آغاز مهمترین بخش کار است.
هدف: برای درک میانگین دیدگاه معامله گر و تجربه بازار
بازار مشکل شماست. مشکل شما این است که بازار را مشکل خود می بینید.
روزگاری مردم با هم جمع شدند ، چیزها را عوض کردند و معامله کردند. تجارت کالاها چیزی نبود که آنها مورد تجزیه و تحلیل یا سر و صدا قرار دادند و از آن غافلگیر شدند. این فقط کاری بود که آنها به همراه کاشت بذر در بهار ، برداشت محصولات زراعی در پاییز و سپس تجارت با همسایگان خود برای بازی های وحشی ، ابزار یا سایر موارد ضروری انجام دادند. اگر آنها مشکل تجاری داشتند ، آنها از والدین و مادربزرگ و مادربزرگ ، عموهای بزرگ ، برادران بزرگتر و سایر افراد که معامله گر موفق بودند ، مشاوره می گرفتند. در گذشته ، اینها متخصصان بودند و توصیه های عملی که آنها ارائه می دادند بر اساس تجربیات زندگی واقعی بود.
سپس پیچیدگی نیمه دوم قرن بیستم به وجود آمد. پس از جنگ جهانی دوم ، طبقه کاملاً متفاوتی از معامله گران به وجود آمد: کارشناسان تجارت - کسانی که دارای مدرک ، میزهای بزرگ چوب ماهون و پلاک های جلا شده در درهای خود بودند. مدتها قبل ، بلاغت واقعیت را به عنوان اصلی ترین شیوه های معاملات جایگزین کرد. مزخرف جایگزین عقل سلیم شد. علاقه ما به میانگین حرکت ، Stochastics ، RSI ، Point و ارقام ، نوسان سازها ، DMI ، ADX ، CCI ، نوسانات ، اجماع صعودی ، حرکت ، ROC ، MACD ، به علاوه بسیاری از شاخص های دیگر متمرکز شد. سپس خبرنامه ها و کتاب هایی از قبیل How I Gow 40 میلیون سال گذشته با یک قرارداد یوروودولار انجام دادم. در اوایل دهه 1980 ، یک سیستم جعبه سیاه 3000 دلاری با نرخ باورنکردنی فروخته شد. هیچ کس سودآور نبود و همه دور ریخته نشده اند.
مشخصات بازار به صحنه آمد اما به دلیل استفاده از آمار پارامتری در دنیای غیرپارامتری (بازار) مانع شد. وقتی آمار بی فایده بود ، ما هزاران سال به عقب نگاه کردیم و تحلیل شمعدان را از ژاپنی ها وام گرفتیم. اگر آنها تحمل کردند ، باید مؤثر باشند ، درست است؟
اکنون ، ما در میان یک انقلاب روانشناختی برای معامله گران هستیم که همه چیز را از روانی ، پیام های زیرزمینی و هیپنوتیزم گرفته تا NLP ، که معمولاً در گروه ها توسط افراد غیر متجاوز یا معامله گران آموزش داده می شود که در حالی که افراد خارجی در حال تماشای هستند ، آموزش می دهند.
جای تعجب نیست که معامله گران مشتاق سردرگم ، ناامید و ناراحت می شوند و کنترل خود را از دست می دهند. اکثریت قریب به اتفاق آنها به صفوف بازنده های مزمن می پیوندند.
در طول 20 سال گذشته ، ما یک کار عملی و کاملی برای تجارت انجام داده ایم ، آن را به زبان فانتزی پوشیدیم و آن را به چیزی بسیار انتزاعی و دشوار تبدیل کردیم. آنچه کارشناسان عاشقانه ، احساساتی و ایده آل نشده اند ، آنها را مورد بررسی قرار داده و مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند به حدی که ما دیگر قادر به دیدن جنگل نباشیم. ما بیش از حد با درختان وسواس داریم. روند تجارت یا گمانه زنی ها ، همانطور که اکنون نامیده می شود - به یک علم شبه سلولی تبدیل شده است. معامله گران فکر می کنند که برای سودآوری باید مغز خود را به آن فشار دهند. تجارت ، با این حال ، چیزی جز یک تلاش فکری است. در حقیقت ، هرچه مغز فشار بیشتری داشته باشید ، احتمال بیشتری برای پیدا کردن خود با بیانیه P& L باخت بیشتر خواهید داشت. شواهد کافی وجود دارد مبنی بر اینکه هرچه آگاهانه شما آگاهانه سعی کنید باشید ، سخت تر خواهد بود که بتوانید در تجارت سود کسب کنید.(ما این مفهوم را با جزئیات در فصل 12 بررسی خواهیم کرد.)
تجارت خوب در درجه اول از سر سرچشمه نمی گیرد. از روده و قلب ناشی می شود. به جای فکر طولانی طولانی ، شما به شهود و حساسیت به نیازهای خود و نیازهای بازار و یک پایه محکم در خاک عقل سلیم نیاز خواهید داشت.
معامله گران که بیش از حد فکر می کنند تمایل به گفتن چیزهایی مانند "تجارت سخت ترین کاری است که من انجام داده ام". هنگامی که آنها خیلی فکر می کنند که در مورد آن فکر می کنند ، از وسواس در مورد همه جزئیات کوچک دست بردارید ، از نگرانی در مورد اینکه آیا یک تصمیم تجارت خود را برای زندگی خراب می کند ، دست بکشید و حداقل به همان اندازه توجه به عملیات داخلی خود را به عنوان نیازهای بازار شروع کنید.-این وقتی تجارت به روشی نسبتاً آسان و کم استرس برای به دست آوردن زندگی خوب تبدیل می شود.
از آنجا که من بیش از 35 سال است که به طور فعال معامله می کنم و کارگاه های تجاری را در 12 کشور در 5 قاره برگزار کرده ام ، گاهی اوقات به عنوان یک متخصص شناخته می شوم. این یک برچسب دقیق است. من یک متخصص در تجارت حساب خودم هستم. من از طریق آزمایش و خطا به یک معامله گر متخصص تبدیل شده ام ، این تنها راهی است که هر کسی تا به حال به یک معامله گر متخصص تبدیل می شود. من به دلیل بدست آوردن مدرک مهندسی و دکترا در روانشناسی ، متخصص نیستم. آموزش رسمی من در واقع بیشتر برای جلوگیری از توانایی من در تجارت انجام داد تا اینکه به آن کمک کنم. دانشکده تحصیلات تکمیلی سرم را با بسیاری از انتزاع و نظریه در مورد رفتار انسان پر کرد ، اما هیچ کاری در جهت پیشبرد عقل سلیم من انجام نداد. این باعث شد که من در مورد "راه درست" برای تجارت زیاد فکر کنم و هرچه فکر می کردم سخت تر ، بیشتر با دانش شهودی خود ارتباط برقرار کردم.
تجارت به طور اساسی دشوار نیست ، اما وقتی معلمان خود منصوب آن را دشوار می کنند ، ما به اعتقاد آنها اشتباه می کنیم. آنها ممکن است دارای درجه ای از درجه باشند ، اما لفاظی آنها اغلب بیشتر از آنچه نشان می دهد پنهان می شود. زبان فکری ظریف خود را از بین ببرید و برخی از حقایق اساسی بی موقع را کشف خواهید کرد که برای تجارت بسیار ساده است. مشکل این حقایق این است که آنها نه رمانتیک و نه احساساتی هستند. آنها واقع بینانه ، عمل گرا و سرسخت هستند.
این کتاب همه چیز در مورد بازگشت به یک چشم انداز عوام در تجارت است. تجارت موفق بر دانش (1) ساختار اساسی بازار و (2) ساختار اساسی شما ایجاد می شود. نحوه کار مغز شما باعث برنده یا بازنده می شود. توصیه های قدیمی ، "ابتدا خود را بشناسید و سپس بازار را بشناسید" ، آزمون زمان ایستاده است. ما وقتی سعی می کنیم یک علم تکنولوژیکی را از برخورد با احساسات خودمان بسازیم ، "حس مشترک (تجارت)" خود را جابجا می کنیم.
هنگامی که من برای اولین بار تجارت تمام وقت را شروع کردم ، بیش از 6000 دلار برای اشتراک در خبرنامه ها هزینه کردم. هزینه واقعی من بارها و بارها این مقدار بود ، زیرا من معتقدم آنچه این متخصصان به اصطلاح در حال گردش بودند. سپس من کمی تحقیق کردم و فهمیدم که این نویسندگان خبرنامه طبق توصیه های خود تجارت نمی کنند. من به آنها هزینه های قابل توجهی پرداخت می کردم و دلارهای سخت درآمد خودم را به خطر می اندازم ، و آنها حاضر به تکیه بر تحلیل خودشان نبودند! آیا این استدلال را شنیده اید: "اگر پول خودم را در آنجا داشتم عینیت خود را از دست می دادم؟"من آن را B. S. بهانه شماره 17.
تجارت لازم نیست دشوار باشد و می تواند بسیار ارزشمند باشد. یاد بگیرید که در تجارت به خود وابسته باشید. شما ممکن است آن را بدانید اما شما هم مانند من یک متخصص هستید. با گذراندن این کتاب و یادگیری رویکرد سود در تجارت ، به جای اینکه نگران یک معامله گر شوید ، از داشتن یک معامله گر لذت خواهید برد.
کدام حیوان بیشتر بازار را برای شما مشخص می کند؟
قبل از خواندن جمله دیگر ، لطفاً مکث کرده و به این سؤال پاسخ دهید: اگر بازار یک حیوان بود ، چه حیوانی خواهد بود؟به عبارت دیگر ، کدام حیوان بهترین ویژگی های بازار را برای شما ضبط می کند؟یک سفر ذهنی سریع از طریق باغ وحش انجام دهید و سپس پاسخ خود را در فضای زیر بنویسید.
من از شما می خواهم که واقعاً جواب خود را بنویسید زیرا می خواهم تصمیم بگیرید ، یک بیانیه کتبی از انتخاب خود داشته باشید (بدون فکر دوم ، بدون نگاه به عقب) ، و سپس مفهومی از بازار داشته باشید که بتوانید همانطور که ما تجسم می کنیدبحث کنید
اکنون که بازار را به عنوان انتخاب یک حیوان مفهوم سازی کرده اید ، برخی از سؤالات شما را پیش بینی می کنم:
1. چه چیز دیگری در مورد این رویکرد متفاوت است؟
یک سوال خوب که مستحق پاسخ جدی است. بگذارید آزمایشی را پیشنهاد کنم که می توانید برای خودتان انجام دهید. با هر کسی که می دانید کالاها را معامله کرده و به دلایلی ترک کرده اید تماس بگیرید (معمولاً نمی توانست از نظر مالی پیروز شود). از آنها بپرسید که چرا آنها ترک کردند - به عبارت دیگر ، چه چیزی مانع از سودآوری آنها شد؟من می دانم که آنها به شما چه خواهند گفت: "من نتوانستم پول کسب کنم زیرا نمی توانستم بازار را پیش بینی کنم."
چیزی می دانید؟هیچ کس نمی تواند! هیچ کس در کل جهان نمی داند که اوراق قرضه فردا چه خواهد کرد. اگر فکر می کنید می توانید یاد بگیرید که بازار را به طور دقیق پیش بینی کنید ، خود را از 10 درصد که از نظر مالی موفق هستند ، خارج خواهید کرد.
این رویکرد ، با استفاده از تجزیه و تحلیل فراکتال ، در درجه اول به پیش بینی دوربرد مربوط نمی شود. فلیپ ویلسون کمدین برای توصیف "کلیسای آنچه اکنون اتفاق می افتد" بود. فراکتال ها معادل بازار کلیسای آنچه اکنون اتفاق می افتد است. تجزیه و تحلیل فراکتال تصویری واضح تر و دقیق تر از فعالیت فعلی بازار ارائه می دهد. در رویکرد سود ، ما عرشه را سر و کار نداریم. ما فقط درصد ها را بازی می کنیم.
در حالی که هر کس دیگری از تحلیل فنی و اساسی استفاده می کند ، ما اینگونه نیستیم. تمام تجزیه و تحلیل فنی بر اساس فرض معیوب ساخته شده است که آینده مانند گذشته خواهد بود. اگر یک چیز وجود داشته باشد که من در بیش از 35 سال تجارت آموخته ام ، این است که آینده مانند گذشته نخواهد بود.
در دهه 1960 و اوایل دهه 1970 ، معامله گران با میانگین حرکت ده دوره ای ، لوبیای معاملاتی را به دست آوردند. امروز آن را امتحان کنید و ببینید چه مدت دوام دارید.
2. راز موفقیت با رویکرد سود چیست؟
بهترین مخفی در دنیای تجارت: تقریباً هیچ چیز همانطور که انتظار می رفت معلوم نمی شود. بهترین برنامه های تجاری معمولاً اشتباه می شوند. توجه کنید که من بعضی اوقات یا گاهی اوقات نگفتم. من معمولاً گفتم
بیشتر معامله گران هرگز این راز را کشف نمی کنند. این چیزی نیست که آنها می خواهند بشنوند. از دست دادن معامله گران به دنبال یقین و قابلیت اطمینان است. آنها می خواهند یک سیستم ، یک مشاور ، خط تلفن یا یک شاخص بازار که می توانند روی آنها حساب کنند تا به آنها بگویند چه کاری انجام دهند. و هرچه یقین کمتری از این غرفه ها بدست آورند ، بیشتر جستجو می کنند.
برخی از حقایق غیرمجاز: یک سناریوی معمولی
زندگی بیشتر معامله گران پر از مجموعه ای از شروع های مداوم است که منجر به پایان های خوشی نمی شود. اکثریت قریب به اتفاق بازرگانان دوزهای روزانه امید را مصرف می کنند. آنها مطمئن هستند که موفقیت تقریباً در گوشه و کنار است.
بیایید به یک داستان یک معامله گر معمولی نگاه کنیم و ببینیم که چقدر ممکن است به تجربه شخصی شما نزدیک شود. اگر قبلاً معامله نکرده اید ، به شما اطمینان دهم که اگر شروع به تجارت کنید و از تجزیه و تحلیل فنی و اساسی استفاده کنید ، شانس به نفع این تجربه شما است.
شما با این فکر که "پول زیادی را سریع بدست آورید بدون نیاز به کار برای آن ، به بازارهای آینده جذب می شوید. علاقه اولیه شما به احتمال زیاد با دانستن یا شنیدن کسی که در آینده پول زیادی کسب کرده است ، برانگیخته می شود. دوست یا آشنای شخصی شما - یا کارگزار - هر از گاهی به معاملات خود اشاره می کند که سود خوبی داشته است. شما هرگز در مورد ضررها نخواهید شنید.
وقتی جزئیات را درخواست می کنید ، دوست شما در مورد تجارت با طلا یا ارزها می گوید - هرچه در آن زمان گرم باشد."این سیستم کار می کند" خلاصه اعتماد به نفس خواهد بود.
در مرحله بعد ، با کمی صحبت کردن ، دوست شما در مورد معاملات موفق تر به شما می گوید: یک معامله در چهار روز 70 درصد حاشیه را به خود اختصاص داده است ، دیگری سود بزرگی را در فروش کوتاه طلا در آخر هفته به ارمغان آورد. دوست شما آنقدر با اعتماد به نفس ، اطمینان و موفق به نظر می رسد که تصور می کنید حقیقت مطلق را می شنوید و چیزی جز حقیقت نیست.
سرانجام ، دیگر نمی توانید تحمل کنید. شما به خاطر این نوع موفقیت گرسنه هستید ، بنابراین شجاعت این را می کنید که بپرسید که آیا می توانید چند معاملات بعدی را سایه بزنید. دوست شما موافقت می کند که در چند معاملات بعدی به شما اجازه دهد ، و شما شروع به خواب دیدن اینکه به زودی ثروتمند خواهید شد.
اولین تجارت شما سود کمی را نشان می دهد. مورد دوم ، گزینه لوبیا که در شش هفته دو برابر می شود ، حتی بهتر نیز انجام می شود. رویای شما برای ثروتمند بودن در حساب بانکی شما به زندگی می رسد. شاید وقت آن رسیده باشد که برای کاتالوگ جت لیر با کانزاس تماس بگیرید.
تجارت بعدی یک فاجعه است و به دنبال آن یک بازنده دیگر است. مدتی رویای خود را به تعویق می اندازید.
وقتی از دوست خود در تجارت خود سؤال می کنید که چه اتفاقی می افتد ، به شما گفته می شود ، "این فقط یک رکود مختصر است-این اتفاقات هر از گاهی اتفاق می افتد."متأسفانه ، خط ضرر ادامه دارد و سرانجام قبل از اینکه همسرتان به شما جهنم می دهد ، باید حوله را پرتاب کنید.
با این حال ، دوست شما ، متخصص ، به تجارت ادامه می دهد و به نوعی هنوز هم مانند همیشه زندگی می کند.
اکنون ، حتی اگر ضرر کرده اید ، موفقیت را نیز چشیدید. می دانید که می توان سود بزرگی کسب کرد. این فقط آسان نیست
در مرحله بعد ، شما در خبرنامه های معاملاتی مشترک می شوید ، گزارش های کارگزاری را می خوانید و برنامه های مالی را در تلویزیون تماشا می کنید. شما می بینید که تمام وقت در مورد تجارت فکر می کنید ، حتی اگر باید به چیز دیگری فکر کنید. شما یک مورد بد از امکانات دارید.
شما کمی به تنهایی تجارت می کنید ، و به دوست خود نمی گویید. شما به عنوان سایه دوست خود بهتر از آنچه انجام داده اید ، اما می دانید که چیزهای زیادی برای یادگیری دارید. بنابراین وقتی یک بروشور در مورد سمینار معاملاتی که به تمام سوالات شما پاسخ می دهد ، پذیرای شما است و شما را به "معامله گر ماه" می رساند. توصیه های درخشان از شرکت کنندگان سابق در هر صفحه نقل شده است. تعدادی بلندگو وجود خواهد داشت ، بنابراین باید چیزی برای همه وجود داشته باشد. شما برای سمینار ثبت نام می کنید.
یکی از بلندگوها به شما نشان می دهد که چگونه می توانید نقاط عطف اصلی را در بازارها شناسایی کنید. او نمودارهایی را در مورد چگونگی کسب درآمد در تصادف '87 نشان می دهد و سپس با یک تماس کامل در مورد تصادف '89 دنبال شد. سابقه آهنگ او باورنکردنی است.
سخنران دیگر ، یک متخصص موج الیوت ، نوید فرصتی آینده یک بار در طول زندگی را می دهد. اگر می خواهید زمان بندی دقیقی داشته باشید ، باید در خبرنامه وی ، Fax Line و به روزرسانی تلفنی Intraday مشترک شوید. این هزینه بسیار کمی هزینه دارد ، اما آنچه را که هک می کنید ، آنقدر ثروتمند خواهید بود که اهمیتی نخواهد داشت. شما به تمام سودهای او فکر می کنید ، و اینکه چگونه او چنین پسر خوبی است تا تمام این اطلاعات ثروت را با شما به اشتراک بگذارد.
بسیار راحت است که سرانجام با یک حرفه ای کار کنید ، شخصی که در مجله وال استریت ژورنال و آینده به نقل از آن است. این یک معامله گر واقعی با سابقه اثبات شده و مستند است. ضرری ندارد که او یک ساعت رولکس دارد و کت و شلوار آرمانی را پوشیده است.
شما مشترک هستید و خبرنامه می گوید این را بخرید و آن را بفروشید. برخی از معاملات شما فقط نمی فهمید - آنها با آنچه در سمینار گفته شد ، دوست ندارند ، اما به هر حال آنها را می سازید زیرا نمی خواهید از هر گونه سود خود را از دست بدهید. بسیاری از معاملات کاملاً خوب عمل می کنند - به اندازه کافی برای جبران بازندگان برای حفظ اعتماد به نفس شما در Seminaewsletter Guru.
سپس روز بزرگ فرا می رسد. فریاد خط نمابر:
سرب در مقاومت غیر قابل مقاومت است: "این آخرین فرصت ماست. این مانند خرید طلا با 35 دلار یا سهام در 800 است. بچه ها را بفروشید و مزرعه را وام دهید. یا کلمات موثرند.
شما عصبی هستید اما می دانید که برای کسب سود بزرگ باید جسورانه باشید. شما سرمایه گذاری های دیگری را که متعلق به خود هستید ، می فروشید ، وام سهام خانه را از بانک دریافت می کنید و قبل از اینکه خیلی دیر شود خریداری می کنید. اما قیمت پایین می رود ، نه بالا.
شما برای راحتی و مشاوره با گورو تجارت خود تماس می گیرید و او می گوید: "فوق العاده! فقط آنچه ما به آن امیدوار بودیم - فرصتی برای خرید بیشتر با قیمت های معامله."
یقه شما خیلی تنگ است. شما تمام آنچه را که می توانید و سپس برخی از آنها سرمایه گذاری کرده اید سرمایه گذاری کرده اید.
قیمت به سمت پایین ادامه دارد و به مقداری پول نیاز دارید. شما قراردادهای آتی خود را برای پرداخت وام می فروشید. افسردگی در حالی که تعجب می کنید با پول کوچکی که باقی مانده است چه کاری باید انجام دهید.
شما فکر می کنید که شاید شما دستورالعمل مشاور را اشتباه درک کرده باشید. او یک مشاور تجاری ثبت شده کالا است ، بنابراین باید بداند که چه کاری انجام می دهد. خبرنامه وی همچنان در مورد میزان پول مشتری های خود صحبت می کند. احتمالاً شما در سطحی خریداری کرده اید که بسیار پیشرفته بود و به یک مشاور اساسی تر نیاز دارید. شما خیلی عصبی هستید که با استراتژی سمینار و خبرنامه بمانید.
شما کتاب های بیشتری را می خوانید ، از جمله یکی به نام جادوگران بازار و دیگری در مورد جادوگران بازار جدید. چند داستان خاطرنشان می کنند که بازرگانان هنگام تجارت بدون سیستم ، وقتی از یک تجارت به تجارت دیگر می روند بدون برنامه دقیق برای خرید و فروش ، از دست می دهند.
این باید مشکل باشد! بنابراین سیستمی را پیدا می کنید که بیش از 15 سال از آن استفاده می شود و به طور متوسط سود سالانه بیش از 30 درصد در سال تولید کرده است. شما می دانید که نمی توانید با سیستمی مانند آن اشتباه کنید.
خوب ، شما انجام می دهید! درست همانطور که شروع به استفاده از آن می کنید ، به نوعی اولین سال باخت خود را متحمل می شود. هنوز هم به تجارت ادامه می دهید. می دانید که هر روز میلیون ها دلار در بازارهای آینده ساخته می شود و شما فقط تعدادی از آنها را می خواهید.
شما در مورد گسترش می شنوید ، جایی که ظاهراً هنوز هم پتانسیل سود زیادی وجود دارد اما خطر محدود تری دارد. شما اکنون پیرتر و عاقل تر هستید ، بنابراین تصمیم می گیرید خطر کمتری داشته باشید و مطمئن تر باشید.
شما اکنون بسیار انتخابی هستید و فقط از سیستم هایی با سوابق آهنگ مستند استفاده می کنید. شما به Club 3000 می پیوندید تا با سایر بازنده های عمدتا ساده لوح و مداوم همکاری کنید.
Seesaw
شما با تجارت خود بیشتر مراقب و سازگار شده اید. تنها مشکل این است که شما به طور مداوم پول نمی گیرید. شما در حال از دست دادن و برنده شدن هستید. تنها بخش مداوم معاملات شما درصد هزینه ای است که برای کمیسیون ها هزینه می کنید.
سناریوی شما باعث شده است که شما تصمیم بگیرید که سوابق ، تحقیق و شاخص ها اکثراً شرم آور هستند. هیچ راهی برای جدا کردن خیر از مشاوران بد و نه صادقانه از نامشخص وجود ندارد. شما مطمئن هستید که باید در این تجارت در هر فوت مربع بیشتر از آنچه در مافیا وجود دارد ، در این تجارت وجود داشته باشد. شما فقط در مورد استعفا هستید که شما را به عنوان یک معامله گر انتخاب نمی کنید.
با این وجود ، شما باید پس انداز خود را در جایی قرار دهید ، و می خواهید بیش از Passbook یا CD علاقه داشته باشید. شما تصمیم می گیرید به یک استخر تجاری بروید ، جایی که به نظر می رسد خطر کمتری وجود دارد - و شاید مشاوران صلاحیت بیشتری داشته باشید. شما استخر را انتخاب می کنید که از طریق یک سری از سالهای برنده با کمبود کمی قابل اعتماد بوده است.
خبرنامه ها و مشاوران تجاری ممکن است سوابق خود را از بین ببرند ، اما استخرها بهتر تنظیم می شوند.
متأسفانه ، اقتصاد ضعیف می شود ، بازار مبهم است و استخر دچار عقب نشینی می شود. این اولین سال باخت خود را در ده سال گذشته دارد.
شما به عنوان یک معامله گر وظیفه فعال را فراخوانده اید. شما تصمیم می گیرید - دوباره - که هیچ کس دیگری سوار بر Seesaw نمی شود ، به همان روشی که می خواهید از پول شما مراقبت کند. این داستان ادامه دارد. شما حتی در مورد تماس شما با کانزاس فکر نمی کنید.
دنیای تجارت
در هر مرحله ، شما مراقب بوده اید که به طور دقیق برنامه ریزی کنید ، فقط به بهترین پیش بینی کنندگان گوش دهید ، فقط با سیستم های اثبات شده کار کنید ، از بهترین و درخشان ترین ذهن استفاده کنید - به طور خلاصه ، فقط از بهترین برنامه های گذاشته شده استفاده کنید. با این وجود ، به دلایلی ، هیچ چیز همانطور که تصور می شود نتیجه نمی گیرد. به دنیای شگفت انگیز تجارت معاملات آتی خوش آمدید ، جایی که تقریباً هیچ چیز مطابق آنچه انتظار می رفت معلوم نیست. شما از پیش بینی های اقتصاد ، برای نرخ بهره ، برای طلا ، برای ارزهای خارجی طغیان می کنید ، اما به ندرت پیش بینی می شود که دقیق باشد.
نویسندگان خبرنامه به سوابق آهنگ های حسی افتخار می کنند ، حتی اگر فقط تعداد کمی از خوانندگان آنها اشتراک های خود را تمدید کنند.
اقتصاددانان و مشاوران در سمینارها در سمینارها ظاهر می شوند تا به طور منطقی و قانع کننده توضیح دهند که چرا برخی از رویدادها اجتناب ناپذیر است. اما این رویداد هرگز به پایان نمی رسد یا خیلی دیرتر از آنچه پیش بینی شده است رخ می دهد.
علیرغم ایده های قابل قبول ، سیستم های آزمایش شده رایانه ، خرد اقتصادی ، تکنیک های تصفیه شده ، سوابق آهنگ مستند و رویکردهای عوام ، عملاً هیچ چیز در دنیای اقتصادی یا تجارت به عنوان همه اطمینان نمی داد.
برخی از معامله گران با گذشت زمان درآمد کسب می کنند. در واقع ، برخی از بازرگانان در مدت زمان طولانی کاملاً خوب عمل می کنند. این سود به رغم وقایعی که همانطور که وعده داده شده آشکار نمی شوند ، حاصل می شود. اگر به این بیانیه آخر شک دارید ، به سادگی مسائل پیش بینی سال گذشته خبرنامه های مختلف را حفر کنید. آنچه را که نویسنده پیش بینی کرده است امسال بخوانید. از خود بپرسید که این پیش بینی ها چقدر ارزشمند بودند. حتماً نسخه اصلی را بخوانید: بررسی و بازخوانی ممکن است تفاوت چشمگیری داشته باشد.
به یاد داشته باشید که چگونه H. Ross Perot ، در طول مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری 1992 ، "ما را تضمین کرد که یک شکست فاجعه بار وجود خواهد داشت و ما شاهد مرگ FDIC در اواسط ماه دسامبر 1992 خواهیم بود؟
به تحلیل اخبار امشب تنظیم کنید. کارشناسان به ندرت در مورد اهمیت آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد ، بسیار کمتر در آینده هستند.
تحلیلگران حرفه ای-پیش نویس ، موضع "من می دانستم که این اتفاق می افتد" اعتصاب می کند زیرا احساس می کنند در تجارت آنها ضروری است. هرکدام احساس می کنند که او باید در بالای بازارها ، در بالای بازارها ، از آنچه اتفاق می افتد و چه اتفاقی می افتد آگاه باشند. از این گذشته ، رقبای آنها جبهه کاذب مشابهی را قرار می دهند.
معامله گران دلایل خاص خود را برای مخفی نگه داشتن نتایج واقعی دارند. آنها هنگام تجارت ، عزت نفس خود را به همراه پول خود به خطر می اندازند. آنها نمی خواهند تنها بازنده باشند وقتی که به نظر می رسد همه افراد خوب عمل می کنند.
بیشتر معامله گران انتظار دارند که آینده به طور پیش بینی تکامل یابد. آنها مثبت هستند که یک سیستم قابل اعتماد وجود دارد و افراد دیگر آن را پیدا کرده اند. آنها به جستجوی یک سنگ Rosetta مالی ادامه می دهند ، اما هرگز آن را پیدا نمی کنند.
هیچ کس نمی تواند بگوید چه زمانی اوراق قرضه به اوج خود می رسد یا تا چه حد سقوط خواهد کرد. معامله گران انسانی قادر به پیش بینی آینده به هر روشی قابل اعتماد نیستند. برای هر نمونه از پیش بینی سرمایه گذاری که به حقیقت می پیوندد ، می توانم به چهار یا پنج موردی که این کار را نکردند اشاره کنم - و برخی از هر دو نوع ممکن است از همان پیش بینی شده باشند.
هنگامی که شما امیدوار هستید که برخی از مشاورین ، برخی از سیستم ها ، برخی از منابع داخلی ، می توانند میانبر ثروت را به شما ارائه دهند ، در نهایت شروع به کنترل آینده تجارت خود خواهید کرد. سرانجام به شما طلوع می کند که هیچ کس بازار را معامله نمی کند. نه شما ، نه "متخصصان"/نه تکنیوئیدها ، نه آن مؤسسات دارای رایانه های سه طبقه ، هیچ کس. همه ما سیستم های اعتقادی شخصی خودمان را تجارت می کنیم. وقتی این حقیقت را می شناسید ، یک دنیای تجارت کاملاً جدید باز می شود.
تجارت یک بازی روانشناختی است. استراتژی های اقتصادی ، اساسی ، مکانیکی یا فنی بیشتر کار نمی کنند. همانطور که من این را می نویسم ، یک شماره اخیر مجله Futures گزارش می دهد که ، از 231 بودجه مدیریت شده حرفه ای ، فقط 33 سال در حدود سال تقویم سود را نشان می دهد. تنها 3 از 231 یا بیش از 1 درصد ، سود بیش از 10 درصد را نشان می دهد که به 87 درصد بازنده و تنها 1 درصد بیش از 10 درصد برای سال تبدیل می شود. به یاد داشته باشید ، این نتایج برای متخصصان بالاترین حقوق و دستمزد مدیریت برخی از بزرگترین صندوق های عمومی در جهان است.
این معامله گران بزرگترین رایانه و بهترین اطلاعات در جهان را در دسترس آنها دارند. اما بازارها رایانه نیستند و توسط رایانه ها قابل درک نیستند. یک روش آسان برای دانستن اینکه رایانه ها به عنوان معامله گران موفق می شوند وجود دارد: به محض اینکه می توانند تفاوت بین گربه و سگ را بگویند.
تجارت در بازارها فرصت های خارق العاده ای را برای سودآوری ارائه می دهد اما در عین حال ترین حرفه ای که هر کسی می تواند انتخاب کند ، خود را نشان می دهد.
ما می آموزیم که درک خودمان کلید اصلی تصمیمات و استراتژی های سودآوری است. ما می بینیم که ، فراتر از نتایج پولی ، پاداش های ذاتی در فعالیت تجارت وجود دارد. یک رویکرد کلی برای درک بازار نیاز به استراتژی و تاکتیک هایی دارد که به ما اجازه می دهد خودمان و همچنین بازارها را درک کنیم.
ما می آموزیم که ساختار اساسی بازار آینه ای از ساختار اساسی در هر معامله گر جداگانه است. چالش این است که هماهنگ کردن ساختار زیرین (و معمولاً غیب) با ساختار بازار باشد.
جستجوی ما برای موفقیت ممکن است با تلاش برای Grail Holy مقایسه شود: ما به دنبال یک ایده هستیم که تضمین می کند که ما می توانیم برندگان سازگار باشیم. من پیشنهاد می کنم که تلاش ما را می توان در پنج کلمه خلاصه کرد: آنچه را که بازار می خواهد بخواهید. این هدف بسیار ساده است اما همیشه آسان نیست.
همه ناامیدی ها و خسارات ما از یک منبع ناشی می شود. انتظاراتی داشتیم که برآورده نشد. وقتی می خواهیم آنچه بازار می خواهد ، هیچ ناامیدی نداریم. ما با هماهنگی ساختار زیربنایی خود با ساختار بازار ، هیچ انتظاری از تحقق نداریم.
با این رویکرد ، تجارت روشی کم استرس برای زندگی است. ما می آموزیم که می توانیم به یک ساختار "بدون خطر" روانی برسیم و از آن لذت ببریم. ما می دانیم که اگر تجارت سرگرم کننده نباشد ، ما کار اشتباهی انجام می دهیم ، و بازار ، که تنها معلم ما است ، همیشه به ما می گوید دقیقاً چه اشتباهی است و خطاهای ما در کجا نهفته است.
پیدا کردن خود تجارت طبیعی
در این کتاب ، من به شما نشان خواهم داد که چگونه می توانید امنیت و سود بیشتری را در دنیای نامشخص تجارت پیدا کنید - بدون نیاز به پیش بینی مناسب یا سیستم ، بدون اینکه خطرات لازم را داشته باشید ، بدون اینکه ناراحت شوید و بدون نیاز به تماشایf یا برای صبحانه وال استریت ژورنال بخورید ،
من نمی توانم تضمین کنم که شما با موفقیت معاملات خود من برابر خواهید بود یا حتی با استفاده از این ایده ها سود خواهید برد. با داشتن آموزش خصوصی بیش از 450 نفر که اکنون معامله گر تمام وقت هستند ، معتقدم می توانم به شما کمک کنم تا حداکثر بازگشت از استعداد ، جاه طلبی و علاقه شما به تجارت را بدست آورید.
پیروی از رویکرد سود ، زندگی تجارت شما را آسانتر و لذت بخش تر می کند. شما قادر خواهید بود نگرانی های تجاری خود را از بین ببرید و فشارها و نگرانی های جدیدی را بر عهده نخواهید گرفت.
از آنجا که بازار غیرقابل پیش بینی است ، ما باید با روشی که نیاز به پیش بینی ندارد ، به تجارت نزدیک شویم.
ما نیازی به افراد ثروتمند ، Soothsayers ، خطوط داغ یا خبرنامه نداریم تا ما را در زندگی روزمره خود راهنمایی کنند زیرا می فهمیم که زندگی قابل پیش بینی نیست. شما نمی دانید هفته آینده در این زمان به چه فکر خواهید کرد. هیچ کس واقعاً نمی تواند بداند که بازارها در این زمان هفته آینده چه فکر می کنند.
همه ما سیستم های اعتقادی خودمان را تجارت می کنیم. این همان چیزی است که سودآوری همه چیز در مورد آن است. وقتی ساختار اساسی بازار را کشف می کنیم و سپس ساختار اساسی شخصی خود را با ساختار بازار هماهنگ می کنیم ، نتیجه آن هارمونی هندسی است.
بازارها با انرژی مشخص می شوند. و انرژی همیشه مسیر حداقل مقاومت را دنبال می کند. به رودخانه ای که در کوه جاری است فکر کنید. از بستر رودخانه پیروی می کند زیرا این مسیر کمترین مقاومت است. حرکات و الگوهای آن (غرش یا آرامش ؛ مسیرهایی که طول می کشد) به ساختار اساسی بستر رودخانه بستگی دارد. بیشتر رویکردهای مربوط به تجارت سعی می کنند به جای برخورد با ساختار زیرین - بستر رودخانه ، جریان آب را تغییر مسیر دهند. ساختار اساسی بازار آینده "Fractal" است که با استفاده از علم هرج و مرج به بهترین وجه کشف می شود.
به این فکر کنید که چگونه ، در زندگی خود ، مسیر کمترین مقاومت را دنبال می کنید. پس از آن مسیر شما را به خواندن این صفحه در این لحظه خاص سوق داده است. از سالهای زیادی که به عنوان یک روانشناس ، فهمیدم که بیشتر روان درمانی به جای ساختار اساسی که باعث ایجاد و هدایت آن رفتار می شود ، کم و زیاد عمل نمی کند.
اگر با ساختار زیرین مقابله کنید - بستر رودخانه را تغییر دهید - رفتار رودخانه را تغییر خواهید داد. نحوه استفاده از مغز در تجارت خود فرقی نمی کند. تنها دو حوزه برای تسلط در تجارت عبارتند از: (1) درک بازار و (2) درک خود. در این کتاب ، شما یاد می گیرید که هر دو را انجام دهید ، تا ساختار اساسی بازار و خودتان را درک کنید. به عنوان مثال ، شما می آموزید که یک شاخص از این ساختار اساسی 99. 5 درصد از زمان زمانی که بازار دارای بالا یا پایین قابل توجهی است (به علاوه یا منهای یک نوار در مقیاس نمودار) اتفاق می افتد. من به شما ثابت می کنم که می توانید به این شاخص اعتماد کنید.
شما یاد خواهید گرفت که چگونه ممکن است هنگام تجارت خود خرابکاری کنید. همانطور که بر رویکرد سودآوری تسلط دارید ، در مورد رفتار خود بینش خواهید گرفت. این ویژگی به تنهایی ارزش بسیاری از هزینه این کتاب را دارد.
سرانجام ، ما تکنیک های سودآوری را به گونه ای ادغام خواهیم کرد که با کمی تمرین می توانید هر نمودار را تجزیه و تحلیل کرده و در 10 ثانیه یا کمتر بدانید ، جایی که باید طولانی ، کوتاه ، هرمی ، توقف و معکوس باشید. بازار.
نحوه سازماندهی این کتاب
در این فصل ، ما ناامیدی ها و تجربیات بیش از 90 درصد از کل بازرگانان را بررسی کرده ایم. بازارها ، مانند رفتار انسان ، ذاتاً غیرقابل پیش بینی هستند. تلاش واقعی ما خواستار آنچه بازار می خواهد. بازار ، مانند هر چیز دیگری در جهان ، همیشه مسیر کمترین مقاومت را دنبال می کند.
در فصل بعد ، خواهیم دید که بازارها واقعاً چقدر ساده هستند.
در فصل 3 ، ما به تفصیل بررسی می کنیم که چگونه منطق جدید علم هرج و مرج نقشه بهتری برای تجارت به ما می دهد.
فصل چهارم کلید رفتار ، ساختار اساسی و معمولاً غیب را بررسی می کند. ما به این "ساختار ساختار" اساسی در بازار و چگونگی تأثیر آن بر تجارت شما خواهیم پرداخت.
فصل 5 شامل نقشه ای برای حرکت از یک معامله گر تازه کار به یک معامله گر متخصص است. شما می آموزید که چه شاخص هایی در حال حاضر در آن تجارت می کنید و در هر سطح از چه ابزارهایی استفاده می کنید.
فصل 6 الزامات پیوستن به 10 درصد برتر کل معامله گران را ترسیم می کند. هدف از سطح معامله گر تازه کار این است که ضمن کسب تجربه در بازار ، پول خود را از دست ندهید. ابزارهای مورد نیاز در این سطح عبارتند از: "تجزیه و تحلیل نوار منفرد" ، حجم ، روند ، واکنش به حجم جدید (شاخص تسهیل بازار یا MFI) ، چهار پنجره سودآوری و کیسه هوای سودآوری که در برابر بازارهای بی نظیر محافظت می کند.
فصل 7 یک قدم بالا می رود. در این سطح ، یک معامله گر قادر است به طور مداوم از بازار پول بگیرد. ابزاری که در این فصل خطاب شده است موج الیوت است. با استفاده از سود MACD (حرکت میانگین واگرایی همگرایی) ، ما ابهام را از شمارش امواج خارج خواهیم کرد تا بدانید که بازار کجاست و به احتمال زیاد کجا خواهد رفت. در این مرحله ، شما 3 درصد برتر کل معامله گران را وارد می کنید.
فصل 8 به استفاده از فراکتال ها و اهرم ها می پردازد. این امکان را برای تجارت ساختار اساسی موج الیوت فراهم می کند ، که شما را قادر می سازد تا در داخل موج الیوت تجارت کنید حتی اگر مطمئن نیستید که در کدام موج قرار دارید. این امکان را نیز به شما امکان می دهد تا در هر دو بازار روند و محدوده ای با موفقیت تجارت کنید.
فصل 9 شما را به سطح صالح سوق می دهد. هدف شما در اینجا این است که با تغییر حجم معاملات خود ، بازده سرمایه گذاری (ROI) را به حداکثر برسانید. شما باید بتوانید هر بازده درصد را که قادر به دستیابی به سطح دو هستید ، دو برابر کنید. ابزار سودآوری برنامه ریزی شده Profitunity به خود بازار اجازه می دهد تا تاکتیک های تخصیصی بهینه خود را تعیین کند.
فصل 10 نه فصل اول را به یک بسته تجزیه و تحلیل 10 ثانیه ای مرتب وصل می کند. شما یک لیست چک ساده را یاد خواهید گرفت که اطمینان حاصل می کند که قبل از تصمیم گیری اجرایی در مورد زمان و چگونگی تجارت ، تمام اطلاعات مربوطه را در نظر می گیرید. ابزاری که این امکان را فراهم می کند شریک تجارت سودآوری است. ™ سپس شما 2 درصد برتر از کل بازرگانان را وارد می کنید.
فصل 11 چشم انداز و تمرکز کاملاً جدیدی را به ارمغان می آورد. فصل های 6 تا 10 از ساختار اساسی بازار استفاده و استفاده می کنند. فصل 11 از ساختار اساسی شخصی خود استفاده می کند و شما را به سطح چهار می رساند. ما ابتدا سخت افزار منحصر به فرد خود را بررسی می کنیم (ساختار بدن شما و چگونگی تأثیر آن بر نحوه درک بازارها و جهان). در مرحله بعد ، ما نگاهی فشرده به "سیم کشی" مغز انسان می اندازیم تا درک و کنترل کنیم که کدام یک از سه "معامله گر" در داخل بدن ممکن است در یک لحظه خاص نمایش را اجرا کند. وقتی این عوامل را با ساختار اساسی بازار همراه می کنید ، پیروزی به مسیر کمترین مقاومت تبدیل می شود.
فصل 12 شما را به اوج تجارت می رساند ، جایی که دلیل اصلی ما برای تجارت این است که "دریابیم که چه کسی هستیم". شما یاد خواهید گرفت که چگونه تجارت را در یک وضعیت "بدون خطر" روانی قرار دهید که تجارت را به یک روش کم استرس و سرگرم کننده برای زندگی تبدیل می کند.
حیوان بازار شما
من علاقه مادام العمر به فیزیک داشته ام و چندین زندگینامه انیشتین را خوانده ام. این داستان مورد علاقه من انیشتین است.
اندکی قبل از مرگ انیشتین ، او فهمید که او زمان بسیار محدودی باقی مانده است. او برای بسیاری از دانشجویان ، همکاران و دوستان سابق خود نوشت. او تصمیم گرفته بود مخاطبان نهایی را با آنها در پرینستون ، نیوجرسی داشته باشد. او می خواست وضعیتی را ایجاد کند که در آن بتوانند از هر سؤالی در مورد کار ، زندگی و دیدگاه او به آینده بپرسند. وی قول داد به هر سؤالی ، شخصی یا علمی پاسخ دهد.
حدود 300 نفر پاسخ دادند و آگاه بودند که انرژی انیشتین در سن و شرایط وی محدود است ، آنها ترتیب دادند که سه روز قبل از جلسه جمع شوند. هدف آنها مرتب سازی و اولویت بندی سؤالات آنها به گونه ای بود که آنها (1) این نبوغ سخاوتمندانه را تحت الشعاع قرار ندهند و (2) اطمینان حاصل کنند که ابتدا به سؤالات مهمتر پاسخ داده می شود.
با ادامه داستان ، آنها هتلی را در پرینستون اجاره دادند. برای دو روز و نیم اول ، آنها کاری نکردند جز استدلال در مورد اینکه ابتدا سؤالاتی باید پرسیده شود. در بعد از ظهر روز سوم ، یک دانشمند درخشان از اروپا پیشنهاد کرد که ، بدون هیچ گونه چشم انداز واقعی برای توافق در مورد اینکه کدام سؤالات مهمترین است ، باید از "پیرمرد خود" بپرسند تا مهمترین سؤالی را که می توانند بپرسند ، تعیین کنند.
این ایده بن بست را شکست و توافق را به این گروه آورد. بیشتر کسانی که مظنون به این هستند که انیشتین سؤالی را در مورد علاقه فعلی وی ، تئوری میدان یکپارچه پیشنهاد می کند.
صبح روز بعد ، انیشتین قبل از این مخاطب که نماینده بسیاری از برجسته ترین ذهن های جهان بود ، روی یک صندلی تکان دهنده نشست. مجری خواستار ساکت شد و بیشترین سؤال را مطرح کرد: "دکتر انیشتین ، اولین سؤالی که می خواهیم از شما بپرسیم این است:" مهمترین سؤالی که امروز می توانیم بپرسیم چیست؟ ""
بدون تردید ، انیشتین پاسخ داد: "مهمترین سؤالی که می توانید از شما بپرسید این است:" آیا جهان یک مکان دوستانه است؟ "" این پاسخی نبود که مخاطب پیش بینی می کرد ، اما این مهمترین سؤالی است که می توانیم بپرسیم.
در اوایل فصل ، کدام حیوان را به عنوان ویژگی هایی که در بازار پیدا می کنید انتخاب کردید؟آیا حیوانات دوستانه و صمیمانه هستند یا تهدید کننده و خطرناک است؟بیایید این سؤال را کمی خاص تر کنیم: آیا بازار مکانی دوستانه برای شما است؟اگر اینگونه نباشد ، پس از آن به خواندن این کتاب و یادگیری رویکرد سود برای تجارت ادامه دهید. من هدف کلی این کتاب را از این طریق خلاصه می کنم:
بازار به مکانی دوستانه و پشتیبان برای شما تبدیل می شود.
بیایید سفر خود را به بالای تپه تجارت شروع کنیم. فرصت ، زمان و اقتصاد فقط برای صعود مناسب است.
ادامه خواندن در اینجا: اطلاعات HUI
این مقاله به شما کمک کرد؟
توصیه شده
اسرار سود رکود
EA Builder Autotrading آسان شد
مشاغل نوشتن آنلاین پرداخت می شود
پست های مرتبط
- موج الیوت - تجارت سود
- استفاده از فراکتال و اهرم
- شریک تجارت سودآوری
- سطح یک معامله گر تازه کار - تجارت سود
پاسخ
شریک تجارت سودآوری شبکه ای از سرمایه گذاران است که با هم برای اجرای راه حل ها و استراتژی های معاملاتی مبتنی بر بازار همکاری می کنند. برای پر کردن برنامه شریک تجاری سودآوری ، باید اطلاعات شخصی خود مانند نام ، آدرس و شماره تلفن و همچنین سطح تجربه خود ، اهداف معاملاتی و تحمل ریسک را ارائه دهید. علاوه بر این ، در صورت وجود ، باید سابقه تجارت را ارائه دهید و جزئیات مربوط به سبک و استراتژی های تجاری مورد نظر خود را ارائه دهید. پس از اتمام این موارد ، از شما خواسته می شود اطلاعات کارت اعتباری خود را برای هزینه عضویت سالانه ارائه دهید. پس از اتمام موفقیت آمیز برنامه ، دسترسی فوری به خدمات و منابع شریک تجارت سودآوری خواهید داشت.
پاسخ به این سؤال امکان پذیر نیست زیرا بیل ویلیامز هیچ اطلاعاتی در مورد درآمد مالی وی از سود خود فاش نمی کند.
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : کامران فیوضات
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
8 تير
1402 ساعت: 20:15