراق بهادار سال 1934
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : 33 تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1402 ساعت: 13:38