تسلط بر روانشناسی تجارت

ساخت وبلاگ

به نظر نمی رسد قوانین حاکم بر موفقیت تجارت ، منطقی باشد. در حقیقت ، به نظر می رسد که آنها از قوانین موفقیت جهانی سرپیچی می کنند ، زیرا اکثر مردم آنها را درک می کنند. افراد بسیار با انگیزه پس از نتیجه گیری می توانند در این بازی پیروز شوند. آنها موفقیت خود را پیش بینی می کنند و برای تحقق این موفقیت رانده می شوند. اما این عقیده که آنها می توانند پیروز شوند ، در هسته اصلی خنثی کردن آنهاست. معنی ندارد - یک نگرش برنده اثبات شده ناگهان اعدام کننده را تبدیل می کند؟

اگر تمایل به پیروزی و تمایل به تلاش سخت شامل فرمول موفقیت در تجارت باشد ، معامله گران برنده بسیار بیشتری نسبت به آنچه وجود دارد وجود دارد. اما راه موفقیت در تجارت توسط بقایای باقی مانده از معامله گر آلفا-فکر می شود. متأسفانه ، بسیار انگیزه برای موفقیت در موفقیت و تلاش سخت برای پیشروی از بقیه بسته ها به طور مداوم به تجارت بیش از حد ، معاملات تحریک آمیز و تجارت انتقام جویی تبدیل می شود. سپس پس از خسارات سخت بر اساس کار سخت و یک نگرش غیرقانونی ، آلفا-شرکتی غالباً با ترس از خسارات بیشتر ، خجالتی می شود. اکنون معامله گر بین تمایل به اقدام برای دستیابی به هدف خود گیر کرده و ترس از این اقدامات منجر به خسارات بیشتری خواهد شد.

تجارت چگونه معامله گر را از چنین انتظارات بلند به سمت گیر در یک خنجر منتقل می کند؟

مایل به اعتقاد با پوشش قند صنعت

فقط برای مدتی ادبیات صنعت تجارت را مطالعه کنید (به ویژه از طرف معامله گران که قبلاً "کمک کول را مست کرده اند") و دیدن پتانسیل صعودی آسان است. با تسلط مهارت ، به نظر می رسد که امکانات به همان اندازه بی پایان است که مسموم کننده هستند. فقط یک سیستم تجاری موفق را مقیاس کنید و آزادی مالی و زمان نام خود را صدا کنید. با کمی تلاش و مهارت های اختصاصی ، تقریباً مانند یک معامله گر می تواند چاپ پول را یاد بگیرد. تصور آن آسان است. و مطمئناً صنعت مثبت را برجسته می کند.

و می آموزید که انواع حفاظت از آنها برای کمک به شما در محافظت از پول خود وجود دارد. و از این گذشته ، چقدر می توانید بدتر از متخصصانی که در گذشته اخیر بخشی از سرمایه گذاری های خود را از دست داده اند ، بدتر شوید؟در جایی در امتداد خط ، بر اساس طرح بزرگ کارها ، انجام این کار برای شما قابل قبول به نظر می رسد.

این در شرایطی است که بیشتر معامله گران شروع به نوشیدن Kool-Aid می کنند و بدون بررسی زیربنای سرمایه در معرض خطر در بازارها ، اعتقاد دارند-به نظر می رسد منطق آنها در عمل از دست می رود. این جایی است که معامله گران ، ضمن تصدیق نرخ بالای شکست معامله گران درست مانند آنها ، اعتقاد دارند که واقعیت ها برای آنها صدق نمی کند - این به نام ناهماهنگی شناختی نامیده می شود. برای اکثر معامله گران تمایل به خارج شدن از مسابقه موش زندگی یا تجارت شرکت ها یک انگیزه قوی برای دیدن تجارت به عنوان امکان زندگی آنها است. به علاوه ، تمام پولی که باید تهیه شود وجود دارد! و پس از یک عمر در تجارت (عدم نیاز به مدیریت کارمندان یا برخورد با مشتری یا رقابت) به نظر می رسد مانند یک تسکین خوش آمدید. معامله گران می خواهند داستان دلربا موفقیت را که توسط صنعت تجارت ترویج می شود ، باور کنند. این نمونه ای از نابینایان منتهی به نابینایان است.

از آن بچه های دوستانه که تجارت را به عنوان یک حرفه جدید ارتقا می بخشند ، مهمترین چیزی که به شما می گویند شما باید انجام دهید فقط یادگیری نحوه تجارت است. و در مورد بازیگران ، متوجه می شوید که تعداد زیادی روش برای یادگیری تجارت وجود دارد. و در جایی در امتداد خط ، شما در واقع با مربی رابطه نزدیکی دارید که می داند او (یا او) چه کاری انجام می دهد. شما اعتقاد دارید که می توانید شانس را شکست دهید. شما می دانید که قرار است مدتی را برای یادگیری نحوه تجارت به شما اختصاص دهد. اما شما آماده یادگیری بودید. و تا زمانی که نشان داده اید که می توانید در شبیه سازی درآمد کسب کنید ، نمی خواهید "زنده" بروید. و هنگامی که این کار را تحت کنترل داشتید ، برای تجارت زنده آماده بودید.

این یک برنامه خوب بود - اگر مبتنی بر واقعیت تجارت ، ریسک سرمایه و عدم اطمینان بود. در نحوه آموختن معامله گران برای تجارت ، یک جلوه بزرگ وجود دارد. بدن و مغز با اسطوره تفکر منطقی همکاری نمی کنند - به ویژه هنگامی که سرمایه در معرض خطر است. تمایل به ایمان (از طرف معامله گران مشتاق) و عدم درک آنچه که برای تجارت موفقیت آمیز لازم است ، هنگامی که معامله گر تجارت زنده را شروع می کند ، رو به رو می شود. منطق برای حكومت آماده است ، در حالی كه مغز پستانداران/عاطفی به یك اتاق عقب در ذهن تجارت منتقل شده است. سپس سرمایه در معرض خطر قرار می گیرد. و همه شرط ها خاموش است.

درخشش نامرئی که باعث خراب شدن مهمانی می شود

مغز برای تجارت موفقیت آمیز ساخته نشده است. در حقیقت ، آن را برای انجام دقیقاً بر خلاف آنچه برای تجارت موفق لازم است ، تکامل یافت. وظیفه مغز عاطفی شما در کوتاه مدت خود حفظ است-شما را در حال حاضر واکنش نشان می دهد. برای انجام این مأموریت ، به سادگی فکر می کند که آیا فکر کردن در وظیفه خود برای انجام این اساسی ترین کارکردهای بقا است. برای انجام این کار ، باید نتیجه را در کوتاه مدت کنترل کند. این امر اولویت بسیار بالاتری نسبت به ریسک عواقب منفی (مرگ) در کوتاه مدت برای بازپرداخت بزرگتر در دراز مدت دارد. انگیزه کوتاه مدت بقا و انگیزه بلند مدت فرود در سمت راست احتمال بیشتر از این که مفاهیم بیگانه برای غرایز بقا از مغز عاطفی نباشد.

در آنجا معضل برای معامله گر که می داند چگونه تجارت کند اما نمی تواند او را در طرحی که در دراز مدت به معامله گر می دهد ، نظم و انضباط داشته باشد. مغز عاطفی طولانی مدت "نمی بیند". این تنها تهدیدی برای بقا در کوتاه مدت است. و هنگامی که آزمایش می شود ، مغز عاطفی هر بار برنده می شود. این امر به سادگی باعث می شود که مغزهای تفکر در حال غبار در باد باشد - در حالی که معامله گر هنوز فریبنده "اعتقاد" در برتری اندیشه عقلانی دارد. و از آنجا که معامله گر اصرار دارد که او می تواند خارج از مغز عاطفی بقاء گرا باشد (او واقعاً معتقد است که عقل و منطق در خارج از احساسات وجود دارد) ، او تا زمانی که به ذهنش برسد ، برای همان درخشش برنامه نویسی می افتداز سرمایه خارج می شود.

در حقیقت ، مغز تفکر منطقی به سادگی دلایل (توضیحات) را برای تصمیماتی که مغز عاطفی قبلاً اتخاذ کرده است تشکیل می دهد - از جمله استدلال غیرقابل توصیف که باعث شد آنها در وهله اول شروع به تجارت کنند. به یاد داشته باشید ، شما باید بخواهید "ایمان داشته باشید" به این احتمال که تجارت برای شما برای شما انجام شود تا شواهد چنین نرخ موفقیت کم را به حالت تعلیق درآورد. شما باید باور داشته باشید که چیزی ذاتاً متفاوت در مورد شما وجود دارد که باور کنید می توانید از شانس موفقیت سرپیچی کنید. خواه آن را دوست داشته باشیم یا نه ، مغز ما برای خود فریب تنظیم شده است. به ندرت واقعیت ها را قبل از مجبور شدن به واقعیت اوضاع بررسی می کنیم. حتی در این صورت ، تعصب مغز این است که مسئولیت در خارج از خود را طراحی کند تا خود در کوتاه مدت حفظ شود (به یاد داشته باشید که تعصب خود حفظ ذاتی است و در همه زمان ها در حال کار است).

ایجاد ذهنی که برای موفقیت طولانی مدت ریسک و عدم اطمینان را بر عهده دارد

اکنون که می فهمید که چرا موفقیت در تجارت بسیار دشوار است ، چگونه می توانید در مورد کار با مغز که مرده است در برابر موفقیت بلند مدت شما در تجارت قرار بگیرید؟

ابتدا به درک جدیدی از مغز ، "شما" ، احساسات و ذهن رسیدید. یکی از سخت ترین مفاهیم برای درک این است که شما و افکار خود یکسان نیستید. به نظر می رسد آنقدر ابتدایی است که "شما" این افکار را دارید که در ذهن شما اجرا می شود (یعنی "البته ، این افکار من هستند ، چگونه می توانند چیز دیگری باشند؟") آنچه به نظر می رسد بسیار ساده است نیز اشتباه است. شما فکر نمی کنید - آنها شما را دارند.

آنچه شما افکار خود را می نامید ، در واقع برنامه های عاطفی در مغز است که از نظر ماهیت الکتریکی هستند. این برنامه ها هر دو بسیار رقابتی هستند و با یکدیگر همکاری می کنند ، زیرا سازمانی از خود را ایجاد می کنند که با بقا در یک محیط سازگار است. در فیلم انیمیشن از پیکسار و دیزنی با عنوان Inside Out ، نسخه ساده ای از این برنامه های عاطفی را مشاهده خواهید کرد که با دیگری برای تولید خود که فکر می کند ، رقابت می کند.(اگر فیلم را ندیده اید ، باید. این نشان می دهد که چگونه یک ذهن از برنامه های اصلی عاطفی انسانی ایجاد می شود.)

هنگامی که منطق و دلیل هم در جای فروتنانه تر قرار گرفتند ، موتور احساسات هنوز باید مدیریت شود. مرحله دوم ، همانطور که در روند من آموزش داده شده است ، تنظیم عاطفی است. تا زمانی که نتوانید احساسات را به گونه ای مدیریت کنید که به راحتی ظرفیت مغز را برای فکر کردن از نظر احتمال ربوده نشود ، هیچ ظرفیتی برای تغییر نحوه فکر شما تحت فشار وجود ندارد.

مرحله سوم توسعه ظرفیت خود برای مشاهده است. شما باید یاد بگیرید که چگونه از فکر خودداری کنید تا ببینید که چه برنامه عاطفی در واقع نوع تفکر را که در بازارها پیش بینی می کنید ایجاد می کند. این در تشخیص این است که شما از چشمان یک بازنمایی مجازی از بازارها (و نه خود بازار) می بینید که ذهن آگاهی به شما امکان می دهد تا در نهایت ببینید. نمایندگی مجازی خاص فقط در صورتی خوب است که به شما امکان می دهد حساب معاملاتی خود را رشد دهید - زیرا این نمایندگی از اعتقاداتی است که در مورد ظرفیت خود برای مدیریت عدم اطمینان دارید. این همان چیزی است که حساب تجارت شما در واقع اندازه گیری می کند. این به شما دروغ نمی گوید. اگر شما مایل به گوش دادن و یادگیری از آن هستید ، حقیقت را به شما می گوید.

مرحله چهارم از ذهن آگاهی استفاده می شود. این جایی است که شما به طراح برنامه های عاطفی تبدیل می شوید که باعث ایجاد ذهن ، ادراک و اندیشه می شود. برنامه های عاطفی خاصی وجود دارد که در مدیریت طولانی مدت به جای "درست" در کوتاه مدت ، در مدیریت احتمال کارآمد هستند. توسعه این برنامه ها در مواجهه با خواسته های بقا کار آسانی نیست - از این رو ، تعداد کمی از افراد وجود دارند که در مسیر تجارت شروع می کنند که در واقع زنده می مانند و بدون استفاده از ذهن آگاهی کاربردی ، زنده می مانند.

بی طرفی نظم و انضباط پاسخ تکامل به حفظ خود در کوتاه مدت نیست. اما این ترکیبی از برنامه های عاطفی است که می تواند موفقیت را به عنوان احتمال در دراز مدت مدیریت کند. ابتدایی ترین و ابتدایی ترین برنامه های عاطفی - ترس و عصبانیت پسر عموی آن - برای این مجموعه عاطفی باید در خود عملیاتی شود که امکان درک تحت فشار را فراهم می کند.

این راه طولانی برای پیروزی است و مغز به دلیل دیدگاه کوتاه مدت در برابر توسعه آن مغرضانه است. مغز خیلی ترجیح می دهد چنگال کوتاه را در جاده بگیرد. این ماهیت آن استمشکل این است که مغز آنقدر با موفقیت بقا کوتاه مدت رانده می شود که شما نمی توانید با موفقیت تجارت کنید. اما برای کسانی که به این ذهن تسلط دارند که آنها برای مدیریت عدم اطمینان به دست می آورند ، پاداش ها در آنجا هستند. این بازآموزی مغز از غریزه بقا طبیعی خود در کوتاه مدت تا سود بلند مدت ذهن است که در خدمت هدف است - این مقدس مقدس تجارت است.

این معامله گر را از منطقه راحتی خارج می کند - توهم کنترل بر نتیجه. با این وجود ، آنچه ممکن است ، مدیریت ذهن را که شما در لحظه عملکرد به وجود می آورید ، مدیریت می شود. در اینجا ، خارج از تمام اعتیاد به پیروزی و پیش بینی آینده ، پیروزی تجارت یافت می شود. گذشته از بین رفته است ، آینده نرسیده است - تمام آنچه را می توان کنترل کرد ، ذهنی است که عدم اطمینان از تجارت و زندگی را درگیر می کند.

مقالاتی در مورد روانشناسی معامله گر توسط رند هاول ، روانشناس معامله گر

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 3 خرداد 1402 ساعت: 18:26