با رشد پیشرفتهای فن آوری ، تقاضا برای صنعت با نیروی کار ماهر و مجهز به طور متناسب در حال افزایش است. در حالی که این مسابقه بین ارائه های برنامه درسی در آکادمی و نیازهای این صنعت در بسیاری از کشورهای سراسر جهان از طریق ابتکاراتی مانند سیستم آموزشی K-12 مورد بررسی قرار گرفته است ، برخی از کشورها مانند فیلیپین فقط تصویب خود را آغاز کرده اند. در تصویب اولیه سیستم آموزشی K-12 فیلیپین ، نگرانی های مختلفی در مورد اجرای آن مطرح شده است ، عمدتاً عدم تطابق بین دوره های ارائه شده در مؤسسات آموزشی K-12 فیلیپین با خواسته های صنعت. با چنین نتایج ، تعیین وضعیت سیستم آموزشی K-12 در فیلیپین ضروری است. در این مقاله سعی شده است با ارزیابی عملکرد دانش آموزان K-12 با استفاده از یک رویکرد استاندارد ، چنین نگرانی هایی را روشن کند. از آزمون توانایی های تحصیلی برای بزرگسالان ، یک آزمایش استاندارد برای اندازه گیری صلاحیت تحصیلی بزرگسالان ، در این مطالعه برای اندازه گیری توانایی های دانشمند استفاده می شود. تجزیه و تحلیل های توصیفی که در این مقاله انجام شده است ممکن است به توسعه چارچوب های استراتژی قوی تر برای قرار دادن سیستم آموزشی فعلی K-12 به خواسته های جهانی و صنعت کمک کند. علاوه بر این ، نتایج به دست آمده در این مطالعه به ذینفعان در نظارت بر استراتژی هایی که به شکاف های فعلی در سیستم آموزشی K-12 کشور می پردازد ، کمک می کند.
1. معرفی
قبل از انتقال به برنامه درسی آموزشی K-12 ، آموزش ابتدایی در فیلیپین شامل ده (10) سال مطالعه است: شش (6) سال در آموزش ابتدایی و چهار (4) سال در آموزش متوسطه [1]. با این حال ، با حرکت جمعی سایر کشورها به سمت جهانی سازی ، فیلیپین اصلاحات اساسی آموزشی را انجام داده است که انتقال و تغییر 10 ساله آموزش ابتدایی خود را به برنامه درسی K-12 منتقل می کند [1]. K-12 یک برنامه آموزشی در ایالات متحده (ایالات متحده) از مهدکودک تا درجه 12 است که نشان دهنده دامنه سالهای آموزش ابتدایی و متوسطه است [2]. این کشور توسط بسیاری از مؤسسات آموزشی در سراسر جهان مانند افغانستان [3] ، استرالیا [4] ، کانادا [5] ، چین [6] ، کره جنوبی [7] و ترکیه [8] پذیرفته شده است. چندین هدف توسط دولت مرتبط با اجرای برنامه درسی K-12 به شرح زیر تعیین شده است: (i) آماده سازی دانشجویان برای آموزش عالی ، (ب) تجهیز دانش آموزان به واجد شرایط بودن برای ورود به مؤسسات عالی آموزش داخلی و خارج از کشور ، و(iii) اشتغال فوری دانشجویان را پس از فارغ التحصیلی تسهیل می کند [9].
علیرغم اهداف امیدوارکننده که توسط دولت فیلیپین تعیین شده است ، چندین موضوع با اجرای اصلاحات ایجاد شده است. به عنوان مثال ، ریورا [10] و باروت [11] با پیامدهای مورد انتظار دستورالعمل های برنامه درسی K-12 فیلیپین ، سوء تفاهم بین آموزش های یادگیری مستقر پیدا کردند. به همین ترتیب ، ترنس و ترنس [12] عدم تطابق بین درک معلمان و دانش آموزان با انتظارات تعیین شده از برنامه درسی K-12 در کشور را نشان داد. علاوه بر این ، Relucio و Palaoag [13] پاسخ منفی کلی بین چندین ذینفع برنامه درسی K-12 (به عنوان مثال ، معلمان ، دانش آموزان و والدین) در مورد اجرای برنامه درسی K-12 در فیلیپین یافتند. این اشکالات حاکی از ساده سازی برنامه درسی K-12 در فیلیپین با بررسی دستورالعمل های فعلی آن است.
با وجود نیاز به ساده سازی دستورالعمل های برنامه درسی K-12 در فیلیپین ، این کار به دلیل تعداد محدود مطالعات در ادبیات در مورد وضعیت آن دشوار بوده است. در حالی که تعداد کمی از آنها است ، بیشتر آثار موجود در ادبیات بر شناسایی نادرست نتایج یادگیری و درک ذینفعان متمرکز شده است. با این حال ، هیچ یک از آثار بینش هایی در مورد عملکرد دانش آموزان K-12 ارائه نکردند. آثار مربوطه در ادبیات (به عنوان مثال ، [14-16]) معتقدند که عملکرد دانش آموزان یک روش مستقیم برای اندازه گیری اجرای موفقیت آمیز یک برنامه آموزشی ارائه می دهد. با تعداد محدودی از مطالعات با تمرکز بر اندازه گیری عملکرد دانش آموزان دانش آموزان K-12 در کشور ، شکاف قابل توجهی در ادبیات فعلی بدون فشار باقی مانده است. علاوه بر این ، با توجه محدودی که دانشمندان در ادبیات در مورد انتقال K-12 در کشور ارائه می دهند ، تدوین استراتژی ها و ابتکارات قوی تر ممکن است به یک مانع مهم برای ذینفعان در کشور تبدیل شود. برای پرداختن به این شکاف ، این مقاله با ارزیابی عملکرد دانشگاهی فارغ التحصیلان K-12 در فیلیپین ، ارزیابی وضعیت برنامه درسی K-12 در کشور را ارائه می دهد.
یک مطالعه موردی در سبو (فیلیپین) ، یکی از کلانشهرهای مهم کشور ، انجام شده است. سه شهر بزرگ در سبو به دلیل تعداد نسبتاً زیاد دانش آموزان K-12 ، یعنی شهر سبو ، شهر لاپو-لاپو و شهر ماندائو در نظر گرفته شده است. از آزمون توانایی های تحصیلی برای بزرگسالان (SATA) به عنوان ابزار استاندارد برای ارزیابی استفاده می شود. SATA یک آزمایش استاندارد است که صلاحیت تحصیلی افراد را از سنین 16 تا 70 سال اندازه گیری می کند [17]. اجزای استعداد و پیشرفت SATA می توانند تجزیه و تحلیل اختلاف نظر و استعداد را ارائه دهند [17]. در این مقاله ، از SATA برای اندازه گیری توانایی های دانشمند دانش آموزان K-12 در علوم ، فناوری ، مهندسی و ریاضیات (STEM) ، تجارت و مدیریت حسابداری (ABM) ، علوم انسانی و علوم اجتماعی (HUMSS) ، رشته علمی عمومی استفاده می شود.(گاز) ، و فنی ، حرفه ای ، معیشت (TVL) ، با استفاده از شش آزمون: (i) استدلال غیر کلامی (NV) ، (ب) استدلال کمی (QR) ، (iii) خواندن واژگان (RV) ، (IV) درک مطلب خواندن(RC) ، (v) ظرفیت ریاضی (MC) ، و (vi) برنامه های ریاضی (MA).
نتایج تعیین شکاف بالقوه عملکرد دانش آموزان در هر زیر مجموعه را امکان پذیر می کند. چنین یافته هایی به عنوان شاخص های عملکرد ذینفعان در مورد وضعیت برنامه درسی K-12 از طریق شایستگی های فارغ التحصیلان K-12 اخیر است. علاوه بر این ، نتایج به شما کمک می کند تا در تدوین استراتژی های مورد نیاز در تراز صلاحیت های دانش آموزان نسبت به نتایج مورد انتظار برنامه K-12 روشن شود. با حداقل اطلاعات در مورد عملکرد فارغ التحصیلان K-12 فیلیپینی در ادبیات ، این مطالعه قابل توجه خواهد بود زیرا اولین کسی است که ارزیابی عملکرد دانش آموزان K-12 را با استفاده از SATA در فیلیپین انجام می دهد. به همین ترتیب ، این مقاله ممکن است به عنوان معیار تدوین سیاست ها و ابتکارات مربوط به برنامه درسی K-12 در کشور استفاده شود. این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است: بخش 2 ادبیات جامع را ارائه می دهد که شامل آثار مربوط به سیستم آموزشی K-12 است. بخش 3 روش را ارائه می دهد. بخش 4 نتایج به دست آمده در مطالعه و همچنین پیامدهای مدیریتی آنها را مورد بحث قرار می دهد. سرانجام ، بخش 5 نتیجه گیری های وارد شده در مقاله و همچنین مسیرهای بالقوه آینده را ارائه می دهد.
2. بررسی ادبیات
2. 1نمای کلی آموزش ابتدایی در فیلیپین
قبل از انتقال به برنامه آموزشی K-12، آموزش پایه در فیلیپین شامل ده (10) سال تحصیل است: شش (6) سال در آموزش ابتدایی و چهار (4) سال در آموزش متوسطه [1]. عدم تطابق بین سیستم آموزشی پایه فیلیپین با سایر کشورهایی که حداقل 12 سال آموزش ابتدایی دارند به فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعددی نسبت داده می شود که بر فضای فیلیپین از زمان استعمار اسپانیا و بعداً اشغال آمریکا تأثیر می گذارد [1]. این بررسی برای اختصار به این موضوع نمی پردازد. در عوض، خوانندگان برای یک بحث جامع به آدارلو و جکسون [1] ارجاع داده می شوند. هر سال، وزارت آموزش (DepEd)، آژانس آموزش پایه کشور، آمارهای کلیدی در مورد عملکرد و کارایی داخلی بخش آموزش پایه تولید می کند [18]. این آژانس گزارش می دهد که عملکرد کلی نمایندگان شرکت کنندگان در برنامه ارزیابی دانش آموزان بین المللی (PISA، 2018) به طور قابل توجهی از کشورهای همسایه ASEAN از نظر خواندن، سواد ریاضی و علمی عقب مانده است [19]. در واقع، در هر سه دسته، فیلیپین در بین کشورهای شرکت کننده مانند سنگاپور، مالزی، برونئی، تایلند و اندونزی در رتبه آخر قرار گرفت [19]. مطالعات قبلی مانند آدارلو و جکسون [1]، مولیس و همکاران.[20]، مارتین و همکاران.[21]، مولیس و همکاران.[22] و مارتین و همکاران.[23] همچنین همین روند را برای کشور نشان داده اند که عملکرد کلی آن به طور قابل توجهی کمتر از میانگین بین المللی در گرایش های مطالعات بین المللی ریاضیات و علوم در سال های 1999 و 2003 است.
چندین موضوع نیز در ارتباط با عملکرد پایین سیستم آموزش ابتدایی فیلیپین ، مانند بخش قابل توجهی از کودکان خارج از مدرسه شناخته شده است [18]. آلبرت [18] اظهار داشت كه مسئله كودكان خارج از مدرسه در فیلیپین با عوامل روانشناختی ، بهداشتی و اقتصادی همراه است. به همین ترتیب ، مقاله گزارش می دهد که 36 ٪ و 44. 1 ٪ دانش آموزان "عدم علاقه شخصی" را دلیل عدم حضور در مدرسه در سطح ابتدایی و متوسطه گزارش داده اند. به همین ترتیب ، یک چشمگیر 34. 7 ٪ و 12. 4 ٪ دانش آموزان "بیماری یا ناتوانی" را دلیل عدم حضور در مدرسه در سطح ابتدایی و متوسطه گزارش دادند. علاوه بر این ، 14. 1 ٪ و 29. 4 ٪ "هزینه بالای آموزش" را دلیل عدم حضور در مدرسه در سطح ابتدایی و متوسطه گزارش دادند. با توجه به نقش مهم آموزش ابتدایی در تأمین نیروی کار آماده تر ، یافته های موجود در ادبیات حاکی از آن است که دولت فیلیپین نیاز به تدوین یک استراتژی جامع در پرداختن به نسبت رو به کاهش حضور در مدرسه در کشور دارد.
گذشته از مسئله کودکان خارج از مدرسه در کشور ، نگرانی هایی از قبیل ناسازگاری با حرکت به سمت جهانی سازی ، یک چالش برای برنامه درسی آموزش ابتدایی کشور ایجاد کرده است. تجزیه و تحلیل توسط Okabe [9] نشان می دهد که سیستم 10 ساله آموزش ابتدایی چندین مشکل آموزشی و اقتصادی و اقتصادی را ایجاد کرده است. برای یک ، برنامه های درسی احتقان (به عنوان مثال ، دوره های کار درسی آنها) به دلیل فشار تحقق الزامات آموزشی اجباری توسط بسیاری از مدارس به نمایش گذاشته می شود. به همین ترتیب ، با توجه به تعداد کمتر سالها در آموزش ابتدایی نسبت به کشورهایی که حداقل 12 سال آموزش ابتدایی دارند ، فارغ التحصیلان آموزش ابتدایی فیلیپین (بدون آموزش بیشتر) برای بسیاری از مشاغل خارج از کشور کم ارزش هستند. علاوه بر این ، تنها با چند سال در آموزش ابتدایی ، فارغ التحصیلان غالباً تحت سن کار قانونی (18 سال) هستند و در مشاغل داخلی و خارج از کشور واجد شرایط نیستند. با بسیاری از موضوعات پیرامون برنامه درسی آموزش ابتدایی 10 ساله کشور ، از دولت خواسته می شود سیاست ها و ابتکاراتی را برای رفع چنین نگرانی هایی تدوین کند. در سال 2013 ، اصلاحات اساسی با نام "برنامه K-12" با انتظار برای کمک به غلبه بر این مسائل ، در کشور به تصویب رسید [1 ، 9 ، 24].
2. 2انتقال به سیستم K-12 در فیلیپین
"برنامه K-12" یک اصلاح جامع از آموزش ابتدایی فیلیپین است [1 ، 9 ، 19]. از طریق این اصلاحات ، فیلیپین تلاش می کند تا با استانداردهای جهانی روبرو شود [9]. با تغییر در ساختار ، برنامه های درسی و فلسفه سیستم آموزش ، پیشرفت های گسترده ای با آموزش ابتدایی 10 ساله قبلی پیش بینی شده است. نکات کلیدی که توسط این خط مشی مطرح شده است ، آمادگی برای آموزش عالی ، صلاحیت ورود به مؤسسات آموزشی عالی داخلی و خارج از کشور و اشتغال فوری پس از فارغ التحصیلی است [9]. در ادبیات فعلی ، تعداد معدودی از محققان در تعیین وضعیت اجرای K-12 در فیلیپین کار کرده اند. به عنوان مثال ، ریورا [10] با شناسایی سوء استفاده از آموزش آموزش آموزش ، ارزیابی عمیقی از برنامه درسی K-12 در فیلیپین ارائه داد. این مطالعه نشان می دهد که بررسی کامل محتوای برنامه درسی برای توسعه آموزش های قوی تر مورد نیاز است. ترنس و ترنس [12] حساب های مختلفی از معلمان و دانش آموزان را مورد بررسی قرار دادند تا درک چگونگی نزدیک شدن به برنامه درسی K-12 را بدست آورند. این مطالعه با مجموعه ای از انتظارات برنامه ، عدم تطابق بین درک دانش آموزان و معلمان را نشان داد.
یافته مشابهی توسط باروت (2018) در مورد برنامه درسی جدید انگلیسی نشان داده شده است که با اصول آموزش و یادگیری زبان سنتی نادرست است. به همین ترتیب ، باروت (2018) اظهار داشت كه برنامه درسی جدید K-12 نیاز به بهبود ویژگی ، انسجام داخلی و ادغام برخی از اصول اساسی 21 آموزش یادگیری و آموزش زبان دارد. علاوه بر این ، Relucio و Palaoag [13] با استفاده از تجزیه و تحلیل احساساتی از پست های رسانه های اجتماعی از دانش آموزان دریافتند که برنامه درسی K-12 پاسخ منفی کلی از دانشجویان دریافت کرده است. مطالعه توسط Relucio و Palaoag [13] ممکن است به پاسخ به دلیل مقاومت چندین ذینفعان (به عنوان مثال ، دانش آموزان ، والدین و معلمان) در طول اجرای آن منجر شود. در حالی که اهداف اصلاحات امیدوار کننده است ، یافته های موجود در ادبیات نشان می دهد که اگر اجرای موفقیت آمیز در یک بازه زمانی معقول هدف قرار گیرد ، دولت و سیاست گذاران باید برنامه های درسی K-12 را ساده تر و مرور کنند.
در ادبیات فعلی ، چندین ابتکار یادگیری برای تقویت یادگیری دانش آموزان در سراسر جهان پیشنهاد شده است. به عنوان مثال ، کروسکا و همکاران.[25] بررسی کرد که چگونه پیشرفت های جدید فن آوری ، مانند شبکه های اجتماعی ، با فرآیندهای آموزشی و سبک های یادگیری ادغام می شود. بررسی عمیق تر سیستم های یادگیری مبتنی بر شبکه های اجتماعی توسط Krouska و همکاران ارائه شده است.[26]Troussas و همکاران.[27] نقش های همکاری و شخصی سازی با مدل فازی را برای یادگیری مبتنی بر بازی موبایل در آموزش بررسی کرد. به همین ترتیب ، Troussas و همکاران.[28] بررسی کرد که چگونه تحویل تطبیقی اندازه دانه از مواد یادگیری به دانش آموزان کمک می کند تا به نتایج یادگیری برسند. علاوه بر این ، کروسکا و همکاران.[29] چندین سیستم مدیریت یادگیری را ارزیابی کرد (به عنوان مثال ، Schoology ، Moodle و Atutor). آنها تجزیه و تحلیل مقایسه ای را برای تعیین چگونگی تسهیل در توسعه محیط های یادگیری الکترونیکی با ویژگی های اجتماعی ارائه دادند. این آثار در ادبیات بینش مفیدی در مورد توسعه ابتکارات یادگیری در طول انتقال K-12 در فیلیپین ارائه می دهد. در زمینه فیلیپین ، تعداد کمی از مقالات نقش فناوری جدید مانند یادگیری الکترونیکی را در تسهیل موفقیت برنامه درسی K-12 بررسی کرده اند. به عنوان مثال ، Nuncio و همکاران.[30] یک برنامه دسترسی به آموزش الکترونیکی برای مدارس دولتی در فیلیپین انجام داد. آنها دریافتند که این برنامه مهارت ها و دانش شرکت کنندگان را بهبود می بخشد و همچنین یک نگرش مثبت قوی نسبت به برنامه یادگیری الکترونیکی ایجاد کرده است.
در مقابل ، Espiritu و Budhrani [31] در تجزیه و تحلیل چالش های برنامه درسی K-12 با استفاده از دیدگاه های متعدد ذینفعان نشان داد که ابتکارات یادگیری (به عنوان مثال ، یادگیری الکترونیکی) در تنظیم فعلی خود در مورد تسهیل در تسهیل در تسهیل در مورد تسهیل در مورد فعلی ، بسیار مؤثر نبوده است. اجرای موفقیت آمیز K-12 در کشور. نتیجه مشابهی توسط کاستیلو [32] در مطالعه ادغام فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس دولتی فیلیپین یافت شد. با توجه به نتایج متناقض در ادبیات فعلی با توجه به نقش ابتکارات جدید یادگیری در تسهیل موفقیت آمیز K-12 ، برای دانشمندان و ذینفعان دشوار خواهد بود که عملکرد کلی برنامه را در کشور ارزیابی کنند. علاوه بر این ، نقشه برداری جاده ای از استراتژی های آینده نیز به دلیل عدم وجود شواهد قانع کننده در مورد عملکرد برنامه درسی K-12 در کشور ممکن است به خطر بیفتد. چنین شکافی در ادبیات را می توان با توجه به توسعه و استفاده از چارچوب هایی که می توانند وضعیت و عملکرد برنامه درسی K-12 در کشور را ارزیابی کنند ، مورد توجه قرار گیرد.
2. 3اندازه گیری عملکرد آموزشی
در حوزه های مربوطه ، اجرای سیاست ها ، استراتژی ها و سایر ابتکارات با استفاده از روش های ارزیابی عملکرد ارزیابی می شود. به همین ترتیب ، در آموزش و پرورش ، اثربخشی برنامه های معرفی شده به همان روش بررسی می شود. به عنوان مثال ، TAM [33] یک سیستم شاخص برای ارزیابی عملکرد دانشگاهی از دیدگاه مدیریت کیفیت ارائه داد. چنین پیشنهادی مطابق با یافته های جانس و تیلور است [34] ، که دلالت بر این دارد که مؤسسات آموزشی با استفاده از اطلاعات مربوط به (i) خروجی های با هدف تولید ، ارزیابی می شوند ، (ب) ورودی های مورد نیاز برای تولید خروجی ها ، (iii) کمیاندازه گیری هر ورودی و خروجی ، و (IV) رابطه فنی بین ورودی ها و خروجی ها. در ادبیات فعلی ، روش دیگری برای اندازه گیری اثربخشی در آموزش ، تعیین نمره اثربخشی است که این تفاوت بین نرخ فارغ التحصیلی واقعی و پیش بینی شده است [35]. هورن و همکاران.[35] با بررسی خصوصیات اندازه گیری نمرات اثربخشی حاصل از باقیمانده رگرسیون ، اعتبار روش را نشان داد. علاوه بر این ، سریساکدا و همکاران.[36] یک سیستم شاخص از صلاحیت های کلیدی یادگیرنده ایجاد کرد. چنین سیستم شاخصی ارتباطات ، تفکر ، حل مسئله ، استفاده از مهارت های زندگی و قابلیت های کاربردی تکنولوژیکی را اندازه گیری می کند.
در حالی که سیستم های شاخص در برخی از برنامه ها مفید بوده اند ، Man et al.[37] استدلال كرد كه سیستم های شاخص شکاف ها را در كیفیت آموزش پنهان می كنند. اگرچه این مطالعه به سیستم آموزشی اساسی مالزی محدود شده است ، اما این مقاله نشان داد که شاخص های آموزش ابتدایی همیشه در ارزیابی های بین المللی مانند روند در ریاضیات بین المللی و مطالعه علمی (TIMSS) به عملکرد عالی تبدیل نمی شوند. بنابراین ، استفاده از تکنیک های دیگر ممکن است در برنامه های مختلف مفید باشد. روش دیگری که در ادبیات فعلی اتخاذ شده است ، مربوط به استفاده از تکنیک های تجزیه و تحلیل توصیفی است. به عنوان مثال ، Junio-Sabio و همکاران.[38] از تجزیه و تحلیل توصیفی از میانگین نمره دانش آموزان ابتدایی در فیلیپین استفاده کرد تا مشخص کند آیا نتایج یادگیری در هر سطح درجه افزایش یافته است یا خیر. علاوه بر این ، برخی از مطالعات از تکنیک های آماری استنباطی مانند آزمون فرضیه در مقایسه بین عوامل مختلف استفاده می کنند. به عنوان مثال ، بونسو [39] از ترکیبی از تجزیه و تحلیل و واریانس و آزمون t برای مقایسه عملکرد مدارس متوسطه خصوصی و دولتی در غنا استفاده کرد.
گذشته از سیستم های شاخص ، تجزیه و تحلیل توصیفی و تکنیک های استنباطی ، آزمون مهارت ها و توانایی ها نیز در ادبیات آموزش ابتدایی برای اندازه گیری عملکرد دانشگاهی دانش آموزان شیوع دارد. به عنوان مثال ، Bietenbeck و همکاران.[16] سواد و تعداد دانش آموزان آموزش ابتدایی را در شرق آفریقا اندازه گیری کرد. آزمون سوادآموزی چهار صلاحیت را به ترتیب افزایش دشواری ارزیابی کرد: (1) شناخت نامه ها ، (2) شناخت کلمات ، (3) خواندن یک پاراگراف ، و (4) خواندن یک داستان کوتاه. به طور مشابه ، آزمون شمارش ارزیابی شده (1) شمارش ، (2) شناخت اعداد ، (3) ترتیب رتبه بندی اعداد ، (4) افزودنی ، (5) تفریق و (6) ضرب [16]. Tseng و همکاران.[15] یک کار نمونه ای از سواد خواندن کلاس هفتم انگلیسی (L2) را تهیه کرد و کار دانشجویی و بازخورد معلمان و دانش آموزان شرکت کننده را جمع آوری کرد. کار خواندن مبتنی بر سناریو بود و نیاز داشت که دانش آموزان به دنبال حیوانات خانگی گمشده باشند [15].
یک مطالعه توسط Badger و Mellanby [14] Vesparch ، یک آزمون گروهی آنلاین از استدلال کلامی و مکانی ، برای اندازه گیری توانایی اساسی (یا هوش سیال) در بین دانش آموزان آموزش ابتدایی در انگلستان ایجاد کرد. این مطالعه نشان می دهد که مقایسه نمرات VESPARCH با اقدامات دستیابی به مدارس امکان شناسایی آن دسته از دانش آموزانی را که از نظر دانشگاهی نسبت به پتانسیل های خود تحت تأثیر قرار نمی گیرند ، امکان پذیر است [14]. در همین راستا ، Badger و Mellanby [14] اظهار داشتند كه Vesparch می تواند در كنار آزمون های فعلی مدرسه برای اطمینان از آموزش و تشویق هدفمند برای هر دانش آموز استفاده شود. در ایالات متحده ، نمرات آزمون کالج آمریکایی (ACT) و آزمون استعداد تحصیلی (SAT) بخشی از الزامات پذیرش برای بسیاری از برنامه های آموزشی کارشناسی بوده است [40-42]. به طور خلاصه ، عملکرد دانشمندان دانش آموزان در برنامه های آموزش ابتدایی با استفاده از ابعاد مختلف ارزیابی می شود: سیستم های شاخص ، تست های مقایسه ای (توصیفی و استنباطی) و تست های استاندارد از جمله دیگر.
3. روش شناسی
3. 1پیش زمینه
در سال 2013 ، فیلیپین از طریق اجرای برنامه درسی K-12 ، در سیستم آموزشی خود اصلاحات اساسی در سیستم آموزش و پرورش خود انجام داد. چنین اجرای ده سال آموزش ابتدایی در کشور تا 12 سال گسترش می یابد. وزارت آموزش و پرورش (DEPED) در فیلیپین فاش کرد که برنامه درسی جدید شامل یک سال مهد کودک اجباری ، شش سال آموزش ابتدایی ، چهار سال دبیرستان جوان (نمرات 7 تا 10) و دو سال دبیرستان ارشد است (نمرات11 تا 12). با نگرانی هایی از قبیل سوء استفاده از انتظار و نتایج یادگیری ، عدم تطابق در ادراک ذینفعان و پاسخ منفی ذینفعان متعدد در مورد برنامه درسی K-12 ، دولت و سیاست گذاران فیلیپین با چالش ساده سازی دستورالعمل های فعلی خود روبرو هستند. برای تسهیل توسعه سیاست ها و ابتکارات موجود ، این مقاله با ارزیابی عملکرد دانش آموزان با استفاده از یک آزمون استاندارد ، لنزهایی در مورد وضعیت اجرای K-12 در کشور ارائه می دهد. از آزمون توانایی های علمی برای بزرگسالان (SATA) استفاده می شود. SATA ابزاری استاندارد است که عوامل شناختی و روانی را که تصور می شود زیربنای صلاحیت تحصیلی است ، اندازه گیری می کند و همچنین مهارت هایی را که از نزدیک با موفقیت تحصیلی ارتباط دارد ، ارزیابی می کند. به همین ترتیب ، در ادبیات به خوبی پذیرفته شده است که قابلیت اطمینان آزمون به طور متوسط در 0. 80-0. 90 مشاهده می شود (نگاه کنید به [17]). این مطالعه در سبو (فیلیپین) انجام شده است که یکی از مناطق بسیار شهرنشینی در کشور و داشتن تعداد فزاینده ای از ثبت نام سالانه است. مدارس دولتی ارائه دهنده برنامه های دبیرستان ارشد (درجه 12) از سه شهر اصلی سبو (فیلیپین)-Cebu City ، Lapu-Lapu City و Mandaue City انتخاب می شوند. یک روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده در پنج رشته از برنامه K-12 انجام می شود: (1) علوم ، فناوری ، مهندسی و ریاضیات (STEM) ، (2) حسابداری و مدیریت تجارت (ABM) ، (3) علوم انسانی و علوم اجتماعی(Humss) ، (4) فنی ، حرفه ای ، معیشت (TVL) و (5) رشته علمی عمومی (گاز). در نتیجه ، در کل 384 پاسخ دهنده برای ارزیابی انتخاب شدند. تعداد کل نمونه ها به ترتیب از 38 ، 41 ، 48 ، 70 و 76 تشکیل شده است ، از STEM ، ABM ، HUMSS ، TVL و گاز.
3. 2تست توانایی های علمی برای بزرگسالان (SATA)
آزمون توانایی های تحصیلی برای بزرگسالان (SATA) ابزار استاندارد شده ای است که عوامل شناختی و روان شناختی را که به عنوان شایستگی تحصیلی و مهارت هایی که با پیشرفت تحصیلی مرتبط هستند اندازه گیری می کند [17]. در SATA، شش خرده آزمون، یعنی استدلال غیرکلامی (NV)، استدلال کمی (QR)، واژگان خواندن (RV)، درک مطلب (RC)، ظرفیت ریاضی (MC)، و کاربردهای ریاضی (MA) اندازه گیری می شود. SATA صلاحیت تحصیلی افراد 16 تا 70 ساله را اندازه گیری می کند [17]. زمان آزمون 1-2 ساعت طول می کشد و می تواند به صورت فردی یا گروهی انجام شود. سپس نمرات خام زیر آزمون به معادل های نمره تخمینی، نمرات استاندارد (M = 10، SD = 3) و صدک ها تبدیل می شوند [17]. بنابراین، مؤلفه های استعداد و دستاورد SATA می توانند تجزیه و تحلیل مغایرت استعداد-پیشرفت مورد نیاز برای قرار دادن LD را ارائه دهند [17]. نمرات استاندارد SATA، ضرایب ترکیبی و توضیحات در جدول 1 خلاصه شده است.
4. نتایج و بحث
با توجه به روند ادبیات در اندازه گیری آمادگی در سطح دانشگاه، شایستگی های پاسخ دهندگان با استفاده از پرسشنامه SATA با شش خرده آزمون: (1) استدلال غیرکلامی (NV)، (2) استدلال کمی (QR)،(iii) واژگان خواندن (RV)، (IV) درک مطلب (RC)، (v) ظرفیت ریاضی (MC)، و (vi) کاربردهای ریاضی (MA). همانطور که از نتایج نشان داده شده در جدول 1 مشاهده می شود، هیچ تسلط واضحی در هر شایستگی را نمی توان به یک مسیر SHS نسبت داد. به عنوان مثال، مسیر STEM بر شایستگی های NV و MC غالب است، در حالی که مسیر ABM بر MA غالب است. چنین نتایجی ممکن است دلالت بر وجود یک تعامل بین نوع آهنگ و آزمون فرعی SATA داشته باشد. همانطور که از شکل 1 مشاهده می شود، نمرات استاندارد شده انواع مسیر، تقاطع هایی را نشان می دهد که احتمالاً حضور تعامل بین دو عامل (یعنی نوع آهنگ و آزمون فرعی SATA) را نشان می دهد. علاوه بر این، از شکل 1 نیز می توان مشاهده کرد که نمرات ارائه شده در جدول 1 بر اساس جدول 2 به سه بخش تقسیم شده است. به این ترتیب، نمرات گروه بخش ها بالاتر از میانگین، متوسط و زیر متوسط است.
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : کامران فیوضات
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
3 خرداد
1402 ساعت: 22:36