یک فیلم اخیر که در وب سایت منتشر شده در مورد معامله گران خرده فروشی که تحت تأثیر مسئله Colocation قرار گرفته اند ، برخی از چشم های چشم را به خود اختصاص داده است. در مورد بسیاری از موارد صحبت کرد. علاوه بر اینکه ممکن است معامله گران خرده فروشی تحت تأثیر تجارت COLO قرار بگیرند ، این شخص زمان زیادی را صرف کارگردانی آنچه آژانس ها باید انجام دهند و همه باید دستگیر شوند. این بیش از حد واضح است که او می خواهد این افراد را در پشت میله های زندان برای چیزی کاملاً متفاوت باشد ، اما از آنچه در تجارت در تجارت استفاده می کند ، استفاده می کند تا دستور کار خود را تحت فشار قرار دهد.
من وظیفه ای برای دفاع از اهداف آشکار او ندارم. با این حال ، من با رشد فناوری در بازارهای سرمایه هند در ارتباط بوده ام ، و احساس می کنم این زمان به اندازه هر زمان دیگری خوب است تا دروغ های آشکار را که به نام فناوری به وجود آمده است ، محروم کند.
دو مشکل در مورد آنها صحبت می شود -
1. مکان یابی سرعت متمایز برای دسترسی به بازارها را ارائه می دهد و این باعث می شود به افرادی که با سرعت آهسته هستند آسیب برساند.
2. در این ویدیو ، لنگر روشی بالقوه را توصیف کرد که توسط آن HFT بازاریابی سیاه و سودآوری در مبادله را انجام می دهد.
آقا هر دو کلو و HFT را به خودی خود به عنوان شرور نقاشی کرده است.
بگذارید ابتدا در مورد نحوه کار تجارت خرده فروشی آنلاین بحث کنیم. شخصی پورتال پلت فرم تجارت آنلاین خود را باز می کند. او سفارش را قرار می دهد و وقتی اعدام شود ، اعلان می شود. او قیمتی را که می خواهد در آن خریداری کند انتخاب می کند. او همچنین می تواند در آن مقطع مبادله تجارت را با بهترین قیمت در دسترس تجارت کند.
حال اگر این شخص در بمبئی باشد ، سفارش از بمبئی قرار می گیرد و اگر این شخص در دهلی باشد ، سفارش از دهلی قرار می گیرد. NSE در بمبئی است و از این رو تفاوت بسیار کمی در زمان وجود خواهد داشت که معامله گر خرده فروشی در بمبئی قیمت را در مقابل وقتی پسر در دهلی می بیند ، می بیند. آیا می توان گفت که معامله گر خرده فروشی در دهلی توسط معامله گر خرده فروشی در بمبئی فریب خورده است زیرا او اطلاعات قیمت را دیر دریافت کرد؟یکی دیگر از سرمایه گذاران خرده فروشی از تلفن خود برای ورود به حساب تجارت اینترنتی خود ، با سرعت 2 مگابیت بر ثانیه استفاده می کند. این آشکارا نسبت به سرمایه گذار که با اتصال اینترنت باند پهن 30 مگابیت در ثانیه وارد سیستم خود شده است ، کندتر است. آیا می توان گفت که معامله گر مبتنی بر رایانه شخصی معامله گر مبتنی بر موبایل را تقلب می کند؟
این به همان اندازه پوچ است که به نظر می رسد. بیشتر معامله گران خرده فروشی سرمایه گذار هستند و برای رشد بلند مدت در قیمت سهم سرمایه گذاری می کنند. دومین دوره اضافی در اجرای تجارت چیزی نیست که بر آنها تأثیر بگذارد.
تفاوت در زمان داده های بازار و ارسال سفارش از روز اول بورس سهام به صورت الکترونیکی ذاتی و اطراف بوده است. سیستم نزدیک به مبادله قبل از اینکه شخص دور از مبادله نشسته باشد ، کسری از اطلاعات را دریافت می کند.
حال بگذارید یک میز نهادی از یک کارگزار را که در حال اجرای معاملات بزرگ نهادی یا HNI از طریق سیستم های اجرای الگوریتمی پیشرفته است ، تصور کنیم. این کار را با مشت زدن دستی سفارشات توسط دیگران که می خواهند یک سبد بخرند مقایسه کنید. چه کسی معاملات را سریعتر اجرا خواهد کرد؟آیا می توان گفت دیگر تقلب شده است؟
نه تنها این ، در سطح جهانی ؛و این در مورد NSE نیز صادق است ، سرعت اتصال انتخابی است که توسط کارگزار اعمال می شود. سرعت اتصال مختلف با توجه به میزان آماده پرداخت آنها طبق کارت نرخ در دسترس است. آیا تاکنون یک سرمایه گذار خرده فروشی را شنیده اید که از کارگزار خود می پرسد که چه نوع سرعت اتصال را انتخاب کرده است؟
واقعیت این است که تأخیر دیفرانسیل و سرعت اتصال یک هنجار است.colocation سیستمی است که به یک کلاس مشخص از معامله گران اجازه می دهد تا با هدف نهایی بهبود نقدینگی ، کاهش هزینه تأثیر و افزایش کارایی کشف قیمت ، تأخیر بسیار کمی داشته باشند. این ، دوباره ، چیز جدیدی نیست و برای چند دهه گذشته توسط بهترین مبادلات در سطح جهان پذیرفته شده است.
چرا سرعت برای برخی اهمیت دارد؟پاسخ عمیق تر در گروهی از عملکرد بازار است که اغلب به آن داوری گفته می شود. داوران به دنبال اختلاف قیمت و ناکارآمدی (نواقص) بین قیمت گذاری محصولات مرتبط و سود از این اختلاف قیمت هستند. بیایید ببینیم که چگونه این کار بین ، مثلاً NSE و BSE در سطح بسیار ساده ای انجام می شود. بیایید بگوییم که سهام Infosys در سال 1870 در NSE و 1871 در BSE معامله می شود. این ناکارآمدی کشف قیمت است. فرصتی برای خرید از NSE در سال 1870 و فروش در 1871 در BSE سود Rs می دهد. 1. این فرصت محدود است که تعداد سهام Infosys در این قیمت ها در مبادلات مربوطه در دسترس است. این معاملات یک عملکرد بسیار ارزشمند از بازارهای سهام است زیرا قیمت دو محصول مرتبط را به هم نزدیک می کند. به این ترتیب ، قیمت در یکی از مبادلات قابل دستکاری نیست. اکنون اینجاست که سرعت واقعاً اهمیت دارد. شخصی که این فرصت را ابتدا می بیند ، می رود و این معاملات را در هر دو هدف اجرا می کند و سود کمی کسب می کند. این تجارت همچنین به کسی آسیب نمی رساند زیرا قیمت ها توسط سرمایه گذاران کاملاً متفاوت در دو بازار و معامله گران که می خواهند با آن قیمت ها خریداری یا بفروشند ، تعیین می شود. قیمت ها توسط نیروهای تقاضا و عرضه تصمیم می گیرند. Arbitrage فقط برای سود کمی قیمت را نزدیک می کند. این تقاضای یا عرضه خالص ایجاد نمی کند. این شرکت های داوری یا شرکت های HFT فقط برای همان پای کوچک ناکارآمدی قیمت با یکدیگر رقابت می کنند و سعی می کنند سریعترین سیستم را بدست آورند. به همین دلیل است که همه آنها در حال جابجایی هستند.
اکنون بگذارید زمان مقدس را قبل از سال 2010 ، هنگامی که جمع شدن در هند وجود نداشت ، در نظر بگیریم. در آن زمان نیز داوری ها وجود داشتند. اکنون ، برای دستیابی سریعترین دسترسی ، شرکت های داوری شروع به راه اندازی دفاتر در نزدیکی مبادلات کردند.(قیمت فضای اداری در جنوب بمبئی را به خاطر بسپارید). در حقیقت BSE کف کاملی را به کارگزاران داد تا سرورهای تجاری خود را تنظیم کنند. به نوعی ، این اولین مکان نفت خام در کشور بود و نه موردی که در سال 2010 توسط NSE ارائه شد. این کار از دهه 1990 با شروع تجارت الکترونیکی انجام شده است. مبادلات این عجله دیوانه را به عنوان فرصتی دیدند که در آن فضایی را برای این داوری ها برای تنظیم سرورهای نزدیک به مبادله (یا درست در کنار آن) رسمی کردند. BSE با یک فروشنده شخص ثالث (NetMagic) همکاری کرد تا خدمات Colocation را مدیریت کند و NSE خود را به خودی خود مدیریت کرد. جمع شدن در واقعیت ، به جای تمایز ، دسترسی را برای همه کارگزاران جمع شده یکنواخت و عادلانه ایجاد کرد. پس از جابجایی ، به وضوح کارگزارانی که نگران سرعت بودند می توانند به راحتی در محل مبادله همکاری کنند. جابجایی به خودی خود چیز خوبی است و نه بدی که در آن پیش بینی می شود. این چیزی است که در همه صرافی ها در سراسر جهان رواج داشته است ، خیلی قبل از اینکه بازارهای سهام هند شروع به ارائه خدمات جمع آوری کنند.
هنگامی که یک متخصص به اصطلاح از استدلالهایی مانند "باور کنید ، من آن را می دانم" و/یا "حرف من را برای آن بکشید" استفاده می کند. این امر ، بیشتر از این ، به دلیل عدم توانایی وی در بیان است اما در مورد این لنگر ، به وضوح به دلیل عدم توانایی وی در بیان یک استدلال منسجم است که پرونده او را توضیح می دهد ، یا باید بگوییم علت. بزرگترین دشمن دانش ، توهم دانش است. او از معاملات خرده فروشی به صندوق های متقابل می رود. سپس او یک استدلال وحشی در مورد قیمت سهم Infosys که بین 2500 تا 2000 در چند ثانیه متفاوت است ، مطرح می کند. وی همچنین اطلاعات مربوط به قیمت های Infosys موجود در BSE را که در NSE در دسترس است ، اشتباه می گیرد تا بتواند قیمت ها را افزایش دهد. او همچنین HFT را با بازاریابی سیاه گیج می کند. من سعی خواهم کرد که برخی از نکات او را حس کنم اما کمترین آنها را کاملاً ناسازگار می کنند.
وجوه متقابل با معامله گران خرده فروشی متفاوت است. صندوق های متقابل اغلب از کارگزاران بزرگی استفاده می کنند که از الگوریتم های پیچیده برای اجرای معاملات صندوق های متقابل استفاده می کنند و بیشتر این کارگزاران خودشان جمع می شوند. بنابراین وجوه متقابل خود از سیستم های مستقل استفاده می کنند و بنابراین هرگونه ضرر برای آنها به دلیل عدم همکاری ، فقط شایعه ساده است.
آنچه او در این فیلم توصیف می کند HFT نیست بلکه بازاریابی سیاه است. معامله گران عمدتاً از 2 نوع هستند - کسی که شرط حرکات بزرگ قیمت را می گیرد و دوم که شرط حرکات قیمت کوچک را می گیرد. در هر بازار ، فرصت های کمتری وجود دارد که اندازه حرکت قیمت بزرگ باشد. HFT ها ، به طور معمول ، بسیاری از شرط های کوچک را بر اساس اختلاف قیمت کوچک قرار می دهند. دلالان شرط بندی کمتری دارند اما در حرکت قیمت زیاد. خنده دار است که او HFT را با حرکات بزرگ قیمت اشتباه گرفته است. در اینجا اولین نقص نمونه Infosys او نهفته است که حرکت بازار در مدت زمان کوتاه همانند باند قیمت صندوق متقابل است. این به هیچ وجه از تخیل معنی ندارد. دومین نقص Bizzare ادعا می کند که الگوریتم ها قادر به شناسایی باند قیمت فروش صندوق های متقابل هستند. داده های مبادله حاوی اطلاعاتی در مورد طرف مقابل نیست ، بنابراین هیچ راهی برای تمایز صندوق متقابل از یک معامله گر خرده فروشی یا الگوریتم دیگر یا صندوق متقابل دیگر وجود ندارد. و اگر دو صندوق متقابل جهت های متضاد را در پیش بگیرند ، که اغلب آنها انجام می دهند ، در واقعیت هیچ باند قیمت وجود ندارد. نمونه بازاریابی بلیط سینما حتی باورنکردنی تر است. او فرض می کند که سهام یک کالای محدود است و نمی تواند توسط هر کس دیگری با قیمت مناسب فروخته شود. بر خلاف بلیط های سینمایی که فقط با Black Marketeer در دسترس است ، سهام را می توان از هر کسی خریداری کرد. هیچ گونه عرضه محدودی از سهام Infosys وجود ندارد.
بر خلاف بلیط های سینما-که کالاهای محدودی قابل فساد هستند ، سهام شرکتهای بزرگ نسبتاً محدود و غیرقانونی هستند. بنابراین تقلب قیمت توسط بازاریابی سیاه با استفاده از مکان یا مزایای نانو ثانیه کوچک غیرممکن است.
باور نکن؟آنچه را که نیتین کامات در مورد HFT می گوید بخوانید. نیتین مروج و بنیانگذار Zreodha است - بزرگترین کارگزار خرده فروشی هند تا کنون.
"در مسئله NSE COLO ، معامله گران خرده فروشی تحت تأثیر قرار نمی گرفتند. در هر صورت ، کلو به کاهش هزینه تأثیر کمک می کند "
بدیهی است که یک زن و شوهر از افراد منتخب از جمله این شخص در این فیلم انواع شایعات در مورد عملکرد سیستم های بازار را گسترش می دهند. اینها افرادی هستند که بیش از هر کس دیگری به بازارها آسیب می رسانند.
ویرایش: این مقاله واکنشهای شدید ایجاد کرده است. لطفاً در مورد آنها به تفصیل در اینجا بخوانید.
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : کامران فیوضات
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
3 خرداد
1402 ساعت: 20:48