افزایش نرخ بهره اغلب به نظر می رسد تنها سلاح ما در برابر افزایش تورم است. اما درک نقش قدرت بازار و مهار استفاده از آن نیز می تواند نقشی داشته باشد ، زیرا می تواند برخی از اقدامات خاص بخش را انجام دهد.
اقتصاددانان غالباً تورم را با فرض اینکه بازارها رقابتی هستند ارزیابی می کنند و همه بخش های اقتصاد به همان شیوه رفتار می کنند. این فرضیات می تواند منجر به آسیب رساندن به انتخاب سیاست شود ، به ویژه در رابطه با افزایش نرخ بهره در پاسخ به تورم.
بخش بانکی استرالیا ، مانند سایر بخش های اقتصاد ، تحت سلطه تعداد کمی از شرکت ها است. اعتبار:
بازارها در استرالیا به طور کلی به دور از رقابتی هستند و در عوض ، اغلب با تمرکز و قدرت بازار مشخص می شوند. همچنین ، تورم امروز مدیون شوک در بخش های کلیدی مانند گاز و برق است. هر دو این نکته موضوعاتی را برای چگونگی پاسخ دادن به تورم در حال افزایش استرالیا مطرح می کنند.
بسیاری از بخش های اقتصاد ما فقط توسط چند شرکت حاکم است. به آبجو ، مواد غذایی ، انرژی و خرده فروشی ارتباطات ، منابع ، عناصر اقتصاد دیجیتال ، بانکداری و بسیاری دیگر فکر کنید. این بدان معناست که بنگاه های غالب دارای درجه ای از قدرت بازار هستند. یعنی آنها می توانند قیمت ها را در سطوح بالاتر تعیین کنند و دانستن رقبا بعید به نظر می رسد که آنها را زیر پا بگذارند و سهم بازار را از آنها بگیرند.
هنگامی که تورم بالایی وجود داشته باشد ، بنگاه های غالب اغلب متوجه می شوند که می توانند قیمت ها را بالاتر از هر هزینه افزایش دهند زیرا مصرف کنندگان بیشتر از این پذیرفته می شوند. آنها اغلب با گذشت زمان این کار را انجام می دهند.
ما باید بخش هایی را که ممکن است بیشتر در تورم نقش داشته باشند درک کنیم و به جای افزایش نرخ ، پاسخ های بخش را در نظر بگیریم.
در بازارهای متمرکز ، شرکت ها همچنین می توانند به راحتی تأثیرات روی چند رقبای خود را ببینند و می توانند رفتار یکدیگر را تماشا و دنبال کنند. آنها اطمینان دارند که هیچ کس رتبه افزایش قیمت را شکست نخواهد داد زیرا مزایایی برای همه وجود دارد. این را با بازارهای رقابتی که در آن قیمت گذاری بیش از حد با از دست دادن سهم بازار به هر تعداد از رقبا که می توانند فرصتی را به دست آورند ، مجازات کنید.
علاوه بر این ، شرکت ها با ایجاد موانعی برای ورود شرکت جدید و کنترل عرضه نسبت به تقاضا ، بازار و به همین ترتیب قیمت گذاری را به دست می آورند. این بدان معناست که آنها می توانند قیمت ها را افزایش دهند و دانستن پاسخ های بازار محدود خواهد بود.
شرکت های دارای بازار و قدرت قیمت گذاری نیز کمتر در پاسخ به افزایش نرخ بهره ، قیمت ها را محدود می کنند. این امر به این دلیل است که این رقابت نیست بلکه رفتار غالب شرکت است که تصمیمات مربوط به قیمت گذاری را هدایت می کند.
سرانجام ، قدرت بازار معمولاً با کاهش ظرفیت همراه است. به عنوان مثال ، چند بار شاهد کاهش ظرفیت کلی پس از ادغام بین دو رقیب هستیم؟با افزایش تقاضا ، ظرفیت کمتری برای خدمت به آن وجود دارد ، بنابراین می بینیم که قیمت ها بیشتر از آنچه در غیر این صورت وجود داشته باشد افزایش می یابد.
اقتصاددانان تورم هنگام برخورد با تورم باید در نقاط اصلی زنجیره های عرضه بخش های خاص به نشانه های خود نگاه کنند و درک کنند که چه چیزی آنها را هدایت می کند. این می تواند حداقل دو پاسخ داشته باشد. اول ، ممکن است برای کاهش سرعت تورم ، نرخ بهره طولانی تر طول بکشد ، بنابراین ممکن است صبر و حوصله به افزایش نرخ بهره بیشتر نیاز باشد. دوم ، می تواند نقشی در افشای حاشیه های بالا برای فشار برای کاهش آنها وجود داشته باشد.
در طولانی مدت ما باید آنچه را که می توانیم انجام دهیم تا بازارهای رقابتی تری را ارتقا دهیم. سیاست ضد انحصار باید برای سیاست های کلی اقتصادی مهمتر باشد.
در پاسخ به تورم بالا ، ما همچنین باید بخش های کلیدی را که ممکن است بیشتر در آن نقش داشته باشند درک کنیم و به جای افزایش نرخ بهره ، پاسخ های بخش را در نظر بگیریم. افزایش قیمت گاز و برق به خودی خود مشارکت کنندگان مستقیم در تورم امروز است.
در حالی که استرالیا بیش از خودکفا در گاز است ، بخش عمده ای از ذخایر موجود توسط سه شرکت صادرات گاز نگهداری می شود. آنها در حال حاضر حاشیه های عظیمی را ایجاد می کنند. اگر این ذخایر به طور گسترده ای نگهداری می شد ، احتمالاً ما با توجه به اینکه قیمت ها بالاتر از هزینه های تولید اضافی هستند ، اکنون تولید بیشتری خواهیم داشت. در این صورت احتمال دارد که قیمت داخلی گاز زیر قیمت بین المللی بسیار بالا بین المللی باشد زیرا برای ساخت پروژه های LNG بیشتر زمان لازم است تا از قیمت های بالای صادرات استفاده کند.
با این دانش ، دو پاسخ ممکن وجود دارد ، که هر دو بهتر به نظر می رسد که فقط با تکیه بر نرخ بهره برای بازگشت تورم به سطح هدف افزایش می یابد. یکی این است که مالیات بیش از حد صنعت گاز را مالیات داده و از درآمد حاصل از تورم کوسن استفاده کنید. مورد دیگر این است که به صادرکنندگان فشار بیاورند تا گاز بیشتری را به سمت عرضه داخلی منحرف کنند. بله ، اینها ایده های بنیادی هستند. اما جایگزین ، در حاشیه ، بیکاری بالاتر است.
در حالی که برخی از افزایش نرخ بهره ضروری است ، اکنون مسئله این است که چقدر بیشتر نیاز دارند. ما باید درک کنیم که به دلیل قدرت بازار ، حاشیه ها در بخش های اصلی اقتصاد ما در کجا افزایش یافته است و در نظر داریم که آیا می توانیم اقدامات دیگری را در بخش های گاز و برق خود انجام دهیم تا تورم را مهار کنیم.
راد سیمز استاد دانشکده سیاست های عمومی کرافورد است و از سال 2011 تا مارس 2022 رئیس ACCC بود.
خبرنامه توجیهی تجارت ، داستانهای اصلی ، پوشش منحصر به فرد و نظر متخصص را ارائه می دهد. ثبت نام کنید تا هر صبح روز هفته آن را دریافت کنید.
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : کامران فیوضات
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
6 مرداد
1402 ساعت: 21:09