ماتریس های مترقی راون

ساخت وبلاگ

ابزارهایی مانند ماتریس های مترقی راون و مقیاس اطلاعاتی Wechsler برای بزرگسالان و کودکان پیدا شده اند که یک ساختار فاکتور قابل ملاحظه ای را در سراسر فرهنگ ها نشان می دهند ، که معادل ساختاری هوش را تأیید می کند ، همانطور که توسط این آزمایشات اندازه گیری می شود.

اصطلاحات مرتبط:

  • تست هوش
  • عملکرد اجرایی
  • توانایی شناختی
  • هوش سیال
  • اثر فلین
  • نزدیک انتقال
  • تست ماتریس پیشرونده
  • مقیاس اطلاعاتی Wechsler برای کودکان
  • ظرفیت حافظه کاری

درباره این صفحه

چگونه ظرفیت حافظه کاری بر حل مسئله تأثیر می گذارد

جنیفر ویلی ، اندرو اف. جاروس ، در روانشناسی یادگیری و انگیزه ، 2012

4. 1 همبستگی بین WMC و RPM

رابطه بین WMC و عملکرد در کارهای RPM به خوبی ثبت شده است ، با مطالعات بسیاری که نشان دهنده همبستگی مثبت بین این دو است ، به ویژه هنگام ترسیم یک متغیر نهفته از اقدامات متعدد WMC (Conway و همکاران ، 2005). همانطور که در ادبیات حل مسئله ریاضی ، شواهد نشان می دهد که اقدامات WMC برای پیش بینی عملکرد در کارهای حل مسئله RPM نیاز به دامنه اختصاصی ندارد (کین ، همبریک ، توولسکی ، ویلهلم ، پین ، و انگل ، 2004). در واقع ، یک متاآنالیز اخیر نشان داد که WMC عملکرد RPM را صرف نظر از روشی که وظیفه پیچیده پیچیده در آن ارائه شده است پیش بینی می کند (Ackerman ، Beier ، & Boyle ، 2005).

بخش عمده ای از تحقیقات در این زمینه خود را به این موضوع مربوط می کند که چرا وظایف WMC با بررسی پیش بینی آنها در کنار سایر اقدامات حافظه یا توجه ، عملکرد RPM را پیش بینی می کند. یک یافته مهم از این منظر این است که WMC عملکرد RPM را حتی پس از اختلافات فردی در STM پیش بینی می کند (Engle ، Tuholski ، Laughlin ، & Conway ، 1999). در حقیقت ، هنگامی که اقدامات ساده ظرفیت ذخیره سازی STM در کنار WMC وارد می شود ، آنها به طور کلی عملکرد RPM را پیش بینی نمی کنند. این نشان می دهد که به جای اندازه برخی از بافر در سیستم حافظه کاری ، قسمت هایی از WMC که به نظر می رسد برای این آزمایشات حل مسئله مهم است مربوط به کارکردهای اجرایی یا فرآیندهای کنترل توجه است.

اخیراً دو ساختار دیگر ، دامنه توجه و بازیابی از حافظه Seconrdary ، در کنار کارهای پیچیده پیچیده مورد بررسی قرار گرفته است تا بهتر تعیین کند که جنبه های WMC مربوط به RPM است. Cowan در حال بررسی چگونگی تأثیر توجه فرد بر عملکرد در RPM است (Cowan et al. ، 2005). در یک بخش معمولی از کار توجه ، شرکت کنندگان به طور خلاصه در معرض یک آرایه بصری قرار می گیرند و باید تغییرات را در یک آرایه دوم شناسایی کنند. دامنه توجه با تغییر تعداد مربعات موجود در آرایه تعیین می شود ، و نمره ای بیشترین تعداد را که می تواند با دقت پردازش شود ، نشان می دهد. بنابراین ، به نظر می رسد که دامنه کارهای توجه محدودیت های اساسی پردازش را به روشی کمی متفاوت از کارهای دهانه ساده بررسی می کند. آنها سعی می کنند طول فوری دلهره را ضبط کنند ، یا اینکه چه تعداد مورد را می توان همزمان درک کرد. با استفاده از این اقدامات ، کاوان و همکاران.(2005) سهم مستقل از هر دو دامنه سازه توجه و همچنین اقدامات معمولی تر WMC به RPM را نشان داده است. نوع دوم کار که اخیراً به کار رفته است ، تلاش می کند تا توانایی های مورد نیاز برای بازیابی اطلاعات از حافظه ثانویه را جزئی کند. برخی از نمونه های این نوع کار شامل تأخیر در شناخت لیستی از کلمات در بین شخصیت ها یا فراخوان همکاران زوج است. کارهای اخیر نشان داده است که عملکرد در کارهایی مانند اینها می تواند عملکرد RPM را پیش بینی کند (Mogle ، Lovett ، Stawski ، & Sliwinski ، 2008). با این حال ، به نظر می رسد که اقدامات WMC هنوز RPM را پیش بینی می کند حتی یک بار بازیابی از حافظه ثانویه برای آن حساب می شود (Unsworth & Spillers ، 2010). به طور کلی ، کار از این سنت نشان می دهد که عملکرد در کارهای پیچیده پیچیده ممکن است تابعی از مجموعه چندین توانایی توجه یا عملکردهای اجرایی باشد و هر یک از این موارد ممکن است به نوعی از حل مسئله RPM بهتر پشتیبانی کند.

URL: https://www.scienceirect.com/science/article/pii/b9780123943934000066

چه چیزی ممکن است کار کند وقتی به نظر می رسد هیچ چیز کار نمی کند

ارزیابی روانی

ماتریس پیشرفته استاندارد راون (SPM) (Raven ، 1998): امتیاز ضریب هوشی 111.

موجودی شخصیت Neo- تجدید نظر شده (Neo-PI-R) (Costa & Maccrae ، 1992): نمره عصبی گرایی بعد با تأکید بر جنبه های "اضطراب" و "افسردگی" بالا رفت. در برونگرایی ابعاد ، مایکل خود را درونگرا و خودآزمایی توصیف کرد. ابعاد باز بودن در تجربه و موافقت هیچ یافته قابل توجهی را نشان نداد. نمره وجدان بسیار پایین بود ، به این معنی که مایکل خود را بسیار غیرقابل توصیف و غیرقابل توصیف توصیف کرد و به عنوان کسی که برای دستیابی به موفقیت تلاش نمی کند.

موجودی مشکلات بین فردی (IIP-D) (Horowitz ، Rosenberg ، Baer ، Ureño ، & Villaseñor ، 1988): نمره کل مایکل بالا رفت ، و او خود را به عنوان توهین آمیز و سلطه گر و همزمان با مهار غیرقانونی و اجتماعی توصیف کردبشر

ارزیابی ADHD (WURS-K (Retz-Junginger و همکاران ، 2002) ، ASR (کسلر و همکاران ، 2005): مایکل معیارهای ADHD بزرگسالان را برآورده کرد.

SCID II (اول ، بنیامین ، گیبون ، اسپیتزر ، و ویلیامز ، 1997): مایکل با معیارهای تشخیصی ASPD روبرو شد. وی همچنین معیارهای اختلال قمار را برآورده کرد ، اما این اختلال به جای یک همبودی مستقل به عنوان بخشی از اختلال محور II در نظر گرفته شد.

PCL-R (Hare & Neuma ، 2006 ، صص 58-88): نمره کل 22 (برش برای روانپزشکی در نمونه های اروپایی: 25).

URL: https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/b9780128135211000096

جنبه های دیسکسکسی و اصلاح آن

اقدامات توانایی های شناختی غیر کلامی و کلامی

اقدامات غربالگری به منظور انتخاب گروههای خواندن معلول و عادی انجام شد که در توانایی های شناختی غیر کلامی و کلامی آنها به همان اندازه ممکن مشابه بودند. ماتریس های مترقی رنگی راون (راون ، 1957) برای برابر کردن گروه ها در مورد توانایی استدلال غیر کلامی استفاده شد. تست واژگان Peabody Picture Revised (PPVT-R) ، آزمایش واژگان گیرنده (Du & Du ، 1981) ، و واژگان زیر مجموعه مقیاس اطلاعات Wechsler برای کودکان و نوجوانان ، WISC-R ، (Wechsler ، 1974) ،اندازه گیری واژگان رسا ، برای اطمینان از اینكه این گروه ها در توانایی های زبانی خود مشابه بودند ، انجام شد.

URL: https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/b9780444899491500171

اختلالات حرکتی ؛خصوصیات شناختی و رفتاری

توجه و عملکرد اجرایی

تغییرات در عملکرد اجرایی اغلب در اوایل ظاهر می شود و در PSP بسیار متداول است. توجه و جهت گیری به طور معمول طبیعی است در حالی که کارهای پیچیده تری شامل برنامه ریزی ، تغییر تنظیم ، انتزاع و استدلال کاملاً مختل است. این ناهنجاری ها در کارهای مختلف عصبی شناختی از جمله کارهای دنباله دار ، نوع کارت ویسکانسین ، ماتریس های مترقی Raven و کارهای انتزاعی نشان داده شده است. تسلط کلامی معمولاً با الگویی شبیه به آنچه در PD مشاهده می شود با تسلط واژگانی بیشتر از تسلط طبقه بندی شده کاهش می یابد. نشان داده شده است که بیماران PSP در مقایسه با عملکرد بیماران مبتلا به PD ، MSA و HD که مرحله مشابهی از شدت بیماری را تجربه می کنند ، در مورد وظایف عملکرد اجرایی بدتر هستند.

کندی شناختی یکی دیگر از ویژگی های رایج در PSP است و به نظر می رسد مستقل از کندی حرکتی است. تصور می شود این کسری مربوط به اختلال عملکرد استریاتوفرونتال باشد و در مقایسه با سایر اختلالات حرکتی هیپوکینتیک ، بیماران PSP تمایل دارند که بیشترین کندی شناختی را نشان دهند.

URL: https://www.scienceirect.com/science/article/pii/b9780123851574004796

اثر فلین و مقیاس Wechsler

شیاوبین ژو ،. Jianjun Zhu ، در WAIS-IV استفاده و تفسیر بالینی ، 2010

تنوع اثر فلین

پدیده افزایش ضریب هوشی در جمعیت های غربی پشتیبانی تجمعی را به خود جلب کرده است (دالی ، ویلی ، سیگمن ، اسپینوزا ، و نویمان ، 2003 ؛ Nettelbeck & Wilson ، 2003 ؛ Rodgers & Wanstrom ، 2007). با این حال ، اثر فلین به عنوان افزایش کلی توانایی فکری مشخص نشده است. در عوض ، با دامنه اطلاعات اندازه گیری شده یا ابزار مورد استفاده متفاوت است (به عنوان مثال ، Truscott & Frank ، 2001 ؛ Wicherts et al. ، 2004 ؛ Kaufman & Lichtenberger ، 2006 ؛ Yang ، Zhu ، Pinon ، & Wilkins ، 2006)بشراین مهمترین با وظایف اندازه گیری هوش سیال ، مانند ماتریس های مترقی Raven مهم است (فلین ، 1998a: 26-27 ؛ لین ، 2009). این وظایف معمولاً تحت تأثیر آموزش و فرهنگ در نظر گرفته می شوند زیرا آنها به دانش قبلی و راه حل های آموخته اعتماد ندارند ، اما بر اساس تجزیه و تحلیل محرک ها نیاز به یک استدلال القایی دارند. در مقابل ، اثر فلین در بیشتر کارهای کلامی فکری بسیار ناچیز است و در کارهای بینایی فکری متوسط است.

فلین در نظر گرفت که افزایش بهره هوشی در جمعیت های غربی یک تابع خطی است. او ابتدا افزایش سالانه را 0. 33 از یک امتیاز IQ برآورد کرد (Fly, 1984). او بعداً این تخمین را کاهش داد و پیشنهاد داد که هنجارهای تست هوش را 0. 25 در سال تنظیم کنند (Fly, 1998b). با این حال، چنین تعدیل سیستماتیک حدس و گمان است و فرض می کند که افزایش بهره هوشی مشاهده شده در گذشته به طور نامحدود با همان سرعت ادامه می یابد. شواهد فزاینده نشان می دهد که تغییرات زیادی در تغییر IQ در طول زمان وجود دارد. به عنوان مثال، میزان تغییر ضریب هوشی در کشورهای مختلف متفاوت است (برای مثال به Must، Must و Raudik، 2003 مراجعه کنید) و در مقاطع مختلف تاریخ (به عنوان مثال، Colom، Lluis-Font و Andres را ببینید.-Pueyo، 2005)، یا شاید اثر فلین حتی ممکن است در سال های اخیر متوقف یا معکوس شده باشد. به عنوان مثال، Sundet، Barlaug و Torjussen (2004) تکامل نمرات سربازان وظیفه نروژی را در یک آزمون ریون مانند از سال 1957 تا 2002 بررسی کردند و اثر فلین مورد انتظار را از اواسط دهه 1950 تا آغاز دهه 1990 مشاهده کردند. با این حال، هیچ افزایش قابل توجهی بین سال های 1993 و 2002 مشاهده نشد. علاوه بر این، آنها تا اواسط دهه 1970 تأثیر فلین را بر روی یک آزمون هوش متبلور (شباهت های کلمه ای) مشاهده کردند، اما در طول 30 سال بعد روند ثابتی داشت. نویسندگان به این نتیجه رسیدند که اثر فلین ممکن است در نروژ به پایان رسیده باشد. تیزدیل و اوون (2008) مشاهدات مشابهی را در دانمارک انجام دادند. عملکرد جوانان در چندین خرده آزمون هوش با سرعت کمتری نسبت به گذشته بین سال های 1988 و 1998 افزایش یافت و سپس اندکی کاهش یافت. بین سال های 1998 و 2003، میانگین ضریب هوشی مردان جوان دانمارکی به میزان قابل توجهی کاهش یافت، حدود 1. 5 امتیاز.

مطالعات اندکی اثر فلین را بر اساس جنسیت تحلیل کرده اند. فلین (1998c) داده های قوی از ارتش اسرائیل ارائه کرد. نتایج عملکرد زن و مرد در انطباق با ماتریس های پیشروی ریون هر سال در آغاز خدمت ملی نظامی جمع آوری می شد، زمانی که سربازان وظیفه 17 ساله بودند. طی یک دوره 13 ساله، این افزایش در مردان و زنان یکسان بود.

تنوع تغییر ضریب هوشی در محدوده توانایی در تعدادی از مطالعات نشان داده شده است. فلین (1984: 9) در تحقیقات اولیه خود ، محققان را هشدار داد كه اعمال كمك را براساس اثر فلین هنگام برآورد ضریب هوشی محاسبه می كنند "فقط برای نمرات در محدوده طبیعی 90 تا 110 قابل اعتماد است."این کلمه احتیاط توسط مطالعات بعدی پشتیبانی شد. به عنوان مثال ، بر اساس نمرات ضریب هوشی پیش نویس هلندی که از یک آزمون اطلاعاتی گروهی تشکیل شده از چهار آزمون (ماتریس نامه ، قیاس های کلامی ، توالی شماره و ارقام هندسی) تشکیل شده است ، Teasdale و Owen (1989) مشخص کردند که میزان تغییر ضریب هوشی در سراسر تغییر می کند. توزیع سطح هوش ، مشاهده ضریب هوشی مهم در دسته های پایین و متوسط از هوش ، اما افزایش غیر معنی دار در گروه اطلاعاتی بالایی. در یک مطالعه دیگر ، اسپیتز (1989) مطالعاتی را جمع آوری کرد که در مقایسه با ضریب هوشی WAIS و WAIS-R در محدوده ضریب هوشی 50-130 تغییر یافت. محقق نشان داد که اختلاف ضریب هوشی بزرگتر و تغییرات ضریب هوشی معکوس به ترتیب در سطح ضریب هوشی زیر و بالاتر از حد متوسط مشهود است.

URL: https://www.scienceirect.com/science/article/pii/b9780123750358100059

لوبهای فرونتال

ایرنه کریستوفوری ،. جردن گرافمن ، در دفترچه راهنمای عصب شناسی بالینی ، 2019

استدلال

در طول دهه گذشته ، ادعاهای متناقض در مورد مبانی عصبی استدلال مطرح شده است. متاآنالیز کمی از 28 مطالعه تصویربرداری عصبی از استدلال قیاسی که بین سالهای 1997 و 2010 منتشر شده است ، با ترکیب 382 شرکت کننده ، مناطق ثابت فعال سازی در سیستم های عصبی واقع در هر دو قشر قشر (قشر فرونتال و پاریتال) و ساختارهای زیرزمینی (گانگلی پایه چپ) را شناسایی کرد.(پرادو و همکاران ، 2011).

به عنوان مثال ، یک مطالعه (کریستوف و همکاران ، 2001) از FMRI مربوط به رویداد برای مطالعه فعال سازی مغز در طی مشکلات اقتباس شده از ماتریس های مترقی Raven استفاده کرد. این مطالعه فعال سازی در PFC را نشان می دهد که اختصاصی برای زمانی بود که دو بعد تغییر باید همزمان و یکپارچه در نظر گرفته شود ، یعنی ادغام رابطه ای. علاوه بر این ، فرایند ادغام رابطه ای به طور خاص با PFC دو طرفه ای پایدار و PFC پشتی راست همراه بود.

به طور خلاصه ، هر دو مطالعات ضایعه و تصویربرداری شواهدی را برای ارتباط قوی بین PFC و EFS ارائه می دهند ، با جنبه های خاص EFS که به مناطق خاص PFC مرتبط است (به شکل 11. 1 و جدول 11. 3 مراجعه کنید). به عنوان یک احتیاط ، اختلالات شدید EF گاهی اوقات بدون آسیب مغزی لوب فرونتال مشاهده می شود ، اما در عوض ممکن است در اثر آسیب به یکی از مناطق قشر مغز و قشر مغز که با PFC تعامل دارند (به عنوان مثال ، مدارهای جلویی) ایجاد شود. علاوه بر این ، آسیب مغزی فرونتال گاهی اوقات می تواند منجر به کمبودهای اجرایی حداقل یا بدون آن شود ، که نشان دهنده نقش سایر عوامل مانند محیط زیست (به عنوان مثال ، وضعیت اقتصادی اقتصادی و اقتصادی است ؛ به بخش "توسعه EFS") یا ژنتیک مراجعه کنید (به بخش "EFS و ژنتیک" مراجعه کنید)مجریان EFS.

جدول 11. 3. خلاصه ای از نوروآناتومی عملکردی EF بر اساس ضایعات و شواهد EF تصویربرداری عصبی.

تابع مطالعات ضایعه مطالعات تصویربرداری عصبی
کار اصلی آزمایش شده ناحیه مغز مرتبط کار اصلی آزمایش شده ناحیه مغز مرتبط
حافظه کاری دهانه حافظه کلامی و مکانی PFC جانبی (اوون و همکاران ، 2005) اطلاعات دستکاری: دهانه معکوس ، کارهای دوگانه DLPFC (کریستوفوری و همکاران ، 2015)
بی پشت Medial ofc (باربی و همکاران ، 2011)
کنترل مهاری باتری جامع کارهای عصبی روانی DLPFC و ACC (Gläscher et al. ، 2009) کار سیگنال را متوقف کنید قشر فرونتال تحتانی راست (آرون و همکاران ، 2007) و مدار جلویی شکمی (دورستون و همکاران ، 2002)
انعطاف پذیری شناختی وظیفه یادگیری تبعیض OFC (Schoenbaum و همکاران ، 2009) تست مرتب سازی کارت ویسکانسین (WCST) مناطق Frontoparietal و striatal (لی و همکاران ، 2006)
سوئیچینگ دسته ، تسلط به نامه و تسلط به دسته Gyrus Temporal Superior Superior (باربی و همکاران ، 2013a)
برنامه ریزی وظیفه برنامه ریزی مالی در دنیای واقعی PFC (گال و همکاران ، 1997) برج لندن DLPFC خلفی سمت چپ با مناطق قشر مغز و زیر قشر متعدد تعامل دارد (فینچام و همکاران ، 2002)
استدلال وظیفه قیاسی PFC سمت چپ PFC (Urbanski و همکاران ، 2016) ماتریس های مترقی راون (ادغام رابطه) PFC دو طرفه دو طرفه و PFC پشتی راست (Christoff et al. ، 2001)

URL: https://www.scienceirect.com/science/article/pii/b9780128042816000112

در مورد ماهیت نوآوری فردی

Larisa V. Shavinina ، Kavita L. Seeratan ، در کتابچه راهنمای بین المللی نوآوری ، 2003

جلوه های نوآوری فردی

سطح اول سطح توانایی های فکری و خلاق است و از بهره وری فکری، ویژگی فردی فعالیت فکری و خلاقیت تشکیل شده است (Kholodnaya, 2002; Shavinina & Kholodnaya, 1996). بهره وری فکری شامل سه نوع ویژگی هوش انسانی است: ویژگی های سطح، ویژگی های ترکیبی و ویژگی های فرآیند. به عبارت دیگر، تمام ویژگی های هوش انسانی که توسط علم روان شناسی شناسایی شده اند به این سه نوع طبقه بندی می شوند (Kholodnaya، 1990، 2002).

ویژگی های سطح، سطح به دست آمده عملکرد فکری را مشخص می کند - هم کلامی و هم غیرکلامی. این ویژگی ها مبنایی برای فرآیندهای شناختی مانند میزان ادراک، ظرفیت حافظه کوتاه مدت و بلندمدت، توجه، واژگان و غیره را تشکیل می دهند. نمونه های معمولی از ویژگی های سطح هوش آن دسته از ویژگی های فکری هستند که توسط مقیاس های هوش وکسلر ارزیابی می شوند.

ویژگی های ترکیبی توانایی رمزگشایی پیوندها، ارتباطات و روابط مختلف بین مفاهیم مختلف یا ترکیبی از مفاهیم را مشخص می کند. به طور کلی توانایی ترکیب اجزای تجربه به طرق مختلف (فضایی، کلامی و ...) است. این ویژگی های هوشی با تست های قیاس های کلامی یا تست ماتریس های پیشرونده ریون و همچنین تست های درک مطلب و به اصطلاح تست های مرتب سازی اندازه گیری می شوند.

ویژگی های فرآیند، فرآیندهای اولیه پردازش اطلاعات و همچنین عملیات و استراتژی های فعالیت فکری را مشخص می کند. نظریه پیاژه چنین ویژگی های هوش را توصیف می کند. آزمون های هوش استاندارد ممکن است برای اندازه گیری ویژگی های فرآیندی هوش مورد استفاده قرار گیرند (مانند مقیاس های هوش وکسلر، آزمون هوش استانفورد-بینه، آزمون ماتریس های پیشرونده ریون، و غیره).

ویژگی فردی فعالیت فکری دومین مؤلفه در سطح توانایی های فکری و خلاق است. این مؤلفه خود را در سبک های شناختی یک فرد تجلی می دهد. سبکهای شناختی اطلاعات ارزشمندی در مورد تفاوتهای فردی در عملکرد فرآیندهای شناختی انسان ارائه می دهند. به عنوان مثال ، در ابتدا توسط Kagan و همکاران معرفی شده است.(1964) ، بازتاب-تحریک پذیری سبک شناختی تفاوتهای فردی را در سرعت و صحت که افراد با آن پیشنهاد و تدوین فرضیه ها را نشان می دهند و در شرایط عدم اطمینان تصمیم می گیرند ، نشان می دهد. واقعیت امروز ، در دنیای تجارت سریع ، این است که کارمندان یک شرکت و کارکنان مدیریتی باید بتوانند فرضیه ها و ایده های جدید را پیشنهاد و تدوین کنند و در شرایط عدم اطمینان تصمیمات آگاهانه ، بحرانی و پرحرف را بگیرند. مطالعات تجربی ما نشان داد که دانش آموزان دبیرستانی با استعداد فکری با یک سبک شناختی بازتابی متمایز می شوند (Shavinina & Kholodnaya ، 1996). نتایج حاصل از آزمایش ما از آزمون آشناهای آشنا (MFF) تطبیق کاگان همچنین نشان داد که دانش آموزان با استعداد در شرایط انتخاب های متعدد خطاهای کمتری ایجاد کرده اند. از دیدگاه مکانیسم های اساسی شناختی ، این بدان معنی است که با استعداد به طور دقیق فضای بصری را تا لحظه تصمیم گیری تجزیه و تحلیل می کند ، یعنی آنها در ارزیابی گزینه های دیگر دقت بیشتری دارند ، از این رو خطاهای کمی ایجاد می کنند. با این حال ، دانش آموزان متوسط ، احتمالاً ارزیابی خود را عجله می کنند و در نتیجه اشتباهات بیشتری انجام می دهند. شخصیت فعال اسکن بصری توسط تیزهوشان ، به ویژه ، ظرفیت تأخیر یا مهار راه حل در عملکرد آزمون MFF حاوی عدم اطمینان پاسخ ، و همچنین ظرفیتی برای تمایز ویژگی های بی اهمیت و اساسی محرک خارجی را نشان می دهد. هنگامی که ما ادعا می کنیم که مبتکران به طور استثنایی قادر به ایجاد ایده های جدید هستند ، این همچنین حاکی از آن است - مطابق با برداشت ما - که آنها قادر به ارزیابی دقیق آن ایده ها و همچنین گزینه های احتمالی هستند. این نمونه از سبک شناختی بازتابی-تحریک پذیری ، اهمیت آن را برای درک نوآوری فردی نشان می دهد. سایر سبک های شناختی (به عنوان مثال پیچیدگی شناختی) به همان اندازه مهم هستند ، زیرا آنها بر تظاهرات تجربه شناختی روشن می شوند ، که همانطور که پیشنهاد می کنیم ، پایه و اساس نوآوری فردی است.

خلاقیت به اصالت ، تسلط و انعطاف پذیری تفکر و توانایی تولید ایده های اصلی و مناسب اشاره دارد (Georgsdottir et al. ، این جلد ؛ Kholodnaya ، 2002 ؛ Lubart ، 2001-2002 ؛ Runco & Pritzker ، 1999 ؛ Shavinina & & & Shavinina & & & Shavinina & & & Shavinina & & & Shavinina & & & Shavinina & & and shavinina & & & pritzker ؛Kholodnaya ، 1996). اگرچه به نظر می رسد که تظاهرات خلاقیت در متن فصل ما مناسب ترین است ، اما ما آنها را در اینجا به تفصیل در نظر نمی گیریم ، زیرا ادبیات گسترده ای در مورد این موضوع وجود دارد. برخلاف آنچه بسیاری از محققان نوآوری ادعا می کنند ، یک تازگی واقعی از برداشت ما در تأکید ما است که اصالت ، تسلط و انعطاف پذیری تفکر پایه و اساس نوآوری فردی نیست. همانطور که قبلاً بحث کردیم ، مبنای واقعی نوآوری فردی تجربه شناختی یا ذهنی یک فرد است که به عنوان یک حامل روانشناختی همه جلوه های نوآوری فردی ، از جمله موارد خلاقانه خدمت می کند. یعنی اصالت ، تسلط و انعطاف پذیری مشتقات حاصل از تجربه شناختی فردی است. به عنوان مثال ، انعطاف پذیری ، تمایز و ادغام فضای ذهنی فرد توانایی های خلاقانه خود را تعیین می کند. فضای ذهنی فردی یکی از اشکال فوق در سازمان ساختاری تجربه شناختی خود شخص است.

سطح دوم تظاهرات نوآوری فردی با توانایی های فراشناختی (یعنی آگاهی فراشناختی و فرآیندهای نظارتی) شکل می گیرد. آگاهی فراشناختی به این موارد اشاره دارد: (الف) سیستم دانش در مورد تظاهرات اساسی فعالیت های فکری به طور کلی و در مورد امکانات شناختی فردی خود.(ب) توانایی ارزیابی جنبه های "قوی" و "ضعیف" عملکرد فکری خود ، از جمله توانایی جبران نقاط ضعف خود و تکیه بر نقاط قوت. و (ج) توانایی مدیریت کار ذهنی خود با استفاده از روشهای مختلف تحریک. فرآیندهای نظارتی شامل برنامه ریزی ، هدایت ، نظارت و هماهنگی فرآیندهای شناختی خود شخص است (Kholodnaya ، 1990 ؛ Shavinina & Kholodnaya ، 1996).

طبق بسیاری از روایات روانشناختی ، توانایی های فراشناختی برای عملکرد تولیدی ذهن انسان بسیار مهم است (براون ، 1978 ، 1987 ؛ Butterfield ، 1986 ؛ Campione & Brown ، 1978 ؛ Flavell ، 1976 ؛ Steberg ، 1985). دانش در مورد توانایی های خلاقانه فکری خود و کل مجموعه شناختی ، ارزیابی کارآیی ، مزایا و محدودیت ها و همچنین برنامه ریزی ، نظارت و کنترل اجرایی از جمله توانایی های مهم انسانی است (براون ، 1978 ، 1987 ؛ Flavell ، 1976 ؛ Pressleyet al. 1987 ؛ Shavinina & Kholodnaya ، 1996 ؛ Shore & Kanevsky ، 1993 ؛ Steberg ، 1985). علاوه بر این ، تحقیقات نشان می دهد که افراد باهوش کمتری با درک فراشناختی سطحی تر از سیستم های شناختی خود و چگونگی بستگی به عملکرد این سیستم ها به محیط زیست مشخص می شوند. همچنین مشخص شده است که افراد باهوش کمتری از فرآیندهای اجرایی استفاده می کنند که برای کنترل تفکر خود کاملاً کامل و انعطاف پذیر نیستند (Butterfield ، 1986).

سرانجام ، سطح سوم تظاهرات نوآوری فردی توسط ترجیحات خاص ، اعتقادات و احساسات ارائه می شود ، که می توان از آن به عنوان توانایی های خارج شناختی یاد کرد (Kholodnaya ، 2002 ؛ Shavinina ، 1994). همه این توانایی ها کار ذهنی مبتکران را توصیف می کند. یک فصل خاص در این جلد توسط Shavinina این موضوع را تجزیه و تحلیل می کند.

تاکنون ، سطح دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را در ساختار داخلی نوآوری فردی در نظر گرفتیم. در بخش بعدی قصد داریم در مورد بنیاد توسعه آن بحث کنیم. به طور خاص ، ما به مسئله آنچه ممکن است در توسعه فردی افراد خاص رخ دهد ، خواهیم پرداخت ، که در نهایت ممکن است آنها را برای نوآوری ها بازتر کند و در نتیجه قادر به ایجاد ایده های جدید باشد.

URL: https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/b9780080441986500048

آیا شکایات خواب به کاهش شناختی مربوط به سن کمک می کند؟

Elemarije Altena ،. EUS J. W. ون سامرن ، در حال پیشرفت در تحقیقات مغز ، 2010

توموگرافی گسیل پوزیترون

با استفاده از PET ، یک لیگاند با برچسب رادیواکتی به خون تزریق می شود و پس از آن می توان تراکم منطقه ای آن را در مغز اندازه گیری کرد. به عنوان مثال ، گلوکز دارای برچسب می تواند برای مطالعه فعالیت متابولیک منطقه ای در مغز استفاده شود.

پیری طبیعی

در یک مطالعه حیوان خانگی توسط Cabeza و همکاران.(2000) ، بزرگسالان جوان در هنگام رمزگذاری یک کار حافظه کلامی ، استخدام قشر جلوی مغز راست را نشان می دهند. افراد مسن با عملکرد بالا فعال سازی دو طرفه این مناطق پیشانی را نشان می دهند. فعال سازی پیشانی دو طرفه در بزرگسالان با عملکرد بالا حاکی از ضرورت فعال شدن پیشانی مغز جبرانی است تا بتوانند کار را به خوبی انجام دهند. استخدام مناطق اضافی مغز در کنار مناطق انتظار می رود که توسط یک کار خاص فعال شوند ، به عنوان یک فرآیند جبرانی در مغز در نظر گرفته می شود و در بسیاری از شرایط و بیماری ها یافت می شود (Drummond et al. ، 2000 ؛ Feigin et al. ، 2006 ؛ Staffenو همکاران ، 2002). یافته مشابه مکانیسم های جبرانی جلوی مغز در پیری توسط گرادی و همکاران یافت شد.(1994). هنگام انجام یک کار تطبیق صورت و مکان ، افراد مسن فعال تر در مناطق پیشانی فعال سازی کمتری نشان دادند. روتر-لورنز و همکاران.(2000) از PET برای تحقیق در مورد شرکت کنندگان مسن و جوان تر که هم یک کار حافظه کار کلامی و هم یک کار حافظه مکانی را انجام می داد ، استفاده کرد. اگرچه جانبداری برای هر کار (مناطق پیشانی چپ برای مناطق کلامی ، مناطق پیشانی راست برای کار فضایی) در شرکت کنندگان جوان بسیار واضح بود ، شرکت کنندگان مسن فعال سازی دو طرفه را برای هر دو کار نشان دادند ، که دوباره به عنوان مکانیسم های جبرانی که در حال بازی هستند تعبیر می شود. کاهش فعال سازی در مناطق مغز که به طور معمول برای عملکرد وظیفه بسیار مهم است (قشر جلوی مغز پشتی در WCST و قشر زمانی استنباط شده در ماتریس پیشرونده Raven (RPM)) در افراد مسن در مقایسه با افراد جوان تر در یک مطالعه توسط D'Spososito و همکاران یافت شد.(1999). افزایش فعال سازی در مناطق مغزی که به طور معمول در این کارها دخیل نیستند مشاهده شد: منطقه هیپوکامپ در طول WCST و قشر جلوی جلوی قطبی مزیال در طول WCST و RPM.

به طور خلاصه ، مطالعات PET نشان می دهد که کاهش در فعال سازی مربوط به کار با پیری ، همراه با فعال سازی جبرانی در مناطق غیر مرتبط با کار ، به ویژه در قشر جلوی مغز نشان می دهد. اگر یک کار فعال سازی یک طرفه در بزرگسالان جوان را نشان دهد ، فعال سازی دو طرفه تر در بزرگسالان مسن مشاهده می شود.

بیخوابی

در حین بیداری ، بی خوابی میزان متابولیک پایین تر در قشر جلوی مغز نسبت به گروه کنترل بدون شکایات خواب نشان می دهد (Nofzinger et al. ، 2004). در حین انتقال از خواب به خواب ، بیماران بی خوابی فقدان نسبی غیرفعال شدن هیپوتالاموس ، تالاموس ، قشر عایق ، هیپوکامپ و آمیگدال و قشر جلوی جلوی جلوی آن را نشان می دهند. این یافته ها برای آشتی دادن با یک مطالعه توموگرافی کامپیوتری منتشر شده فوتون (SPECT) دشوار است که نشان می دهد بی خوابی در مراحل اولیه خواب NREM دارای یک افت فشار خون جهانی است (اسمیت و همکاران ، 2002) که پس از درمان موفقیت آمیز رفتاری ، به ویژه در پایه معکوس شد. گانگلیا (اسمیت و همکاران ، 2005). مطالعات اضافی باید این اختلاف را برطرف کند که نه تنها ممکن است به دلیل تفاوت در مراحل خواب اندازه گیری شده و تکنیک های تصویربرداری عصبی اعمال شود بلکه می تواند به دلیل واریانس در زیرگروه های بی خوابی باشد ، که هنوز به وضوح تعریف نشده اند.

ادغام: سهم تغییر خواب در پیری شناختی؟

از آنجا که تنها مطالعه شناخته شده PET در بی خوابی در حالت استراحت انجام شد و نه در حین انجام کار ، هیچ نتیجه گیری در مورد سهم احتمالی خواب ضعیف در تغییرات مرتبط با سن حاصل نمی شود. در پیری طبیعی ، همان الگوی کاهش فعال سازی مرتبط با کار و مکانیسم های جبرانی جلوی مغز که در سایر مطالعات تصویربرداری عملکردی یافت می شود. جالب است که بررسی کنیم که آیا بی خوابی ، مانند پیری ، با فعال شدن جبرانی دو طرفه در کارهایی که معمولاً فقط فعال سازی یک طرفه را القا می کنند ، همراه است. با یک کار یک طرفه که تاکنون در fMRI ، تسلط کلامی اعمال شده است ، هیچ الگویی برای بی خوابی یافت نشد (آلتنا و همکاران ، 2008a). همانطور که در بالا ذکر شد ، هرچند ، اگر فعال سازی جبرانی در منطقه بین افراد متفاوت باشد ، تجزیه و تحلیل گروهی غیر حساس است. عملکرد بی تأثیر در اکثر کارهای عصبی روانی (به بخش "عملکرد وظیفه عصبی روانی" مراجعه کنید) نشان می دهد که برخی فرآیندهای جبرانی که هنوز تعریف نشده اند در بی خوابی مؤثر هستند.

URL: https://www.scienceirect.com/science/article/pii/b9780444537027000117

روانشناسی بالینی

Boo Johansson ، Åke Wahlin ، در روانشناسی بالینی جامع ، 1998

(IV) حل مسئله و عملکردهای اجرایی

حوزه پیچیده ای از عملکرد شناختی شامل حل مسئله و استدلال منطقی، از جمله اجزای استقرایی و همچنین قیاسی است. حل مسئله شامل تمام رفتارهایی است که در هنگام مواجهه با مشکلات قدیمی انجام می شود که نحوه حل آنها را آموخته ایم، و همچنین مشکلات جدیدی که نیاز به سازماندهی مجدد شیوه های تفکر و عمل از قبل ایجاد شده دارند. حل مسئله شامل تفکر عینی و همچنین انتزاعی است و بنابراین دسته وسیعی از رفتار هوشمندانه را تشکیل می دهد.

تست های مختلف استدلال و حل مسئله اغلب به عنوان زیر آزمون در باتری های تست جامع گنجانده می شود. به عنوان مثال، در مطالعه طولی Schaie در سیاتل (Schaie, 1995)، برآورد تغییرات سنی در استدلال، کاهش کلی با افزایش سن را نشان می دهد. کاهش قابل توجهی برای آنهایی که در اواخر دهه شصت زندگی می کردند مشاهده شد. این الگو شبیه توانایی های دیگر است، و نشان می دهد که این جنبه از حل مسئله به همان اندازه که سایر توانایی های شناختی مستعد پیری است. در مطالعه سوئدی H70، استدلال استقرایی به طور قابل توجهی در طول زمان اندازه گیری در افراد با بقای طولانی تر پایدار ماند. به این معنا که وقتی به صورت گذشته نگر آن دسته از افرادی را که پس از یک موقعیت خاص مرده اند در مجموعه اندازه گیری ها حذف می کنیم، آن هایی که تا موقعیت بعدی در مجموعه زنده می مانند، عملکرد تقریباً پایداری در استدلال نشان می دهند، توانایی که اغلب به سن حساس است. این یافته نشان می دهد که کاهش بیشتر با مرگ و میر بعدی مرتبط است تا با سن فی نفسه (به برگ، 1996 و شکل 5 مراجعه کنید).

یک آزمون استدلالی معروف آزمون ماتریس های پیشروی ریون (ریون، 1982)، شامل نسخه های اصلی و ماتریس های رنگی است. به آزمودنی ها دستور داده می شود که یک اصل را از بین الگوهای خاص بیابند و الگویی را انتخاب کنند که با این اصل در شناسایی یک الگوی گمشده مطابقت دارد. تفاوت سنی قابل توجه نشان دهنده عملکرد کمتر با افزایش سن در نسخه اصلی آزمون است (لزک، 1983، 1995؛ سالت هاوس، 1983 را ببینید). این یافته همچنین در مطالعه ای توسط دنی و هایدریش (1990) تأیید شد که به طور جالبی قبل از اجرای آزمون از یک استراتژی آموزشی ساده استفاده کردند. پس از آموزش، پیشرفت های مساوی برای افراد جوان، میانسال و مسن مشاهده شد.

یکی دیگر از جنبه های رفتار هوشمند ، عملکردهای اجرایی است که به توانایی هایی اشاره دارد که با موفقیت فرد را قادر می سازد تا در "رفتارهای مستقل ، هدفمند و خود خدمت" شرکت کند (لزاک ، 1983 ، ص 38). سؤالاتی در مورد اینکه آیا افراد یک رفتار خاص را انجام می دهند و اگر چنین است ، چگونه این کار را انجام می دهند ، ابعاد عملکرد اجرایی را ضبط کنید. Lezak (1983) چهار مؤلفه رفتارهای مربوط به فعالیت های اجرایی را بیان کرد: فرمول هدف ، برنامه ریزی ، انجام برنامه های هدفمند و عملکرد مؤثر. با توجه به این مؤلفه ها ، این سؤال در مورد چگونگی ارزیابی جنبه های "چه" و "چگونه" مطرح می شود. علاقه به کارکردهای اجرایی در عصب شناسی پدیدار شده و تا حد زیادی با علاقه به اختلال عملکرد مغزی ، به ویژه با ضایعات دمانس و لوب فرونتال همراه است (به عنوان مثال ، ماس ، آلبرت ، و کمپر ، 1992 ؛ شالیس و بورگس ، 1991)

علائمی مانند حواس پرتی ، انفعال و بی تفاوتی ، آپراکسیا و پشتکار ، بر رفتارهای مراقبت از خود تأثیر می گذارد و منجر به اختلال در فعالیت های روزمره می شود. در بیمارانی که از ضایعات لوب فرونتال رنج می برند ، اختلالات به روشی واضح تر آشکار می شوند. با این حال ، عملکرد اجرایی معمولاً در پیری اولیه حفظ می شود ، اگرچه تحت تأثیر سرعت کندتر رفتار قرار می گیرد. پیچیدگی ابعاد اجرایی مستلزم دقیق بودن معلولیت حسی و حرکتی و سایر عوامل غیر شناختی است که به طور بالقوه ممکن است بر سازگاری فرد با خواسته ها در زندگی روزمره و همچنین عملکرد در تست های شناختی تأثیر بگذارد (لارو ، 1992).

تولید رفتارهای متناوب لازم برای غلبه و جبران کسری در حوزه های خاص می تواند به عنوان شاخصی از جنبه انعطاف پذیری عملکرد اجرایی تلقی شود. انعطاف پذیری شناختی یا توانایی تغییر استراتژی به منظور حل و غلبه بر برخی از مشکلات ، یک مؤلفه اساسی در بسیاری از تست ها و همچنین در شرایط زندگی واقعی است. استحکام ، مکالمه انعطاف پذیری ، یک نشانگر قابل مشاهده تر برای عدم انعطاف پذیری در زمینه زیست محیطی است. تست هایی که نیاز به تغییر از یک استراتژی به دیگری دارند یا کارهایی که در آن پاسخ های بیش از حد آمیز به نفع پاسخ های جدید مهار می شوند ، به طور کلی عملکرد برتر در افراد جوان را نشان می دهد. آزمون مرتب سازی کارت ویسکانسین (WCST ، Grant & Berg ، 1948) آزمایش دیگری است که نیاز به انعطاف پذیری شناختی دارد. در اینجا به افراد دستور داده می شود که کارت ها را مطابق با اصول مختلف ، به عنوان مثال ، رنگ و فرم سازماندهی کنند. فقط اختلاف سنی جزئی در یک مطالعه در مورد عملکرد افراد سالمندان سالم و تحصیل کرده در نسخه WCST اصلاح شده مشاهده شد (Haaland ، Vranes ، Goodwin ، & Garry ، 1987). این مطالعه از این نتیجه گیری پشتیبانی می کند که عملکردهای اجرایی در پیری اولیه نسبتاً بی تأثیر باقی مانده است.

اگرچه تسلط کلامی و آزمایش های خاص ساخت و ساز و عملکرد حرکتی می تواند به عنوان نشانگر عملکرد اجرایی باشد (رویال ، ماهورین ، و گری ، 1992 ؛ همچنین به لزاک ، 1995 مراجعه کنید) ، باید تأثیرات غیر شناختی در ارزیابی عملکرد در نظر گرفته شود. یک رویکرد قدرتمند برای بررسی عملکرد اجرایی ، مشاهده رفتارهای طبیعت گرایانه است که در زمینه توانایی قبلی ، عملکرد حسی و حرکتی تفسیر می شود. یک فرد سالخورده که تمایلی به انجام آن نداشته و یا قادر به اجرای آن نیست و به نمایش گذاشتن انعطاف پذیری شناختی پایین تر ، باید در یک زمینه گسترده ، از جمله اطلاعات مربوط به مقابله ، کنترل شخصی درک شده و بهزیستی ، قبل از هر نتیجه گیری قطعی در مورد عملکرد اجرایی ناقص ارزیابی شود.

URL: https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/b0080427073000687

اختلالات رشد و مداخلات

جونی هولمز ،. Darren L. Duing ، در پیشرفت در رشد و رفتار کودک ، 2010

b حافظه کم کار و ضریب هوشی

در واقع تمایزهای روشنی بین ضریب هوشی و حافظه کاری وجود دارد. اول ، وظایف حافظه کار جنبه های مختلف یک سیستم حافظه واحد و با درک را ارزیابی می کنند. ارزیابی های ضریب هوشی ، عملکرد کل در طیف گسترده ای از توانایی ها ، که شامل زبان و استدلال غیر کلامی است. این دو حوزه نیز در حدی که دانش و تجربیات قبلی کودک در عملکرد نقش داشته باشد ، جدا هستند. ارزیابی های ضریب هوشی کلامی به دانش و دانش کودک از کلمات و زبان بسیار متکی است ، که تحت تأثیر عوامل پیش زمینه مانند محیط خانه و سطح آموزش آنها قرار می گیرد (بروکس-گان ، کلبانو ، و دانکن ، 1996 ؛ هاف و تیان ، 2005 ؛ هوتنلوچر ،Haight ، Bryk ، Seltzer ، & Lyons ، 1991). با این حال ، وظایف حافظه کار ، به همان اندازه برای همه کودکان ناآشنا است و هیچ مزایایی یا مضرات آشکاری را برای کودکان با پیشینه های مختلف ارائه نمی دهد. مطالعات نشان داده است كه كودكان گروه های قومی اقلیت و شرایط اقتصادی ضعیف در تست های دانش واژگان ضعیف نمره می گیرند اما در مورد اقدامات هر دو STM کلامی نیستند (Campbell ، Dollaghan ، Needleman ، & Janosky ، 1997 ؛ Ellis Weismer et al. ، 2000 ؛ Engel ،Santos ، & Gathercole ، 2008 ؛ Santos & Bueno ، 2003) یا حافظه کاری کلامی (انگل و همکاران ، 2008).

حافظه کاری و ضریب هوشی همچنین کمک های متمایز در یادگیری می کند. حافظه کاری واریانس منحصر به فرد در دستیابی به کودکان در بالا و فراتر از آنچه را می توان با ضریب هوشی پیش بینی کرد (Gathercole ، Alloway ، Willis و Adams ، 2006) پیش بینی می کند. علاوه بر این ، ارتباط بین حافظه کاری و دستیابی پس از اختلاف در ضریب هوشی عملکرد یا ضریب هوشی کلامی ، از نظر آماری هم در کودکان و هم بدون مشکلات یادگیری کنترل می شود (به عنوان مثال ، قابیل ، اوخیل ، و برایانت ، 2004 ؛ سیگل و رایان ، 1989 ؛ سوانسون و ساچس-لی ، 2001). به همین دلایل ، به نظر می رسد که تست های حافظه کاری شاخص های فرهنگ-متنی از پتانسیل شناختی کودک را ارائه می دهند.

علیرغم تفاوت بین حافظه کاری و ضریب هوشی ، کودکان با حافظه ضعیف به طور معمول دارای ضریب هوشی با دامنه کم و برعکس هستند. در مقایسه اخیر پروفایل های شناختی 50 کودک با حافظه کم (نمرات استاندارد زیر 86 در دو تست حافظه کاری) و 50 کودک با سن با میانگین حافظه کاری (نمرات استاندارد بیش از 90 در دو ارزیابی حافظه کاری) ، ماتفاوتهای گروهی قابل توجهی در ضریب هوشی کلامی و عملکرد یافت. در هر دو مورد ، میانگین گروه حافظه کاری نمرات قابل توجهی بالاتر از گروه حافظه کم داشت (شکل 1 را ببینید).

از گروه حافظه کم کار ، 14 ٪ دارای ضریب هوشی کلامی در محدوده بسیار پایین (نمرات استاندارد زیر 70) ، 30 ٪ در محدوده ضعیف (نمرات استاندارد در محدوده 70-80) ، 54 ٪ در میانگین دامنه (54 ٪)نمرات بین 86 تا 115) و 2 ٪ دیگر بالاتر از حد متوسط (نمرات استاندارد بیش از 116). برای ضریب هوشی عملکرد ، 6 ٪ در برد بسیار پایین ، 50 ٪ در محدوده ضعیف و 44 ٪ در محدوده متوسط. به طور کلی ، این داده ها نشان می دهد که اکثر کودکان دارای حافظه کار ضعیف دارای نمرات ضریب هوشی در دامنه متوسط ضعیف هستند ، با تعداد بسیار کمی در رده ضریب هوشی بسیار کم (Gathercole et al. ، 2010).< SPAN> از گروه حافظه کم کار ، 14 ٪ دارای نمرات ضریب هوشی کلامی در محدوده بسیار پایین (نمرات استاندارد زیر 70) ، 30 ٪ در محدوده ضعیف (نمرات استاندارد در محدوده 70-80) ، 54 ٪ دردامنه متوسط (نمرات بین 86 تا 115) و 2 ٪ بیشتر بالاتر از حد متوسط (نمرات استاندارد بیش از 116). برای ضریب هوشی عملکرد ، 6 ٪ در برد بسیار پایین ، 50 ٪ در محدوده ضعیف و 44 ٪ در محدوده متوسط. به طور کلی ، این داده ها نشان می دهد که اکثر کودکان دارای حافظه کار ضعیف دارای نمرات ضریب هوشی در محدوده متوسط ضعیف هستند ، با تعداد بسیار کمی در رده ضریب هوشی بسیار کم (Gathercole et al. ، 2010). از گروه حافظه کار پایین ، 14 ٪دارای نمرات ضریب هوشی کلامی در محدوده بسیار پایین (نمرات استاندارد زیر 70) ، 30 ٪ در محدوده ضعیف (نمرات استاندارد در محدوده 70-80) ، 54 ٪ در دامنه متوسط (نمرات بین 86 تا 115) و الف2 ٪ بیشتر بالاتر از حد متوسط (نمرات استاندارد بیش از 116). برای ضریب هوشی عملکرد ، 6 ٪ در برد بسیار پایین ، 50 ٪ در محدوده ضعیف و 44 ٪ در محدوده متوسط. به طور کلی ، این داده ها نشان می دهد که اکثر کودکان دارای حافظه کار ضعیف دارای نمرات ضریب هوشی در دامنه متوسط ضعیف هستند ، با تعداد بسیار کمی در رده ضریب هوشی بسیار کم (Gathercole et al. ، 2010).

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 8 تير 1402 ساعت: 18:48