درمانگران Givens بشر ، با نیت خوب ، بدون شک عادت دارند که هیپنوتیزم را مشاهده کنند ، اما ممکن است آن را به عنوان نیرویی برای خوب بدانیم. در واقع با استفاده از این روش می تواند منجر به نتایج درمانی قدرتمند شود اما بسته به ایده های جذب شده توسط شخص در خلسه ، می تواند از نظر قدرت نیز مضر باشد. بنابراین ، مهم است که همیشه از آن استفاده شود. من می خواهم ، در این مقاله ، درک های انسانی در مورد هیپنوتیزم ، کاربردهای آن و سوءاستفاده های آن را مرور کنم.
متأسفانه ، چیزی اسرارآمیز غالباً خود را به صحبت در مورد هیپنوتیزم ، به ویژه در بین کسانی که خود را هیپنوتیزم می کنند ، متصل می کند ، گویی پزشکانی که از آن استفاده می کنند ، مهارت های بسیار تخصصی و حتی باطنی دارند - در واقع ، برخی به نظر می رسد این عقیده را تشویق می کنند. این امر به این واقعیت اضافه می شود که اگرچه هیپنوتیزم قرن هاست که شناخته شده است ، و بیش از 200 سال است که موضوع تحقیقات علمی بوده است ، اما هنوز سوء تفاهم گسترده ای درباره آنچه در واقع است وجود دارد. نگاهی گذرا به اینترنت ، طیف وسیعی از مفاهیم را به وجود می آورد ، که به طور گسترده به "تئوری های تغییر یافته ذهن" تقسیم می شود (این یک حالت نیمه آگاهی است ، به ظاهر بین خواب و بیدار شدن ؛ یک وضعیت ناخودآگاه و کاتالپیک ؛ نوعی تفکیک. یک شرط مبهم یا مبهم ؛ "رگرسیون در خدمت نفس" ؛ یا وضعیت توجه متمرکز) و نظریه های "غیر دولتی" (این فقط بازیگری است).
واضح است که ما به یک ایده سازماندهی بزرگتر احتیاج داریم و Givens انسان یکی را ارائه می دهد: هیپنوتیزم به هیچ وجه وضعیت آگاهی نیست. این وسیله مصنوعی برای دسترسی به حالت REM است. بنابراین هیپنوتیزم یک فرآیند است ، جدا از حالت خلسه که باعث القاء می شود ، و تأثیرات آن دیگر مرموز نیست زیرا این می تواند تمام پدیده های مرتبط با آن را به خود اختصاص دهد.
بدیهی است که هیپنوتیزم یک فرایند مصنوعی است نه یک حالت ، وقتی در نظر می گیریم که معمولاً بدون اینکه کسی ما را وارد آن کند ، به یک خلسه می رویم. در واقع ، هیپنوتیزم ها غالباً به مشتریانی می گویند که آنها در تلاش هستند تا در مورد ایمنی آن اطمینان حاصل کنند که ما تمام وقت به طور طبیعی وارد و خارج از خلسه می شویم - که این درست است. ما هر زمان که توجه ما متمرکز و قفل شده باشد ، در یک خلسه هستیم. اما این بدان معناست که دیدگاه ما با هر خلسه ای که در آن هستیم محدود است. و در آن خطر قرار دارد.
هرکسی که بتواند توجه خود را متمرکز کند ، چه کسی تخیل خوبی دارد یا می تواند از نظر عاطفی برانگیخته شود ، در بسیاری از نقاط از زمان ، وارد خلسه خواهد شد. ما هر زمان که از نظر عاطفی در آنچه که معمولاً به عنوان یک روش منفی تصور می شود ، در یک خلسه ناشی از خود قرار می گیریم: عصبانیت ، خشم ، نفرت ، ترس ، اضطراب ، نگرانی ، افسردگی ، حسادت ، حرص و آز ، خودخواهی-همه این احساسات ما را قطع می کنداز مغزهای تفکر ما خارج شوید و دیدگاه محدود و محدودی از واقعیت به ما بدهید. همین مسئله درست است وقتی که ما به سیستم های اعتقادی مشروط می پردازیم که نمی توانیم فراتر از آن ببینیم ، خواه ادیان ، فرقه ها یا سیاست. رویدادهای مهیج که ما به عنوان مثبت تجربه می کنیم از نظر دیدن تصویر بزرگتر ، محدود کننده نیستند - هرچند هیجان انگیز است که از تیم شخصی برای پیروزی حمایت کنیم ، احساس کنیم که از موسیقی دور می شوند ، با شعر ، هنر یا درام حرکت می کنند تا در آن قرار بگیرند. عشق یا عشق پرشور را دوست داشته باشید یا یک شگفتی عالی را تجربه کنید که نفس ما را از بین می برد.
ما می توانیم هنگام استفاده از مهارت ها نیز در یک خلسه قرار بگیریم. به عنوان مثال ، هنگام رانندگی ، ما می توانیم کاملاً از عبور از نقاط دیدنی یا جاده های خاص یا حتی شهرها آگاه باشیم ، زیرا ما این کار را به طور خودکار انجام داده ایم. جذب شدن در فعالیتهای خلاقانه مانند پخت و پز ، باغبانی ، نوشتن ، ساخت هنر ، موسیقی ، شعر یا سفال ، آواز و رقص ، ما را در یک خلسه قرار می دهد ، همانطور که می تواند خواندن و مطالعه. فعالیت هایی مانند آواز خواندن و رقصیدن به خصوص در هنگام انجام گروه ، بسیار خلسه است. انجام ورزش یا استفاده از مهارت های حرفه ای به خوبی نیز کاملاً جذاب است. ما حتی می توانیم وارد یک حالت خلسه معروف به "جریان" شویم وقتی می دانیم چگونه می توانیم کاری را خوب انجام دهیم و در انجام آن فعالیت ، احساس ما برای داشتن یک خود جداگانه به طور موقت از بین می رود و با کاری که انجام می دهیم بی دردسر می شویم. به نظر می رسد این نوع خلسه سعادتمند ، وقتی وارد آن می شویم ، به طور مستقل در درون ما عمل می کند: ما به تجربه ای که ایجاد می کنیم تبدیل می شویم. این ظرفیت شگفت انگیز برای جریان ، که برخی از روانشناسان آن را "تجربه اوج" می نامند و برخی دیگر آن را "بودن در منطقه" توصیف می کنند ، بسیار مهم است که حس زندگی معنی دار باشد.
ترنس همچنین می تواند با استفاده از مواد مخدر ، شوک ، آیین های آهسته ، زبان هیپنوتیزم ، لمس غیر منتظره ، دعا ، فعالیت جنسی ، تأمل ، خیره کننده ، خیره کننده ، خیره کننده ، از خواسته شده برای یادآوری خاطرات خاص ، حرص و آز ، تغییر الگوهای تنفس القا شود ، به طور عمدی یا در غیر این صورت ، از این محرک یادآوری می کند. این باعث می شود احساسات شدید و به طور متناقض ، هر شکلی از آرامش عمیق که برانگیختگی عاطفی را کاهش می دهد. سه شکل اساسی ، که حیوانات نیز تجربه می کنند ، خواب می بینند ، بسیار عاطفی و یادگیری می شوند - و هیچکدام نیازی به القاء هیپنوتیزم ندارند.
نحوه ایجاد توجه متمرکز می تواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت ، عمق و طول خلسه داشته باشد. به عنوان مثال ، یکی از دلایل ساختن کلیساهای کاملاً زیبا ، مساجد ، معابد و کاخ ها این بود که افرادی که وارد آنها می شوند به طور خودکار در حالت خلسه ترس قرار می گیرند ، و این باعث می شود که آنها بسیار حاکی از پذیرش و پذیرش هر آنچه که آموزه ها یا دستورالعمل ها در آن ها به آنها منتقل می شودمحیطو هنگامی که مردم ماسک می پوشند ، خودشان به خلسه می روند زیرا ناگهان آگاه هستند که وقتی مردم نمی توانند چهره خود را ببینند ، احساس ناراحتی می کنند. آنها می توانند به روشهایی رفتار کنند که به طور عادی رفتار نمی کنند و توجه خود را به این حس تحول متمرکز می کنند.
عمیق ترین خلسه همه
دانش انسانی در مورد ماهیت واقعی خلسه و هیپنوتیزم ناشی از نظریه تحقق انتظار جو گریفین در مورد رویاها است. 1 ، البته ، عمیق ترین خلسه همه در حال خواب است. این اساسی ترین شکل خلسه است که در رحم ایجاد می شود وقتی جنین برای اولین بار شروع به تجلی در خواب REM (حرکت سریع چشم) می کند.(حرکات چشم نشانه ای قابل مشاهده از فعال شدن یک مدار خاص مغز ، معروف به پنتو ژنیکولا-اکسیپیتال (PGO) است.) این پیشگام تحقیقات خواب میشل ژووت ، اکنون استاد برجسته پزشکی تجربی در دانشگاه لیون بود ،چه کسی بینش خارق العاده ای داشت که در هنگام خواب REM وجود دارد ، غرایز از ژنهای ما به ما برنامه ریزی می شود. ما هر بار که خواب می بینیم به آن باز می گردیم و همانطور که نظریه تحقق انتظار نشان می دهد ، این همان چیزی است که تمامیت غرایز ما را حفظ می کند. زیرا رویاها ترجمه های استعاری از انتظارات برانگیختگی عاطفی است که در دوره بیداری قبلی به آن عمل نمی شود. رویاها برانگیختگی عاطفی را غیرفعال می کنند و مغز را آزاد می کنند تا به هر روز جدید پاسخ دهند - بنابراین یکپارچگی غرایز ما را حفظ می کند.
در رویکرد Givens Human ، ما به دلیل شباهت های فیزیولوژیکی روشن با وضعیت خواب REM ، به ترنس به عنوان حالت REM اشاره می کنیم. خلسه عمیق ، هنگامی که توسط هیپنوتیزم القا می شود ، جنبه های بسیاری از خواب REM را آینه می دهد ، مانند عدم نفوذ به اطلاعات حسی در خارج ، حساسیت کمتری به درد ، فلج عضلات و غیره. تحریک خلسه. بسیاری از هیپنوتیزم ممکن است از حرکت ریتمیک برای کمک به تولید خلسه استفاده کنند (به عنوان مثال ، حرکات دست مکرر و یا مجبور کردن مردم به خیره شدن به توهمات نوری) ، که به مغز ماهی ابتدایی که از آن تکامل یافته است ، پیوند می زند.(البته ماهی ، به دلیل نیاز مداوم آنها به پیشروی ، هدایت و تعادل خود در آب ، که آنها را با "چرخش" باله های خود انجام می دهند ، به ریتم بسیار قدرتمند پاسخ می دهند. شباهت دیگر در جهت گیری توجه است: ایجاد یک سر و صدای بلند یا حرکت ناگهانی می تواند فرد را در خلسه قرار دهد ، زیرا فوراً توجه آنها را به خود جلب می کند و شامل فعالیت الکتریکی مغز است که به عنوان پاسخ جهت گیری شناخته می شود - همان امواج PGO که در خواب REM مشاهده می شود. هنگامی که برای اولین بار شروع به خواب می کنیم ، پاسخ جهت گیری با عصبانیت آتش می گیرد. نظریه تحقق انتظارات رویاها توضیح می دهد که این مکانیسم هشدار دادن به مغز به حضور برانگیختگی عاطفی بدون بیان است که در خواب نیاز به تخلیه دارند. 1
شباهت های بیشتری وجود دارد. آرامش عمیق ، که روانشناسان از آن به عنوان القاء به خلسه استفاده می کنند ، به موازات آنچه اتفاق می افتد با ما شروع به خوابیدن می کنیم. و ، هنگامی که مشتری ها آرام شدند ، تصاویر هدایت شده ای که ما از آنها استفاده می کنیم تا بتوانند مشکلات خود را از دیدگاه متفاوت ببینند و بر آنها غلبه کنند ، موازی مواد رویایی بوجود آمده است - تفاوت این است که در یک خلسه ناشی از مصنوعی ، درمانگر روند کار را هدایت می کند ،در حالی که برانگیختگی عاطفی بدون سر و صدا از روز گذشته "تصاویر فیلمنامه رویایی" را در خواب ما فراهم می کند. همانطور که می دانیم ، استعاره در درمان بسیار قدرتمند است ، هنگامی که به شخص در خلسه داده می شود. و رویاها استعاره هستند. تجربیات واضح ترنس ممکن است توهم را شامل شود - مشتری ها ممکن است "احساس" را از چهره خود از گرمای خورشید که تصور می کردند ، گزارش دهند - و رویاها توهم آور هستند. تحقیقات نشان داده است که همان مسیرهای مغزی در هر دو شرایط فعال هستند. علاوه بر این ، پدیده هایی که می توانند در خلسه القا شوند نیز به طور خودجوش در خواب تجربه می شوند ، مانند فراموشی (برای رویا) ، بیهوشی و ضد درد ، توهمات بدن ، کاتالپسی ، تفکیک و تحریف زمان.
با این حال ، همانطور که هیپنوتیزم خلسه نیست ، بنابراین وضعیت REM رویای نیست. در واقع ، تئاتر جایی است که رویای آن اتفاق می افتد. همانطور که جو گریفین نشان داد ، فیلمنامه رویایی جدا از تئاتر REM ، "ژنراتور واقعیت" ما است و در درون آن عمل می شود یا واقعی ساخته می شود.
بنابراین ، حالت REM در انواع خلسه فعال است. این فقط یک حالت "آرام" یا "منفعل" نیست. فعال استاین برنامه در برنامه نویسی دانش ذاتی و آموخته شده - انواع یادگیری ، دانشگاهی یا در غیر این صورت (از جمله درمان ، تهویه و تلقین) - و همچنین هنگامی که ما در روز و حل مشکلات هستیم. هنگامی که ما آسیب می بینیم ، حالت REM واسطه ای است که از طریق آن واقعه آسیب زا توسط مغز اسیر می شود و به بخشی از الگوهای بقا تبدیل می شود. بنابراین حالت REM برای درک بسیار مهم است ، به خصوص اگر ما در ارائه درمان درگیر هستیم.
ترویج نیمه حقایق گیج کننده
یک حقیقت به همان اندازه دروغ خطرناک است ، حتی اگر با بهترین اهداف ارائه شود. متأسفانه بسیاری از حقایق بزرگ در مورد هیپنوتیزم مورد بحث قرار می گیرند و پزشکان باید مراقب باشند که آنها را اعلام نکنند. آنها موارد زیر را شامل می شوند.
• "هیپنوتیزم حالت طبیعی آرامش و غلظت است ، با افزایش آگاهی ناشی از پیشنهاد". همانطور که توضیح دادم ، این یک وسیله مصنوعی برای دسترسی به حالت REM است ، که حتی با جلب توجه با یک صدای بلند ناگهانی یا حرکت شگفت انگیز می تواند به شدت انجام شود.
• "هیپنوتیزم بی خطر است و عوارض جانبی ناخوشایندی ندارد" به دور از امنیت نیست. این یک فرآیند بسیار قدرتمند است و از هر چیزی قدرتمند می توان برای آسیب دیدن و همچنین خوب استفاده کرد. برخی از افراد حتی پس از یک جلسه آرامش بخش احساس سرگیجه یا مضطرب می کنند. آنها ممکن است از نظر روانشناختی نسبت به "کنترل خارج" احساس کنند ، به ویژه اگر آنها پیشنهادی را که به آنها ارائه شده دوست ندارند. ادبیات پر از اثرات ناخوشایند یا حتی خطرناک است که پس از هیپنوتیزم تجربه شده است. آنها شامل خستگی شدید هستند. عمل ضد اجتماعیاضطرابموارد وحشت زدگی؛کمبود توجه؛اعوجاج بدن/تصویر خوددرک/از دست دادن غلظت ؛گیجی؛مهارت های مقابله با اختلال ؛تفکر توهین آمیز ؛افسردگی؛تحقیرآمیز ؛سرگیجهترسسردرد ؛بیخوابی؛تحریک پذیری ؛حافظه اختلال یا تحریف شده ؛تهوع و استفراغ؛گریه کنترل نشده و بسیاری ، بسیاری دیگر.
• "شما از همه چیزهایی که به شما گفته می شود آگاه خواهید بود" گاهی اوقات این مورد است که شخصی در یک خلسه سبک قرار دارد اما اغلب اوقات اینگونه نیست ، و این دوباره با رویاپردازی موازی است زیرا ما بیشتر رویاهای خود را به یاد نمی آوریم. وقتی افراد به یک خلسه عمیق می روند ، اغلب خاطره ای از آنچه درمانگر گفته است ندارند. این بدان معنا نیست که آنها آن را ثبت نکرده اند ، اما آنها نمی توانند آگاهانه آن را به یاد بیاورند.
• "هیپنوتیزم هیچ ارتباطی با خواب ندارد - این فقط یک حالت بسیار آرام است" به وضوح این اشتباه است زیرا هیپنوتیزم بسیار مستقیم با خواب مرتبط است: مرحله REM (رویای) خواب عمیق ترین حالت خلسه از همه است.
• "یک هیپنوتیزم نمی تواند کسی را تحت تأثیر قرار دهد تا در برابر اراده خود انجام دهد" "ما به سادگی می دانیم که به تاریخ هیپنوتیزم بسیاری از نمونه های تأثیر ناخواسته می پردازیم. بسیاری از حوادث مدرن وجود دارد که برخی از آنها در دوربین های دوربین مدار بسته ثبت شده است ، مانند اینکه صندوق دار هیپنوتیزم می شوند و پول خود را در جای خود تحویل می دهند زیرا آنها در حالت خلسه قرار گرفته اند ، یا افرادی که از خلسه شوکه شده و در خیابان سرقت می شوند. در واقع ، ما فقط باید به تبلیغ کنندگان و سیاستمداران و روسرها و گوروس ها فکر کنیم-همه به طور مصنوعی دولت REM را در افرادی که مایل به تأثیرگذاری هستند القا می کند.
• "قانون اخلاقی" شخصی آنها را از انجام هر کاری در برابر منافع خود محافظت می کند "هیچ مدرکی مبنی بر اینکه به مردم اعتماد نمی شود که بر خلاف منافع خود و توده های شواهدی انجام ندهند که این کار را انجام می دهند ، وجود نداردزمان. کدهای اخلاقی افراد به همان اندازه آب و هوا انعطاف پذیر و قابل تغییر هستند.
• "" ناخودآگاه "بسیار عاقلانه است" من یک هیپنوتیزم را شنیدم که می گوید این کلمات دقیق ، با لحنی دوست داشتنی و دلسوز ، در یک فیلم YouTube. ناخودآگاه اصلاً عاقلانه نیست. این بسیار تحت تأثیر چگونگی پرورش ما ، تجربیات زندگی ما و فرهنگی که در آن زندگی می کنیم و غیره است: شرط بندی ما. تا آنجا که به ذهن ناخودآگاه مربوط می شود ، قانون گیگو اعمال می شود: زباله در ، زباله. بخش عمده ای از کارهای درمانی که در ترنس انجام می شود ، مربوط به غلبه بر پاسخ های ناخودآگاه خودکار ، تغییر الگوهای ناسالم و باز کردن برداشت های محدود است.
قسمت تاریک هیپنوتیزم
بنابراین واضح است که هیپنوتیزم - دسترسی به مسیر برنامه نویسی مغز - می تواند برای آسیب رساندن و همچنین خوب ، چه عمد و چه ناخواسته استفاده شود. در زیر خطراتی وجود دارد که همه پزشکان اخلاقی هیپنوتیزم باید در برابر آن تصدیق و محافظت کنند.
• از بین بردن حس اراده کسی ، می دانیم که احساس کنترل کنترل بر زندگی خودمان یک نیاز انسانی ذاتی است. این وظیفه درمانی نیست که فرضیه هایی راجع به آنچه مشتری به آن نیاز دارد ، بیان کنند و بنابراین بسیار مهم است که هرگونه تغییر مشتری هدایت شود ، با توجه به اهداف تعیین شده از قبل و به وضوح توسط هر دوی ، القا شودمشتری و درمانگر. همچنین باید هدف ما این باشد که به مشتریان خود ابزارهایی را برای کنار آمدن بدون ما ، در اسرع وقت انجام دهیم. بنابراین ، برای درمانگران مهم است که تسلط بر تکنیک های مختصر مؤثر ، به مشتریان خود بیاموزند که خود را آرام کنند و به تصاویر هدایت شده تحویل داده شده توسط ما یا ضبط هایی که ممکن است برای آنها ارائه دهیم ، وابسته نشوند. این موارد فقط باید مورد استفاده قرار گیرند تا جایی که دیگر نیازی به درمان ندارند.
• قصد گل آلود قصد درمانگر ارائه مداخله از نظر نتایج بسیار مهم است. در واقع ، اگر قصد صمیمانه ای برای کمک به یک فرد وجود داشته باشد ، حتی یک درمانگر که از نظر فنی بسیار ماهر نیست می تواند نتیجه خوبی کسب کند. با این حال ، نادر کسانی هستند که می توانند سرنوشت خود را کاملاً کنار بگذارند - و این به معنای نادر در بین درمانگران نیز است. EGO می تواند یک مشکل خاص را برای برخی از کسانی که از هیپنوتیزم استفاده می کنند ، ایجاد کند ، زیرا آنها کشف کرده اند که به راحتی می توان افراد را به خلسه تبدیل کرد ، در حالی که ، برای اکثر افراد ، این یک روند مرموز به نظر می رسد. آنها حتی ممکن است خودشان را متقاعد کرده باشند که به مهارت عظیمی و shenanigans خاص مربوط به بازوی بازو و غیره نیاز دارد ، بنابراین سرنوشت آنها پف کرده و این برای بیماران بسیار مضر است.(یکی از دلایلی که ما پزشکان را ترغیب می کنیم به جای هیپنوتیزم از اصطلاح تصاویر هدایت شده استفاده کنند ، جلوگیری از تصورات غلط از طرف درمانگر و مشتری است.) خوشبختانه ، یکی از منابع ذاتی ما ، که مکمل حالت متمرکز ترنس است ، است. آنچه دکتر آرتور دیکمن آن را "مشاهده خود" نامید. در یک سطح بیولوژیکی ، این آگاهی هنگامی اتفاق می افتد که ما آرامش می یابیم و نئوکورتکس می تواند بدون تداخل عاطفی بیش از حد عمل کند ، و ما را قادر می سازد تا به واقعیت نگاه کنیم - و تشخیص دهیم که آیا ما نیز با خودمان دور شده ایم.
• ایجاد خاطرات نادرست (توهم) سهولت انجام این کار با استفاده از این موارد ، بارها و بارها نشان داده شده است ، به خصوص از طریق کار پیشگام روانشناس الیزابت لوفتوس. در دهه 1980 و 1990 ، تمام خانواده ها به دلیل خاطرات فرض شده از سوء استفاده جنسی والدین در درمان ، از هم جدا شدند. مؤسسه مطالعات درمانی اروپایی ، پیشینی کالج Givens Human ، اولین سمینار بزرگ را برای هشدار دادن پزشکان به سندرم حافظه کاذب ارائه داد. در یک مورد ، یک زن جوان در درمان به یاد می آورد که بارها توسط گروهی از شیطان پرستی مورد تجاوز قرار گرفته است که شامل اعضای خانواده وی و دیگران در جامعه محلی است. اما بعداً به نظر می رسد که او به همراه درمانگرانش دلخور شده است. بنابراین درمانگران باید هوشیار باشند که حتی در قالب سؤالات (مانند احتمال غفلت یا سوءاستفاده در کودکی یا اینکه شریک زندگی ممکن است رابطه داشته باشد) پیشنهادات برانگیخته عاطفی ارائه ندهند ،در مورد رویای ، سپس رویا را به یاد بیاورید و بدون شواهد به آن اعتبار دهید.
• القاء توهم ، که می تواند افراد آسیب پذیر را به تجزیه روانی سوق دهد. این سهام در تجارت هیپنوتیزم مرحله است. این خطرناک است زیرا یک فرد در یک وضعیت روانی قادر به تمایز بین وضعیت رویایی و بیدار شدن واقعیت به روشی نیست که ما به طور عادی انجام می دهیم.
• شرط بندی به عنوان نوعی یادگیری ، این به ناچار دولت REM را شامل می شود و به یک روش یا روش دیگر ، هیپنوتیزم توسط همه فرقه ها و احزاب سیاسی انجام می شود. به عنوان مثال ، استفاده از سیاستمداران کلمات هیپنوتیزم انتزاعی مانند "تغییر مثبت" ، "ارزش ها" یا "اصول" ، مردم را به یک خلسه داخلی وادار می کند تا آنچه را که آنها به عنوان معنای این کلمات درک می کنند ، جستجو کنند ، حتی اگر سیاستمداران هیچ چیز دیگری نداشته باشندنمونه های بتونی.(همه می خواهند چیزی را در زندگی خود تغییر دهند. و هیچ فردی تغییر منفی نمی خواهد. بنابراین وقتی یک سیاستمدار از کلماتی مانند تغییر یا مترقی استفاده می کند ، یک ترفند است.)
هرکسی که فکر می کند هیپنوتیزم بی ضرر است ممکن است به یاد داشته باشید که هیتلر پس از درمان توسط هیپنوتیزم نابینایی هیستریک که در پایان جنگ جهانی اول متحمل شد ، آن را مطالعه کرد. شخصیت او در آن مقطع به عنوان نتیجه پیشنهادی قوی که در خلسه توسط یک روانشناس ارائه شده بود ، تغییر یافت که به او گفت که او خاص است و او قدرت های شخصی خوبی دارد و با این قدرت های بزرگ ، او می تواند خود را از نابینایی درمان کند. این به عنوان یک پیشنهاد هیپنوتیزم عمل کرد و هیتلر در ادامه به القاء حالت های خلسه پذیرش در جمعیت وسیع در راهپیمایی ها ادامه داد و آنها را با اسمی های برانگیخته عاطفی بمباران کرد. او حتی به عنوان سلام نازی ها ، یک شکل تلطیف شده از بازو را پذیرفت.
البته ، در درمان ، از زبان انتزاعی با اهداف خوش خیم استفاده می شود ، تا مشتری ها را در جستجوی داخلی خود بفرستد تا معانی "منابع درونی" ، "خلاقیت" و "نقاط قوت" و غیره پیدا کند ، اما مهم است که هر دو مورد توجه باشیدقدرت را می توان به راحتی مورد سوءاستفاده قرار داد و چگونه می توان پیامدهای ناخواسته هنگام استفاده از زبان را به صورت شل و ول می تواند رخ دهد. حداقل ، استفاده بیش از حد از انتزاع مثبت ناشی از ترنس می تواند مانع از حرکت مشتری شود ، در صورت عدم استفاده از انتزاع خاص. به عنوان مثال ، فرض کنید مشتری خود را در یک 2 برای افسردگی در مقیاس که 1 عمیق ترین افسردگی ها است و 10 نفر دوباره زندگی می کنند ، دوباره زندگی می کند. سپس درمانگر می پرسد که مشتری برای دستیابی به احساس رضایت به چه تعداد نیاز دارد. مشتری می گوید 7 یا 8. همه ما در اینجا مجموعه ای از خلاصه ها است ، از جمله توصیف کنندگان برای 1 و 10 و چند عدد بی معنی بالاتر از مقیاس اواسط. مگر اینکه درمانگر رفتاری را که مشتری با 1 و 10 در ارتباط دارد ، مشخص کند و با 7 یا 8 ، مشتری از نظر ایجاد تغییرات مثبت هیچ چیز مشخصی برای کار با آن ندارد - و درمانگر چیزی برای دستیابی به مشتری برای دستیابی به تصاویر هدایت شده نداردبشراگرچه ما به کارآموزان آموزش می دهیم که در واقع ، "این به نظر می رسد؟"هنگامی که مشتری ها به صورت انتزاعی صحبت می کنند ، گاهی اوقات خود درمانگران تحت تأثیر انتزاع قرار می گیرند ، به جستجوی داخلی خود می روند و نمی توانند گذشته را ببینند. من دیده ام که این نوع اتفاقات اغلب در طول سالها اتفاق می افتد که کارآموزان را بررسی کرده ام. نکته ای که من بیان می کنم این است که می توان تعجب آور به راحتی در خلسه اغوا شد ، حتی وقتی فکر می کنید بهتر می دانید.
• درمانگران تلپاتی ناخواسته تمایل دارند وقتی به شدت سعی در کمک به کسی دارند ، به حالت عمیق متمرکز بروند و در چنین لحظه هایی ، سردرگمی مرزهای نفس می تواند رخ دهد و هم به درمانگر و هم به مشتری آسیب برساند. با هر ارتباطی که با شخص دیگری برقرار می کنیم ، زمینه رابطه وجود دارد. چگونه این کار را در Godhead توصیف می کنیم: Big Bang مغز. 2 بسیاری از درمانگران با مشتریان خود تله پاتی را تجربه می کنند. به عنوان مثال ، اگر یک درمانگر ، به هر دلیلی احساس کند که در آن احساس می کند و آرزو می کند که آنها مشتری کمتری داشته باشند ، مشتری ها اغلب شروع به زنگ زدن و به تعویق انداختن قرار ملاقات ها می کنند. این حیرت انگیز است و خیلی اوقات اتفاق می افتد که به شانس خود ادامه دهید.(یک تجربه مشترک و مشترک این است که ناگهان دانستن اینکه شخصی نزدیک درگذشت ، حتی اگر مایل دورتر باشد و قبلاً تصور می شد از سلامتی خوبی برخوردار است.)
• آسیب رساندن به جوهر شخص هنگامی که ما از تکنیک های هیپنوتیزم برای کمک به کسی که به حالت REM کمک می کند ، آسیب می رسانیم ، ما در حال "جوهر" منحصر به فرد آن فرد هستیم ، نیروی زندگی پس از تصور که در انتظار تأثیرات خاصی است - در انتظار ایجاد یک جرقه برای باد است. آن را به شعله تبدیل می کند - به طوری که ممکن است رشد کند و رشد کند و در نتیجه روند تکاملی را ادامه دهد. در حقیقت ، یک القاء خواب آور نوعی از تجاوز به قلمرو ذهنی خصوصی ذات دیگران است. این قلمرو است که ما فقط در صورت دعوت باید با احترام وارد شویم و باید مراقب باشیم که هنگام ترک دروازه را به درستی ببندیم. استفاده از هیپنوتیزم به طور مکرر با یک فرد در نهایت برای آنها تضعیف می شود ، زیرا می تواند با ایجاد فزاینده به پیشنهاد ، و نه تنها به پیشنهادات درمانگر خود ، جرقه اراده را به وجود آورد. این یکی از دلایلی است که درمان باید تا حد امکان مختصر باشد.
هدف از درمان ، کمک به افراد جدا و کنار آمدن به تنهایی و وابسته نیست. موارد شدید هیپنوتیزم مکرر حتی در نهایت می تواند مغز را از بین ببرد ، همانطور که وقتی افراد عادی شروع به رفتار به روش های گرامی می کنند و به دیگران فکر می کنند نه به عنوان انسان بلکه به عنوان "چیزها". هنگامی که افراد سرپرست خود صالح که دین خود را به اشتراک نمی گذارند یا فکر می کنند تجاوز ، شکنجه و کشتن مردم قابل قبول است-مسلم است که آنها با استفاده از برانگیختگی عاطفی از طریق ترس ، شعار دادن ، تکرار یا موارد دیگر هیپنوتیزم شده اندبه معنای این است که آنها را به شدت قابل توجه تبدیل کنند. تمام حرکات جرم خطرناک شامل هیپنوتیزم و برنامه نویسی افراد است ، پس از تحریک عاطفی.
این خطر مدتهاست که شناخته شده است. همانطور که راهب مشهور هندو هندو هندو Swami Vivekananda گفت: "فکر کنید مانند تیمی از اسب های وحشی ، به ذهن فکر کنید و به جای کنترل آنها از طریق قدرت عضلانی و نگه داشتن دستگیره ، از دیگری بخواهید که آنها را روی سر بکشد تا آنها را به درون خود خیره کند. یک کشور مطیع برای یک دوره زمانی کوتاه. هربار که دیگر اسبها را به تسلیم می کند ، فرد مقدار انرژی ذهنی خود را از دست می دهد. از ادامه جلسات منظم هیپنوتیزم از شخص دیگر ، ورود به این حالت بدخلقی ، به جای به دست آوردن قدرت و کنترل بهتر ، ذهن می تواند به یک توده بی قدرت بی شکل تبدیل شود که در نهایت منجر به پناهندگی ذهنی می شود. "نسخه ای از این اتفاق می افتد اگر درمانگران بارها و بارها سعی کنند با گفتن اینکه آنها با استعداد یا مطلوب هستند یا آینده ای عالی را در پیش رو دارند ، بر اساس هیچ مدرکی که هیچ مدرکی داشته باشند ، و هیچ کاری مشخص برای کمک به این امر کمک کنند ، یک فرد آسیب دیده روانی را تقویت کنند و آینده خوبی داشته باشند. یک واقعیت. استفاده بی دقتی از هیپنوتیزم می تواند در رشد روانی و معنوی افراد تداخل داشته باشد و نامیدن آن قتل روانی ملودرام نیست.
با استفاده از حالت REM در درمان
البته یک طرف روشن برای هیپنوتیزم وجود دارد ، در غیر این صورت ما نمی توانستیم در تمام این سالها نحوه استفاده از آن را در درمان استفاده کنیم. برای یادآوری ، هیپنوتیزم با تمرکز توجه تا زمانی که بتواند هدایت شود ، دسترسی به حالت REM به طور مصنوعی است. هنگامی که فردی در آن حالت خلسه قرار داشته باشد ، درمانگران می توانند مداخلات روانشناختی قدرتمند و مثبتی مانند ارائه استعاره ، جاسازی پیشنهادات توانمند ، ارائه دستورالعمل های مستقیم و با هدایت تمرین رفتارهای جدید مورد نظر در تخیل ، مانند صحبت های عمومی موفق یا رانندگی با اطمینان داشته باشند. Trance همچنین بهترین سکوی را برای از بین بردن احساسات شدید از خاطرات آسیب زا که مغز به عنوان تهدید کننده زندگی تعبیر کرده است ، فراهم می کند ، به همین دلیل با استفاده از تکنیک های خاص ، سریعترین وسیله برای کمک به افراد در غلبه بر هراس و PTSD را ارائه می دهد. Trance Plus مداخلات درمانی همان چیزی است که هیپنوتیزم را تشکیل می دهد.
ما به وضوح می توانیم ببینیم که چگونه هیپنوتیزم با مدل APET ™ فعال کننده عامل ، تطبیق الگوی ، احساسات و اندیشه متناسب است. عامل فعال کننده به معنای این است که درمانگران برای القاء وضعیت REM در مشتری انتخاب می کنند (ما روشهای ملایم را توصیه می کنیم ، نه راه های سخت ، مانند شوک). الگوی مغزی مشتری با ایده های توانمند پیشنهاد شده توسط درمانگر مطابقت دارد و به آنها معنای شخصی می دهد. هر مسابقه الگوی یک پاسخ عاطفی (یک انتظار) ، هرچند ظریف را آتش می زند. مشتری ممکن است در مورد ایده های جدید فکر کند و امکانات جدید را تمرین کند.
مراحل هیپنوتیزم موثر
• القاء: با توجه به توجه ، به طور مصنوعی به حالت REM دسترسی پیدا کنید
• ترنس: مشتری را آرام کنید تا او را برای یادگیری آماده کند
• آموزش: توجه مشتری را راهنمایی کنید و اطلاعات جدیدی را اضافه کنید که به زندگی آنها زمینه غنی تری می بخشد. همه یادگیری در خلسه اتفاق می افتد. هر وقت چیزی را در جهان آشنا می شناسیم ، همیشه به این دلیل است که ما بین آنچه در محیط موجود در محیط و یک الگوی داخلی ذخیره شده وجود دارد ، یک الگوی را ایجاد می کنیم ، که به طور معمول آن را یک حافظه می نامیم. مغز ما دائماً با دنیای خارج الگوی مطابقت دارد و ما فقط از آن آگاه می شویم اگر چیزی متفاوت از هنجار رخ دهد - پاسخ جهت گیری آتش می گیرد و توجه ما به آن جلب می شود. تمام یادگیری ها ، با توجه به ماهیت آن ، شامل تازگی است و ما باید به طور خلاصه روی آنچه جدید و متفاوت است برای جذب آن تمرکز کنیم. این امر ما را ملزم به ورود به حالت REM می کند. هنگامی که دانش جدیدی که باید جذب شود عمیق است ، ما باید در مورد این الگوی جدید مطابقت داشته باشیم و مدل واقعیت خود را با آن تنظیم کنیم. بنابراین همه یادگیری پس از هیپنوتیک است.
• بهبودی - با هدایت شخص برای دسترسی به منابع مثبت زندگی و مهار فرآیندهای ذهنی مورد نیاز برای تمرین رفتارهای جدید سالم ، به بهبود روانی کمک می کند. و بهبودی جسمی ، با کمک یا ایجاد انگیزه در بدن برای بهبودی خود.
• اطمینان از اراده: کنترل کامل را به مشتری برگردانید.
اول ، هیچ آسیبی انجام ندهید
این که آیا کار خلسه آسیب می رساند یا خیر ، به عوامل بسیاری بستگی دارد از جمله:
• یکپارچگی شخصی که درمان را انجام می دهد
• اخلاص و شعور درمانگر (عاطفی و در غیر این صورت)
• سطح مهارت آنها و چگونگی استفاده از مهارت های زبانی ؛مخصوصاً استعاره
• سطح دانش روانشناختی و دانش خود درمانگر
• درک آنها از نیازهای عاطفی ذاتی در مورد آنچه که یک بیمار واقعاً نیاز دارد
• توانایی درمانگر برای کنار گذاشتن نفس خود
• ماهیت ایده های جذب شده توسط بیمار.
گزارش شده است که کنفوسیوس گفته است: "انتظارات زندگی به کوشش بستگی دارد. مکانیکی که کار او را کامل می کند باید ابتدا ابزارهای او را تیز کند. "
وقتی از هیپنوتیزم برای القاء ترنس در روان درمانی استفاده می کنیم ، مغز ما ابزار جایزه ما است. بنابراین ما باید با بهبود درک خود در مورد کارهایی که انجام می دهیم ، آن را تیز نگه داریم ، مهارت های خود را توسعه دهیم و هوشیار باشیم و هنگام فعال کردن حالت REM در مشتریان خود ، متمرکز شویم ، در غیر این صورت می توانیم به افرادی که می خواهیم کمک کنیم آسیب برسانیم.
ایوان تیرل بنیانگذار رویکرد Givens Human است. او مدیر کالج Human Givens و مدیر تحریریه Human Givens است.
این مقاله برای اولین بار در مجله Human Givens ، جلد 22 ، شماره 1 ، 2015 ظاهر شد. © ایوان تیرل.

ما به کمک شما احتیاج داریم - این مقاله در ابتدا در مجله Human Givens ظاهر شد که به هیچ وجه تبلیغاتی نمی کند ، تا استقلال سرمقاله خود را حفظ کند.
برای زنده ماندن ، به خوانندگان و مشترکان جدید نیاز دارد - اگر مقالات ، تاریخچه های موردی و مصاحبه ها را در این وب سایت مفید پیدا کرده اید ، و دوست دارید از رویکرد Givens Human پشتیبانی کنید - لطفاً یک اشتراک را انتخاب کنید یا امروز یک شماره برگشت بخرید.
منابع
- گریفین ، جی و تیرل ، I (2014). چرا خواب می بینیم: پاسخ قطعی. انتشارات HG ، شرق ساسکس.
- گریفین ، جی و تیرل ، I (2011). Godhead: Big Bang مغز - منشأ انفجاری خلاقیت ، عرفان و بیماری روانی. انتشارات HG ، شرق ساسکس.
منابع

این مقاله برای اولین بار در جلد 22 ، شماره 1 (2015) مجله Human Givens ظاهر شد. کپی از شماره های پشتی برای خرید از انتشارات HG در دسترس است.

با خواندن: Givens Human: رویکرد جدید برای سلامت عاطفی و تفکر روشن ، در مورد Givens Human و تئوری پشت آن ، از جمله حمایت از تحقیقات ، اطلاعات بیشتری کسب کنید.
نزدیکترین درمانگر HG خود را پیدا کنید

مقالات گرایش
تولد طبیعی بدون درد می تواند باشد
شیلا بارات اسمیت به دنیس وین می گوید که تصاویر و زبانی که برای توصیف تولد استفاده می شود می تواند تعیین کند که آیا یک زن درد را تجربه می کند-یا سرخوشی.
یونگ مرموز: فرقه او ، دروغهایی که او گفت ، و غیبت
ایوان تیرل از پروفسور ریچارد نول ، نویسنده "یونگ فرقه" می خواهد تا دروغ های کارل جی یونگ را باز کند تا خودش و جنبش روانکاوی کاریزماتیک خود را مورد تجاوز قرار دهد.
سرود کریسمس. یا یک داستان از سه درمانگر؟
جیمز تاپر اظهار داشت که رمان فصلی مشهور چارلز دیکنز حاوی چیزهای زیادی است که نشان دهنده رویکرد Givens انسان به درمان است.
7-11 تنفس: تنفس عمیق چگونه باعث آرامش بیشتر می شود؟
با توجه به ذهن آگاهی اکنون ، بسیاری از مقالات آنلاین اکنون از تکنیک های تنفسی به عنوان راهی برای کاهش اضطراب و کنترل سطح استرس حمایت می کنند.
چگونه افسردگی را سریع و با خیال راحت بلند کنیم
جو گریفین و ایوان تیرل توضیح می دهند که چگونه و چرا یک رویکرد Givens انسانی می تواند به درمانگران کمک کند تا افسردگی را فقط در چند جلسه - یا کمتر - تغییر دهند.
The Trickster: شخصیت فراموش شده پزشکی
درمان به تمام اشکال آن می تواند گیج کننده و غیرقابل پیش بینی باشد. ما نباید سعی کنیم این را انکار کنیم ، بلکه یاد می گیریم که آن را بپذیریم.
یک واکنش احشایی
Renée van der Vloodt توضیح می دهد که چگونه یک رویداد چشمگیر در طول عقب به مشتری کمک کرد تا یک میزبان کامل در زندگی خود را برطرف کند.
درمان سریع برای هراس و تروما: شواهدی مبنی بر اینکه کار می کند
مشاورانی که از آن استفاده می کنند می دانند که "تکنیک عقب" سریع ، ایمن ، بدون درد و برای مقابله با تروما است. کیت گای و نیکولا گای آن را در تحقیقات آزمایش کرده اند.
مقالات گرایش
کاربردها و سوء استفاده از هیپنوتیزم
ایوان تیرل هشدار می دهد که هیپنوتیزم ابزاری قدرتمند است که باید با مراقبت ، درک و یکپارچگی مورد استفاده قرار گیرد.
تولد طبیعی بدون درد می تواند باشد
شیلا بارات اسمیت به دنیس وین می گوید که تصاویر و زبانی که برای توصیف تولد استفاده می شود می تواند تعیین کند که آیا یک زن درد را تجربه می کند-یا سرخوشی.
یونگ مرموز: فرقه او ، دروغهایی که او گفت ، و غیبت
ایوان تیرل از پروفسور ریچارد نول ، نویسنده "یونگ فرقه" می خواهد تا دروغ های کارل جی یونگ را باز کند تا خودش و جنبش روانکاوی کاریزماتیک خود را مورد تجاوز قرار دهد.
سرود کریسمس. یا یک داستان از سه درمانگر؟
جیمز تاپر اظهار داشت که رمان فصلی مشهور چارلز دیکنز حاوی چیزهای زیادی است که نشان دهنده رویکرد Givens انسان به درمان است.
7-11 تنفس: تنفس عمیق چگونه باعث آرامش بیشتر می شود؟
با توجه به ذهن آگاهی اکنون ، بسیاری از مقالات آنلاین اکنون از تکنیک های تنفسی به عنوان راهی برای کاهش اضطراب و کنترل سطح استرس حمایت می کنند.
چگونه افسردگی را سریع و با خیال راحت بلند کنیم
جو گریفین و ایوان تیرل توضیح می دهند که چگونه و چرا یک رویکرد Givens انسانی می تواند به درمانگران کمک کند تا افسردگی را فقط در چند جلسه - یا کمتر - تغییر دهند.
The Trickster: شخصیت فراموش شده پزشکی
درمان به تمام اشکال آن می تواند گیج کننده و غیرقابل پیش بینی باشد. ما نباید سعی کنیم این را انکار کنیم ، بلکه یاد می گیریم که آن را بپذیریم.
یک واکنش احشایی
Renée van der Vloodt توضیح می دهد که چگونه یک رویداد چشمگیر در طول عقب به مشتری کمک کرد تا یک میزبان کامل در زندگی خود را برطرف کند.
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : کامران فیوضات
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
3 خرداد
1402 ساعت: 12:06