منابع مازاد و بیکاری مبدل

ساخت وبلاگ

دو نظریه بر وجود منابع مازاد در کشورهای در حال توسعه به عنوان چالش اصلی سیاست اقتصادی تأکید داشتند. اولین متمرکز بر کشورهایی که منابع طبیعی نسبتاً فراوانی و تراکم جمعیت کم دارند و استدلال می کنند که مقدار قابل توجهی از زمین های مازاد و نیروی کار مازاد ممکن است در این کشورها به دلیل امکانات ناکافی بازاریابی و عدم حمل و نقل و ارتباطات هنوز در این کشورها وجود داشته باشد. توسعه اقتصادی به عنوان فرایندی به تصویر کشیده شده است که به موجب آن این منابع کم بهره از بخش معیشت به تولید نقدی برای بازار صادرات تبدیل می شوند. تجارت بین المللی برای منابع مازاد به عنوان مرکز اصلی بازار یا دریچه در نظر گرفته می شد. نظریه دوم مربوط به کشورهای پرجمعیت و امکان استفاده از کار مازاد آنها به عنوان اصلی ترین وسیله ارتقاء توسعه اقتصادی بود. براساس این نظریه ، به دلیل فشار شدید جمعیت بر روی زمین ، محصول حاشیه ای کار (یعنی بازده اضافی حاصل از اشتغال یک واحد اضافی کار) به صفر یا به سطح بسیار کمی کاهش یافته است. اما مردم در بخش معیشت توانستند از حداقل سطح معجزه آسایشگاه خاصی برخوردار باشند زیرا سیستم گسترده خانواده جامعه روستایی کل تولید مزرعه خانواده را در بین اعضای خود به اشتراک می گذارد. بنابراین ، بخش قابل توجهی از نیروی کار در بخش سنتی کشاورزی تصور می شد که در کل تولید و یا واقعاً در وضعیت بیکاری پنهان کمک می کند. با این نظریه ، کار ممکن است بدون هیچ هزینه ای برای جامعه به کاربردهای دیگر کشیده شود.

لازم است قبل از در نظر گرفتن برنامه های آن ، تعدادی از نکات اولیه را در مورد مفهوم بیکاری مبدل پاک کنید. اول ، بسیار سؤال برانگیز است که آیا محصول حاشیه ای کار در واقع حتی در کشورهای پرجمعیت مانند هند یا پاکستان صفر است. حتی در این کشورها ، با روش های کشاورزی موجود ، تمام کار در دسترس در فصول اوج مانند برداشت لازم است. مهمترین بخش بیکاری مبدل از این رو همان چیزی است که ممکن است بهتر به عنوان بیکاری فصلی در هنگام خارج از کشور توصیف شود. با این حال ، بزرگی این بیکاری فصلی به چگالی جمعیت در زمین بستگی ندارد ، به تعداد محصولات زراعی که در طول سال در همان قطعه زمین کشت می شوند. بنابراین بیکاری فصلی کمی در کشورهایی مانند تایوان یا کره جنوبی وجود دارد که از تراکم جمعیت بسیار بالاتری نسبت به هند برخوردار هستند ، زیرا امکانات آبیاری بهبود یافته آنها را قادر می سازد تا در طول سال جانشینی محصولات زراعی را در همان سرزمین رشد دهند. اما ممکن است بیکاری فصلی قابل توجهی وجود داشته باشد حتی در کشورهای کم جمعیت که فقط یک محصول در سال رشد می کنند.

ضعف اصلی در پیشنهاد استفاده از بیکاری مبدل برای ساخت پروژه های مهم سرمایه گذاری اجتماعی ، ناشی از در نظر گرفتن ناکافی از مشکل تأمین صندوق معیشت لازم برای حفظ کارگران در طی آنچه ممکن است یک دوره انتظار قابل توجهی طولانی قبل از اینها باشد. پروژه ها خروجی قابل مصرف دارند. این ممکن است به نوعی برای پروژه های جامعه و جامعه محلی در مقیاس کوچک مدیریت شود که کارگران در محل توسط بستگان خود نگهداری شوند. اما هنگامی که پیشنهاد می شود تعداد زیادی از کارگران مازاد را از روستاهای خانگی خود برای پروژه های بزرگ ساختمانی که زمان قابل توجهی برای تکمیل آن را دارند ، دور کنید ، مشکل جمع آوری یک صندوق معیشت کافی برای حفظ نیروی کار بسیار چشمگیر می شود. تنها روش عملی برای جمع آوری چنین صندوق معیشت ، تشویق پس انداز داوطلبانه و گسترش مازاد قابل فروش مواد غذایی است که می تواند با پس انداز برای حفظ کارگران خریداری شود. صرف وجود بیکاری مبدل به هیچ وجه این مشکل را کاهش نمی دهد.

نقش دولت ها و بازارها

در تفکر قبلی در مورد توسعه ، فرض بر این بود که مکانیسم های بازار اقتصادهای توسعه یافته چنان در توسعه اقتصادها غیرقابل اعتماد بودند که دولت ها مجبور بودند مسئولیت اصلی فعالیت اقتصادی را بر عهده بگیرند. این کار از طریق برنامه ریزی اقتصادی برای کل اقتصاد انجام می شد (به برنامه ریزی اقتصادی: برنامه ریزی در کشورهای در حال توسعه) مراجعه کنید ، که به نوبه خود با مشارکت فعال دولت در اقتصاد و کنترل های گسترده در تمام فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی اجرا می شود. مشارکت دولت اشکال مختلفی به خود گرفت: شرکت های بخش دولتی برای تولید کالاهای بسیاری از جمله فولاد ، ابزار ماشین ، کود ، مواد شیمیایی سنگین و حتی منسوجات و پوشاک تأسیس شدند. تابلوهای بازاریابی دولت قدرت انحصاری را بر خرید و فروش بسیاری از کالاهای کشاورزی به عهده گرفتند. و سازمان های دولتی تنها واردکنندگان انواع کالاها شدند و اغلب آنها نیز صادرکننده می شدند. کنترل های مربوط به فعالیت بخش خصوصی حتی گسترده تر بود: کنترل قیمت برای بسیاری از کالاها تعیین شد. مراحل صدور مجوز واردات ، واردات کالاهایی را که در برنامه های رسمی در اولویت قرار ندارند ، از بین برد. قبل از گسترش کارخانه ها ، مجوزهای سرمایه گذاری لازم بود. مجوزهای ظرفیت حداکثر خروجی مجاز را تنظیم می کنند. و مقررات جامع حاکم بر شرایط اشتغال کارگران بود.

پیامد ، اغلب این بود که کارآفرینان بومی غالباً از نظر مالی بیشتر می دانستند که انرژی و نبوغ خود را به وظیفه تهیه مجوزهای وارداتی لازم دولت و مجوزهای دیگر و سوء استفاده از نقاط ضعف در مقررات دولتی اختصاص دهند تا مشکل افزایش کارآیی و بهره وریبهره وری منابع. برای شرکتهای بخش دولتی ، فشارهای سیاسی اغلب منجر به اشتغال بسیاری از افراد بیشتر از آنچه می توان از آنها استفاده کرد و در سایر شیوه ها منجر به عملیات بسیار پر هزینه و ناکارآمد شد. در نتیجه بار مالی منابع را منحرف کرد که در غیر این صورت ممکن است برای سرمایه گذاری استفاده شود ، در حالی که استفاده ناکارآمد از منابع باعث کاهش نرخ رشد می شود.

مربوط به اعتقاد به عدم موفقیت در بازار و ضرورت مداخله دولت این دیدگاه بود که کارآیی مکانیسم قیمت در کشورهای در حال توسعه بسیار اندک است. این امر از نظر کمبود تبادل خارجی ، که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ، منعکس شد ، که در آن تصور می شد روابط ثابت بین سرمایه وارداتی و گسترش داخلی وجود دارد. همچنین از این نظر منعکس شده است که کشاورزان نسبت به قیمت های نسبی نسبتاً بی حساس هستند و با این عقیده که تعداد کمی از کارآفرینان در کشورهای در حال توسعه وجود دارد.

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 3 خرداد 1402 ساعت: 21:10