هزینه حاشیه سرمایه چقدر است؟

ساخت وبلاگ

هزینه حاشیه سرمایه (MCC) ، که گاهی اوقات هزینه فرصت سرمایه (OCC) یا متوسط هزینه سرمایه (WACC) نامیده می شود ، به ما می گوید که چقدر برای تأمین اعتبار خود پرداخت می کنیم. این به ما کمک می کند تا بازده لازم برای پروژه های سرمایه گذاری خود را تعیین کنیم. به طور خاص ، تحت دو فرض اساسی (در زیر مورد بحث) ، MCC بازده مورد نیاز است که ما هنگام انجام تجزیه و تحلیل بودجه بندی سرمایه از فصل هشتم استفاده می کنیم.

بیایید این ایده را گسترش دهیم که هزینه حاشیه سرمایه نشان دهنده هزینه تأمین مالی ما و به نوبه خود بازده مورد نیاز برای پروژه های بودجه بندی سرمایه ما است. شرکت ها برای سرمایه گذاری در پروژه های مختلف بودجه بندی سرمایه باید سرمایه خود را جمع کنند. به عنوان مثال ، اگر یک شرکت بخواهد 500 میلیون دلار برای راه اندازی ماهواره جدید هزینه کند ، باید راهی برای پرداخت آن پیدا کند. دو روش اصلی وجود دارد که شرکت ها می توانند سرمایه را جمع کنند - (الف) بدهی یا (ب) حقوق صاحبان سهام.

این شرکت می تواند برای جمع آوری سرمایه اوراق قرضه صادر کند.

انصاف

این شرکت می تواند سهامداران را از یکی از سه روش تأمین کند.

سهم ممتاز

صدور سهام سهام ترجیحی به تأمین سرمایه برای شرکت کمک می کند.

منابع مشترک

صدور سهام سهام مشترک به تأمین سرمایه برای شرکت کمک می کند.

سهام عدالت داخلی

هرگونه سود که شرکت در قالب سود سهام به سهامداران پرداخت نمی کند می تواند برای تأمین سرمایه برای دوره های آینده استفاده شود. از آنجا که این پول از نظر فنی متعلق به سهامداران مشترک موجود است ، نوعی تأمین مالی سهام مشترک محسوب می شود. برخی از مدل ها از سهام داخلی تولید شده از صدور سهام اضافی جدا می شوند ، اما ما این کار را نمی کنیم. برای اهداف کلاس ما ، ما با سهام مشترک تازه صادر شده و سهام داخلی به عنوان یکسان رفتار خواهیم کرد زیرا هر دو نماینده سرمایه ارائه شده توسط سهامداران مشترک هستند.

هنگامی که فهمیدیم که بودجه ما از کجا می آید ، باید بفهمیم که چقدر برای ما هزینه دارد. جزئیات این موضوع در زیر مورد بحث قرار گرفته است. هزینه حاشیه ای ما برای محاسبه سرمایه شامل هزینه هر منبع به همراه میزان تأمین اعتبار از هر منبع است. این هزینه متوسط برای هر دلار از بودجه که ما به عنوان یک شرکت از آن استفاده می کنیم ، می دهد.

هنگامی که ما می دانیم که هر دلار تأمین مالی برای ما چقدر هزینه دارد ، می توانیم تعیین کنیم که آیا از این بودجه مناسب استفاده می کنیم. به عنوان مثال ، وانمود کنید که MCC ما 9. 5 ٪ است. سپس ، ما این فرصت را داریم که در یک پروژه بودجه بندی سرمایه سرمایه گذاری کنیم که دارای 8. 5 ٪ IRR باشد. این بدان معناست که ما برای جمع آوری پول 9. 5 ٪ پرداخت می کنیم و سپس این پول را برای کسب 8. 5 ٪ سرمایه گذاری می کنیم. از آنجا که ما سرمایه گذاری های خود را کمتر از آنچه برای جمع آوری پول برای ما هزینه می کند ، کسب می کنیم ، این پروژه ارزشمند نیست. از طرف دیگر ، اگر پروژه ای داشته باشیم که IRR 12 ٪ ایجاد کند ، ما در پروژه سرمایه گذاری خود بیشتر از آنچه برای ما برای جمع آوری پول هزینه می کند ، درآمد بیشتری کسب خواهیم کرد. این باعث می شود پروژه سودآور باشد و ما باید آن را دنبال کنیم. ما نمی توانیم پروژه های بودجه بندی سرمایه خود را به درستی ارزیابی کنیم بدون اینکه تخمین معقول از هزینه سرمایه خود داشته باشیم.

یکی از مضامین این فصل این است که وقتی هزینه های هر منبع تأمین مالی را تخمین می زنیم ، می خواهیم بر تخمین بازده مورد نیاز برای سرمایه گذاران که آن اوراق بهادار را خریداری می کنند ، تمرکز کنیم. ایده این است که ما از منظر سرمایه گذاران روی سهام و اوراق قرضه قبلاً در این کلاس تمرکز کرده ایم. با این حال ، بازدهی که این سرمایه گذاران دریافت می کنند توسط شرکت ها پرداخت می شود. بنابراین ، بازده مورد نیاز سرمایه گذاران هزینه سرمایه شرکت است. این بدان معناست که ما می خواهیم به مفاهیمی که قبلاً آن را پوشش داده ایم ، تکیه کنیم که تمرکز آن بر بازگشت مورد نیاز است ، اما اکنون به جای مراجعه به آن به عنوان بازده مورد نیاز ، ما آن را هزینه سرمایه خواهیم نامید.

چه موقع از MCC به عنوان بازده مورد نیاز بودجه سرمایه استفاده می شود؟

همانطور که قبلاً نیز ذکر شد ، دو شرط اساسی وجود دارد که باید قبل از استفاده از MCC به عنوان بازده مورد نیاز در تجزیه و تحلیل بودجه سرمایه ، برآورده شود. این فرضیات به شرح زیر است:

  1. خطر پروژه باید از نظر متوسط برای شرکت باشد. MCC تحت تأثیر خطر درک شده شرکت به طور کلی است. از آنجا که سرمایه گذاران MCC را با "شارژ" شرکت به اندازه کافی تنظیم کردند تا خطر سرمایه گذاری در شرکت را جبران کند. هرچه ریسک درک شده بیشتر باشد ، سرمایه گذاران بیشتر به عنوان نرخ بازده (هزینه تأمین مالی) تقاضا می کنند. از آنجا که این شرکت را می توان به عنوان مجموع تمام پروژه های مختلف خود تصور کرد ، می توان گفت که MCC به طور مناسب خطر یک پروژه متوسط را ضبط می کند. بسیاری از پروژه ها نسبت به آنچه که "متوسط" در نظر گرفته می شود ، خطرناک تر یا خطرناک تر خواهند بود. اگر پروژه های پرخطر را انجام دهیم ، میانگین خطر شرکت افزایش می یابد (باعث افزایش MCC می شود) بنابراین ما باید درآمد بیشتری کسب کنیم تا ما را برای خطر آن پروژه جبران کنیم. مخالف پروژه های کم خطر است. در هر زمان که یک پروژه پرخطر را ارزیابی می کنیم ، باید از بازده مورد نیاز بالاتر از MCC استفاده کنیم و هر زمان که یک پروژه کم خطر را ارزیابی می کنیم ، باید از بازده مورد نیاز پایین تر از MCC استفاده کنیم.
  2. وزن تأمین مالی به دلیل تأمین اعتبار پروژه نباید به روشی قابل توجه تغییر کند. MCC مبتنی بر وزن های تأمین مالی برای شرکت به طور کلی است. اگر ما آن ترکیب تأمین مالی را برای انجام یک پروژه تغییر دهیم ، باید آن را حساب کنیم. بنابراین ، اگر وزن های تأمین مالی برای پروژه متفاوت از ترکیب تأمین مالی فعلی ما باشد ، ما باید از وزنهای مرتبط با پروژه استفاده کنیم. عارضه دیگری که تصحیح آن دشوارتر است این است که وزن های تأمین مالی به شدت متفاوت ممکن است خطر بنگاه را تغییر داده و در نتیجه تغییر هزینه های تأمین مالی را تغییر دهد. به طور خاص ، افزایش میزان تأمین اعتبار بدهی باید خطر شرکت را افزایش دهد (و منجر به هزینه های تأمین مالی بالاتر از هر منبع تأمین مالی) می شود در حالی که افزایش میزان تأمین اعتبار سهام باید خطر شرکت را کاهش دهد (و منجر به کاهش هزینه های تأمین مالی از آن می شود. هر منبع تأمین مالی).

مؤلفه های اصلی هزینه سرمایه

چهار مؤلفه مهم وجود دارد که برای تخمین هزینه سرمایه باید تخمین زده شود.

Key Components of the Cost of Capital

توجه: ما از نقش هزینه های شناور برای این دوره چشم پوشی خواهیم کرد. با این حال ، اگر به این موضوع علاقه مند هستید ، بحث اختیاری در مورد هزینه های شناور در پیوست فصل ارائه می شود.

پس از تخمین این موارد ، ما از معادله زیر برای تخمین MCC استفاده می کنیم

Wبدهینمایانگر نسبت کل تأمین مالی از بدهی k استiنشان دهنده هزینه پس از مالیات تأمین بدهی Wپیش بینی کردننشان دهنده نسبت کل تأمین مالی از سهام ترجیحی k استpنشان دهنده هزینه تأمین مالی سهام ترجیحی wکمنمایانگر نسبت کل بودجه حاصل از سهام مشترک k استsهزینه تأمین مالی سهام مشترک را نشان می دهد

توجه داشته باشید که وزنه ها باید به عنوان اعشاری (10 ٪ = 0. 10) به فرمول وصل شوند در حالی که هزینه ها باید به صورت درصد نوشته شوند (10 ٪ = 10)

تخمین وزن ارزش بازار اجزای تأمین مالی

وزن نشان دهنده وزن ارزش بازار هر یک از مؤلفه ها است ، نه ارزش کتاب.(توجه: در بسیاری از موارد ، ارزش کتاب بدهی می تواند تقریب نزدیک برای ارزش بازار بدهی باشد. با این حال ، اگر بتوانیم ارزش بازار را تخمین بزنیم ، همیشه باید از آن استفاده کنیم.) ما ابتدا ارزش بازار بدهی ، بازار را تخمین می زنیمارزش سهام ترجیحی و ارزش بازار سهام مشترک با ضرب تعداد سهام (یا اوراق قرضه) برابر ارزش هر سهم (یا اوراق بهادار). سپس مقدار هر مؤلفه را خلاصه می کنیم. این نشان دهنده ارزش بازار بنگاه است. وزن مناسب ارزش بازار آن مؤلفه است که بر اساس ارزش بازار شرکت تقسیم می شود. ارزش بازار ترجیح داده می شود زیرا همیشه فعلی هستند ، با توجه به چشم انداز فعلی سرمایه گذاران در مورد چشم انداز و خطرات شرکت ما ، بهترین اندازه گیری از اوراق بهادار است.

تخمین هزینه پس از مالیات بدهی

هزینه پس از مالیات بدهی از طریق معادله زیر یافت می شود

[لاتکس] k_ = ytm (1-t) [/لاتکس]

kiنشان دهنده هزینه پس از مالیات بدهی YTM نشان دهنده بازده به بلوغ در بدهی است که نرخ مالیات حاشیه ای را در سود نشان می دهد

توجه به این نکته ضروری است که ما باید از هزینه پس از مالیات بدهی بر خلاف هزینه قبل از مالیات بدهی استفاده کنیم. سود قبل از مالیات در صورت درآمد ظاهر می شود. این بدان معنی است که هر دلار که به سود پرداخت می شود ، صورتحساب مالیات ما را کاهش می دهد. دولت فدرال از طریق این کاهش هزینه مالیاتی بخشی از لایحه بهره ما را برای ما پرداخت می کند. متأسفانه ، سود سهام پس از مالیات پرداخت می شود ، بنابراین این تعدیل فقط برای بدهی است ، نه ترجیح یا سهام مشترک.

علاوه بر این ، توجه به این نکته حائز اهمیت است که ما از YTM در اینجا به عنوان هزینه قبل از مالیات بدهی به جای نرخ کوپن استفاده می کنیم. به راحتی می توان فکر کرد که نرخ کوپن بهتر خواهد بود زیرا این مبلغ واقعی دلار است که هر سال به سرمایه گذاران پرداخت می شود. با این حال ، این هزینه واقعی را به شرکت (بازگشت به سرمایه گذار) نادیده می گیرد. اگر سرمایه گذاران حق بیمه خرید اوراق را بپردازند (بیش از 1000 دلار بپردازند) ، هزینه مؤثر اوراق قرضه کمتر از نرخ کوپن خواهد بود. از طرف دیگر ، اگر سرمایه گذاران اوراق قرضه را با تخفیف خریداری کنند ، هزینه مؤثر اوراق قرضه بالاتر از نرخ کوپن خواهد بود. یک اوراق قرضه صفر را در نظر بگیرید. این تأمین مالی رایگان نیست فقط به این دلیل که پرداخت کوپن را پرداخت نمی کند. درعوض ، این شرکت امروزه کمتر از 1000 دلار برای هر اوراق بهادار دریافت می کند ، اما مجبور می شود 1000 دلار را در سررسید اوراق بهادار با تفاوت (در طول عمر اوراق بهادار) که نشان دهنده هزینه بهره است ، پرداخت کند. YTM پرداخت های کوپن را در نظر می گیرد و حق بیمه/تخفیف را در طول عمر اوراق پخش می کند.

در حالی که ما به طور معمول فقط با یک منبع تأمین بدهی در این کلاس روبرو خواهیم شد ، اما شرکت ها غیر معمول نیست که در نهایت اوراق قرضه با کوپن های مختلف و زمان بلوغ صادر کنند. به منظور تخمین هزینه بدهی در این نوع وضعیت ، می توان از میانگین وزنی هر اوراق استفاده کرد.

تخمین هزینه سهام ترجیحی

هزینه سهام ترجیحی از طریق معادله زیر یافت می شود

kpنشان دهنده هزینه تأمین مالی سهام ترجیحی d d نشان دهنده سود سهام در سهام ترجیحی است (متناوب با استفاده از زمان ارزش سهام نرخ سود سهام در ترجیحی) p) p0قیمت فعلی سهام ترجیحی را نشان می دهد

توجه داشته باشید که در اینجا (مانند سایر هزینه ها) ، ما صرفاً برای بازده مورد نیاز سرمایه گذاران در سهام ترجیحی حل می کنیم زیرا بازده آنها هزینه تأمین مالی شرکت از ترجیح است. یک اشتباه رایج که دانش آموزان گاهی اوقات در اینجا مرتکب می شوند ، استفاده از سود سهام مشترک به جای ترجیحی است. مراقب استفاده از سود سهام مناسب باشید. اشتباه رایج دیگر این است که وقتی این فرمول اعمال می شود ، پاسخ به عنوان اعشاری (8 ٪ 0. 08) ارائه می شود. با فرض اینکه هزینه های دیگر را به عنوان درصد وصل می کنید ، حتماً با این کار نیز همین کار را انجام دهید. شما نمی توانید هزینه بدهی را به عنوان 6 (برای 6 ٪) و هزینه ترجیح داده شده به عنوان 0. 08 (برای 8 ٪) وارد کنید ... شما باید سازگار باشید.

تخمین هزینه سهام مشترک

سهام مشترک کمی سخت تر می شود. یک فرمول صحیح برای تخمین هزینه تأمین اعتبار سهام مشترک وجود ندارد. در عوض سه وجود دارد. ابتدا می توانیم به مدل قیمت گذاری مداوم رشد برگردیم و برای KS حل کنیم. این فرمول زیر را به ما می دهد:

ksهزینه تأمین مالی سهام مشترک D را نشان می دهد1سود سهام پیش بینی شده سال آینده را نشان می دهد0سود سهام فعلی P را نشان می دهد0نشان دهنده قیمت فعلی سهام مشترک G نرخ رشد ثابت پیش بینی شده است

توجه داشته باشید که دو فرمول در اصل یکسان هستند. د1برابر D0(1 + گرم). اگر D به ما داده شود از نسخه اول استفاده می کنیم1در مشکل و ما از نسخه 2 استفاده می کنیم اگر به ما داده شود0در مشکلمراقب باشید مشکل را با دقت بخوانید و نسخه مناسب را برای سود سهام خاص ارائه شده انتخاب کنید.

از آنجا که فرمول فوق از مدل رشد ثابت گرفته شده است ، در شرایط رشد غیر ثابت نیز کار نمی کند. همچنین فقط برای بنگاه هایی که سود سهام را پرداخت می کنند ، کار می کند. بنابراین ، در حالی که می تواند در برخی مواقع (سود سهام با پرداخت سهام با نرخ رشد پایدار) مفید باشد ، ارزشمند است که در مورد راه های دیگر برای برآورد بازده مورد نیاز سهامداران مشترک ما برای تأمین سرمایه فکر کنیم.

یک رویکرد جایگزین مراجعه به خط بازار امنیت است. ما این را در فصل هفتم به عنوان راهی برای برآورد بازده مورد نیاز مرتبط با سهام عادی معرفی کردیم. این به ما اجازه می دهد تا با استفاده از فرمول زیر هزینه تأمین مالی سهام را تخمین بزنیم:

ksهزینه تأمین مالی سهام مشترک k را نشان می دهدRF is the risk-free rate of interest (often approximated by the yield on 10-year Treasury Bond) β is the beta for our firm’s stock [latex]x08ar>[/لاتکس] بازده مورد انتظار بازار است

با این حال ، در حالی که این امر به شرکت ها نیازی به پرداخت سود سهام یا نرخ رشد پایدار ندارد ، نگرانی در مورد چگونگی حفظ خط بازار امنیت در عمل وجود دارد. بنابراین ، مانند مدل رشد سود سهام ، رویکرد SML کامل نیست. آیا راه دیگری وجود دارد که می توانیم هزینه تأمین مالی سهام مشترک را تخمین بزنیم؟

از یک مدل کمتر نظری ، اما هنوز هم معتبر ، می تواند برای تخمین آنچه سرمایه گذاران خواستار جبران مناسب برای تأمین سرمایه سهام به شرکت هستند ، استفاده شود. این مدل به سادگی فرض می کند که سهام از اوراق قرضه خطرناک تر است ، بنابراین حق بیمه خطر را به بازده به بلوغ در اوراق ما اضافه می کند. حق بیمه دقیق ریسک که باید اضافه شود برای بحث و گفتگو باز است و بر اساس بسیاری از عوامل (اقتصاد ، جمعیتی سرمایه گذار و غیره) نوسان خواهد بود ، اما دامنه 3 تا 7 ٪ احتمالاً مناسب ترین است. بنابراین ، فرمول زیر را دریافت می کنیم

ksنشان دهنده هزینه تأمین مالی سهام مشترک YTM نشان دهنده بازده به بلوغ در مورد تأمین اعتبار بدهی شرکت ما حق بیمه حق بیمه ریسک در سهام بیش از اوراق قرضه است

این مدل نیز ناقص است. به طور خاص ، دقیقاً مشخص نیست که حق بیمه خطر برای سهام چیست. دوم ، بنگاه هایی که از تأمین مالی بدهی بلند مدت استفاده نمی کنند (و تعداد معدودی از بنگاهها وجود دارند که از تأمین مالی بدهی بلند مدت استفاده نمی کنند) اوراق قرضه ای برای ما ندارند تا YTM خود را تخمین بزنند. بنابراین ، ما باید حدس بزنیم که YTM آنها چه خواهد بود (که خطای بیشتری را معرفی می کند) یا از این مدل پرش می کند.

بهترین رویکرد هنگام برآورد هزینه تأمین اعتبار سهام ، تخمین آن در هر سه معادله (با فرض اینکه می توانیم) ، سپس به طور متوسط از سه روش استفاده کنید. با این حال ، ما ممکن است در شرایطی قرار بگیریم که یکی از روش ها یک راه پاسخ از خط با دو مورد دیگر ایجاد کند. در این حالت ، احتمالاً بهتر است که از دو پاسخ "معقول تر" استفاده کنید. همچنین ، در برخی موارد ، ما ممکن است نتوانیم از یکی از سه هزینه رویکرد سهام استفاده کنیم. در این موارد ، ما فقط به طور متوسط از کسی که می توانیم تخمین بزنیم ، تکیه می کنیم.

مثال MCC

هزینه حاشیه سرمایه را بر اساس اطلاعات زیر محاسبه کنید.

قیمت هر سهم سهام مشترک 45 دلار
قیمت هر سهم سهام مورد نظر 60 دلار
قیمت هر اوراق (1000 دلار ارزش) 865 دلار
تعداد سهام سهام مشترک برجسته 2300،000
تعداد سهام سهام ترجیحی برجسته 500000
تعداد اوراق قرضه برجسته 60،000
نرخ کوپن در اوراق قرضه 5%
زمان باقی مانده تا بلوغ برای اوراق قرضه 15 سال
نرخ مالیات حاشیه ای 25 ٪
ارزش سهام ترجیحی 50 دلار
نرخ سود سهام در سهام ترجیحی 9%
سود سهام مشترک (D1) 3. 00 دلار
نرخ رشد سود سهام (مشترک) 6%
نرخ عاری از ریسک 5%
بتا 1.2
بازده مورد انتظار بازار 12 ٪
حق بیمه خطر در سهام بیش از اوراق قرضه 4. 50 ٪

مرحله 1: وزنه ها را پیدا کنید

MVبدهی= 60،000*865 = 51،900،000 دلار ولتارجح= 500،000*60 دلار = 30،000،000 دلار میلی ولتمشترک= 2،300،000*45 = 103،500،000 دلار ولتجمع= 185،400،000 دلار

Wبدهی= 51،900،000/185،400،000 = 0. 28 Wپیش بینی کردن= 30،000،000/185،400،000 = 0. 16 Wکم= 103،500،000/185،400،000 = 0. 56

مرحله 2: هزینه پس از مالیات بدهی را پیدا کنید

ماشین حساب مالی را روی 2 دوره در سال تنظیم کنید 30 N-865 PV 25 PMT 1000 FV حل برای I/Y = 6. 41 ٪

تبدیل به هزینه پس از مالیات ki= ytm*(1-t)

مرحله 3: هزینه سهام ترجیحی را پیدا کنید

مرحله 4: هزینه سهام مشترک را پیدا کنید

روش یک - رویکرد ارزیابی سود سهام

روش دو - خط بازار امنیت (SML)

روش سه - عملکرد باند + حق بیمه خطر

به طور متوسط از سه روش برای دریافت هزینه تأمین مالی سهام مشترک استفاده کنید

مرحله 5: MCC را محاسبه کنید

ساختار سرمایه

توجه به این نکته حائز اهمیت است که شرکت می تواند با تغییر وزن ترکیب تأمین مالی آنها ، هزینه سرمایه خود را تحت تأثیر قرار دهد. به طور خاص ، آنها می توانند از تأمین اعتبار بدهی بیشتری استفاده کنند (اوراق قرضه ، سهام خرید ، سود سهام بالاتری را برای کاهش سرمایه داخلی و غیره پرداخت می کنند) یا از تأمین اعتبار سهام بیشتر استفاده می کنند (خرید اوراق بهادار ، سهام مشترک بیشتری را صادر کنید ، سود سهام کمتری را برای افزایش داخلی افزایش دهیدسرمایه، پایتخت). تغییر این ترکیب (به عنوان ساختار سرمایه گفته می شود) هزینه سرمایه شرکت را تغییر می دهد. در نگاه اول ، ما ممکن است فکر کنیم که استفاده از بدهی بیشتر همیشه بهتر است. این امر به این دلیل است که تأمین مالی بدهی (به دلیل سپر مالیات بهره بدهی و این ایده که اوراق قرضه برای سرمایه گذاران کمتر خطرناک است) منبع ارزان تر تأمین مالی نسبت به تأمین اعتبار سهام عادی (سهام) است. با این حال ، در حالی که اوراق قرضه نسبت به سهام از منظر سرمایه گذار خطر کمتری دارند ، استفاده از تأمین مالی بدهی در واقع خطر شرکت را افزایش می دهد. دلیل این امر این است که بنگاه ها باید بتوانند پرداخت بهره را انجام دهند یا دارندگان اوراق قرضه می توانند شرکت را به ورشکستگی سوق دهند. از طرف دیگر ، سود سهام اختیاری است. در حالی که بنگاه ها تمایلی به کاهش سود سهام ندارند ، می توانند در صورت مواجهه با پریشانی مالی به منظور ماندن حلال ، این کار را انجام دهند.

Debt vs Equity

دو نیروی متعادل کننده وجود دارد که شرکت ها ساختار سرمایه خود را تغییر می دهند. در ابتدا ، استفاده از بدهی می تواند با بهره گیری از ویژگی های کم هزینه تأمین بدهی (نسبت به سهام) ، هزینه سرمایه شرکت را کاهش دهد. با این حال ، اگر بدهی بیش از حد انجام شود ، افزایش خطر شرکت باعث افزایش هزینه سهام و افزایش هزینه بدهی خواهد شد (زیرا سرمایه گذاران خواستار جبران خسارت بالاتری برای سرمایه گذاری در یک شرکت ریسک پذیر هستند) و شروع به ایجاد هزینه سرمایه می کنندبالا آمدن. بنابراین ، ترکیب بهینه بدهی در مقابل حقوق صاحبان سهام (ساختار سرمایه) سطحی است که در آن هزینه سرمایه به حداقل می رسد. هنگامی که این اتفاق بیفتد ، ارزش بنگاه (ثروت سهامدار) به حداکثر می رسد. این سطح از شرکت به شرکت متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال ، بنگاه هایی که با نرخ مالیات مؤثر بسیار سودآور هستند و همچنین بسیار پایدار هستند ، تمایل دارند ساختار بهینه سرمایه خود را با داشتن بدهی بالاتری پیدا کنند (آنها بیشتر از مزایای مالیاتی بدهی دریافت می کنند و خطر اهرم اضافی به دلیل کاهش کمتر است. تولید جریان پول نقد قابل پیش بینی). از طرف دیگر ، بنگاه هایی که سود کمتری دارند ، با نرخ مالیات مؤثر پایین تر روبرو می شوند یا سطح بالاتری از ریسک تجاری دارند ، تمایل دارند که ساختار بهینه سرمایه آنها بدهی کمتری داشته باشد (آنها مزایای مالیاتی کمتری از بدهی دارند و مستعد ابتلا به آنها هستندخطر بالاتر اهرم اضافی).

یک نکته نهایی در اینجا این است که ساختار سرمایه هدف بیشتر از یک نکته دقیق است. از آنجا که تخمین مخلوط بهینه دقیق برای هر شرکت دشوار است و از آنجا که وزن (بر اساس مقادیر بازار) به طور مداوم در حال نوسان است ، بیشتر بنگاه ها سعی می کنند دامنه ای را که در آن هزینه سرمایه در نزدیکی حداقل نقطه و به نوبه خود ارزش دارد ، شناسایی کنند. شرکت نزدیک به حداکثر نقطه است. نمودارهای زیر مسئله ساختار سرمایه را به صورت گرافیکی نشان می دهد.

نمودار: هزینه هدف سرمایه

Target Cost of Capital

غذای اصلی

بنگاهها با هدف سرمایه گذاری این سرمایه در توسعه محصولات و خدمات برای مشتریان ، سرمایه را از سرمایه گذاران در قالب بدهی و عدالت جمع می کنند. در فصل اول ، ما هدف از به حداکثر رساندن ثروت سهامدار را معرفی کردیم و برای تحقق این هدف ، شرکت باید این سرمایه را به گونه ای سرمایه گذاری کند که اطمینان حاصل کند که بازده تولید شده بیش از هزینه دستیابی به سرمایه است. برای ارزیابی این موضوع ، شرکت باید بتواند هزینه حاشیه سرمایه خود را تخمین بزند. این کار با تعیین وزن ارزش بازار منابع تأمین مالی مناسب و هزینه های منابع تأمین مالی فردی انجام می شود. سپس از این مقادیر برای ایجاد میانگین وزنی برای برآورد هزینه شرکت های سرمایه استفاده می شود. یادآوری این نکته حائز اهمیت است که هزینه مناسب هر منبع تأمین مالی به طور مؤثر بازده مورد نیاز سرمایه گذاران است. با این حال ، برخی از چالش ها وجود دارد که در این مورد وجود دارد که ما باید تصدیق کنیم که هزینه بهره یک هزینه قبل از مالیات است ، بنابراین هزینه بدهی باید منعکس کننده سپر مالیات بهره باشد. علاوه بر این ، هزینه های مشترک برای مدل سازی دقیقاً دشوار است ، بنابراین ما اغلب از یک روش متعدد استفاده می کنیم تا سعی کنیم تخمین قابل اطمینان تری داشته باشیم. سرانجام ، این مهم است که تشخیص دهیم که هزینه سرمایه بسته به ترکیب بدهی در مقابل تأمین مالی سهام (ساختار سرمایه) که شرکت انتخاب می کند متفاوت خواهد بود. بنابراین ، بنگاهها باید در مورد چگونگی بهینه سازی تصمیم خود با ساختار سرمایه برای بهینه نگه داشتن هزینه سرمایه و ارزش بنگاه بالا ، تأمل کنند.

تمرینات

سوال 1

چرا وقتی سهام ترجیحی و سهام عادی این تبدیل را انجام نمی دهیم ، باید بدهی را به هزینه پس از مالیات تبدیل کنیم؟

سوال 2

چرا هزینه سهام مشترک بالاترین از سه نوع تأمین مالی و هزینه بدهی کمترین است؟

سوال 3

از استفاده از سه روش مختلف برای محاسبه هزینه تأمین مالی سهام مشترک چه مزیتی کسب می کنیم؟

سوال 4

چرا از YTM به عنوان هزینه مالیات قبل از تأمین اعتبار استفاده می شود تا نرخ کوپن؟

سوال 5

آیا باید از ارزش های بازار برای برآورد نسبت های تأمین مالی یا ارزش های کتاب استفاده کنیم؟چرا؟

سوال 6

چرا MCC مهم است؟آن برای چه کاری استفاده می شود؟

سوال 7

برای استفاده از MCC به عنوان بازده مورد نیاز در تجزیه و تحلیل بودجه بندی سرمایه ما ، باید دو شرط برآورده شود؟

سوال 8

اگر یک شرکت بتواند هزینه سرمایه خود را کاهش دهد ، همه چیز دیگر برابر است ، این باید منجر به افزایش ارزش بنگاه شود. درست یا غلط؟توضیح.

سوال 9

اگر بدهی ارزانترین شکل تأمین مالی باشد ، پس صدور بدهی بیشتر باید به طور خودکار هزینه سرمایه ما را کاهش دهد. درست یا غلط؟توضیح.

مشکل 1

فرض کنید شرکت ما با 20 سال باقیمانده تا زمان بلوغ ، اوراق قرضه ای برجسته دارد. این اوراق قرضه 7. 5 ٪ کوپن دارد. نرخ مالیات حاشیه ای ما 35 ٪ است. در صورتی که قیمت اوراق قرضه پس از مالیات ما را پیدا کنید:

مشکل 2

اگر ارزش سهام سهام مورد نظر ما 30 دلار باشد و نرخ سود سهام 5 ٪ از PAR است در حالی که قیمت فعلی 16. 50 دلار است ، هزینه سهام ترجیحی چقدر است؟

مشکل 3

قیمت سهام مشترک ما 25 دلار است. نرخ رشد مداوم در سود سهام 8 ٪ و سود سهام فعلی ما (D0) 0. 75 دلار است. همچنین ، نرخ بهره بدون ریسک 5 ٪ و بازده مورد انتظار بازار 12 ٪ است. بتا برای این سهام 0. 8 است. سرانجام ، ما حق بیمه خطر 5 ٪ برای سهام نسبت به اوراق قرضه را تخمین می زنیم و YTM فعلی در بدهی بلند مدت ما 9 ٪ است. هزینه تخمینی سرمایه برای سهام مشترک را تحت هر یک از 3 روش پیدا کنید.

مشکل 4

شما اطلاعات زیر را در مورد XYZ Corp دارید:

 

دارایی ارزش کتاب ارزش بازار
اوراق قرضه 20،000،000 دلار 24،000،000 دلار
سهم ممتاز 4،000،000 دلار 5،000،000 دلار
منابع مشترک 10،000،000 دلار 35،000،000 دلار
رشد مداوم در مشترک 6. 5 ٪
YTM در اوراق قرضه 11 ٪
بتا 1. 35
بازده اوراق بهادار خزانه داری 5%
قیمت سهام مشترک 34 دلار
نرخ مالیات 40 ٪
نرخ کوپن در اوراق قرضه 10 ٪
Risk Prem. سهام بیش از اوراق قرضه 5%
بازده بازار مورد انتظار (km) 12 ٪
سود سهام مشترک انتظار می رود (D1) 2. 75
تعداد pref. سهام 100000
در هر سهم سود سهام را ترجیح می دهد 6. 50 دلار

4aهزینه حاشیه سرمایه برای این شرکت چقدر است؟4bاگر یک پروژه بودجه بندی سرمایه دارید که پس از جریان نقدی مالیاتی 25000 دلار در سال برای چهار سال آینده و 75000 دلار هزینه می کند ، آیا باید آن را مصرف کنید؟

مشکل 5

اطلاعات زیر در مورد ACME Inc. ترازنامه موجود است:

 

اوراق قرضه کوپن 10 ٪ (10،000 اوراق قرضه) 10،000،000 دلار
سهام ترجیحی (40،000 سهم) (50 دلار سهم با سود سهام 10 ٪) 2000،000
سهام مشترک (1000،000 سهم) 20،000،000

مقادیر بازار برای هر اوراق قرضه ارزش 1000 دلار ، 53 دلار برای هر سهم از ترجیح و 41. 25 دلار برای هر سهم مشترک است. اوراق قرضه در ترازنامه با ارزش و در 10 سال بالغ ثبت می شود.

 

بتا 1.3
نرخ اوراق بهادار خزانه داری فعلی 6%
حق بیمه خطر برای سهام بیش از اوراق قرضه 5%
نرخ مالیات 40 ٪
نرخ رشد در سود سهام 10 ٪
بازده بازار مورد انتظار 13 ٪
سود سهام (D0) 2. 25

5aوزن مناسب برای هزینه فرصت سرمایه چیست؟5bهزینه های مناسب بدهی ، ارجح و متداول (به طور متوسط از 3 روش برای مشترک استفاده کنید) چیست؟5 درجه سانتیگراد. هزینه حاشیه سرمایه چقدر است؟

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 3 خرداد 1402 ساعت: 22:06