سیستم تبادل طلا تحت فشار فزاینده پس از کاهش ارزش استرلینگ
توسط دیوید راکفلر
همانطور که وقایع گذشته اخیر نشان داده است ، پول و طلا هیچ یک از قدرت خود را برای ایجاد جنجال و بحران از دست نداده اند. سیستم تبادل طلا ، که پایه و اساس شهرک سازی در بین ملل را فراهم می کند ، از زمان کاهش ارزش استرلینگ در نوامبر 1967 تحت فشار فزاینده قرار گرفته است. در دو سال بعد کمتر از چهار بحران اصلی ارز که تعداد زیادی از آنها دیده شده استجریان پول بین کشورها.

مقاله توسط دیوید راکفلر "پول و طلا در دنیای آشفتگی" PDF اصلی (389 KB)
با این حال ، ریشه های مشکلات فعلی بسیار عمیق تر از هر سؤال از برابری بین دو کشور است. هر دو کشور کسری بلند مدت-ایالات متحده و انگلیس-نتوانستند مشکلات مداوم خود را حل کنند ، در حالی که کشورهای مازاد مانند ایتالیا ، ژاپن و آلمان همچنان به جمع آوری ذخایر ادامه داده اند.
قوانین بازی
تحت "قوانین بازی" در امور بین الملل پولی ، قرار است عدم تعادل پرداختهای قابل توجهی با تغییر منظم نرخ مبادله در بین ارزها بدون اینکه دولت را انجام دهد ، درمان شود. با این حال ، در دنیای واقعی ، کاهش ارزش یک تجویز تلخ برای اجرای دولت ها است. معمولاً به معنای عدم رقابت در بازارهای جهانی است. این ممکن است نشان دهنده آسیب پذیری یک ارز برای وخامت بیشتر باشد ، و اغلب به کسانی که به آنها کمک کرده اند - به سازندگان و دیگران که پول ملی را رها کرده اند ، پاداش می دهد. ارزیابی مجدد رو به بالا نیز به طور کلی مقاومت می کند ، زیرا با افزایش قیمت کالاهای آنها در سایر کشورها ، صادر کنندگان را مجازات می کند. علاوه بر این ، نگرش های فعلی نسبت به شهرک های پرداخت ، سرزنش عدم تعادل و بار کامل تعدیل را به طور کامل بر کشورهای کسری قرار می دهد.
تا همین اواخر ، گلد نقش مهمی در ترک سیستم بین المللی پول برای گمانه زنی های بی ثبات داشت. گلد راش در سال 1967 دو برابر طلا از ذخایر بین المللی برداشته شد زیرا ترشحات ترش از آلاسکا در اعتصاب کلوندیک خارج شدند. در نتیجه ، یک ترتیب دو لایه برای بازار طلا تهیه شد و سهام رسمی را از خواسته های سوداگرانه عایق بندی کرد. اگرچه این یک تغییر اساسی در نقش طلا بود ، ادامه فعالیت در بازار طلای خصوصی با امتیاز تبدیل در برخی از کشورها همراه است تا هنوز هم ذخایر طلای موجود برای تسویه حساب بین المللی را کاهش دهد.
زنده ماندن ترتیبات پولی
دوره های اخیر استرس ، که با عدم تمایل به تنظیم مقادیر ارز در صورت لزوم و ادامه بحث در مورد نقش مناسب طلا ، پیچیده است ، باعث نگرانی زیادی در مورد زنده بودن ترتیبات پولی موجود ما شده است. چنین اضطراب کاملاً قابل درک است. همانطور که اقتصاددان فقید انگلیس D. H. Robertson یک بار گفت ، "یک سیستم پولی مانند کبد است. وقتی درست پیش می رود ، بسیاری از افکار ما را به خود جلب نمی کند ، اما وقتی اشتباه می شود توجه زیادی را به خود جلب می کند."
به نظر می رسد سوال اصلی امروز این است که آیا سیستم پولی غیرقابل برگشت "اشتباه شده است". با این حال ، قبل از انتخاب تغییرات اساسی ، باید رکورد کلی را از سال 1944 ، هنگامی که آخرین ساختار پولی ما مورد بازنگری قرار گرفت ، ارزیابی کنیم.
با نزدیک شدن به جنگ جهانی دوم ، برخی از مردان بینایی نیاز به نهادهای جدید را دیدند. تلاش های آنها منجر به کنفرانس در برتون وودز شد و پایه و اساس یک کاتالوگ کامل از موسسات مدرن را فراهم کرد: بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول ، توافق کلی در مورد تعرفه ها و تجارت و سایر سازمان هایی که برای اقتصاد جهانی حیاتی شده اند. نتایج این جنبش به سمت وحدت اقتصادی برای خودشان صحبت می کند. ما تقریباً 25 سال رشد اقتصادی بی سابقه و سعادت داشته ایم. از سال 1950 ، صادرات جهانی رایگان تقریباً 250 P. C. تخفیف تورم ، رشد در کشورهای صنعتی به طور متوسط 4. 4 p. c. یک سال بیش از همین فاصله. و در حالی که خود تورم به یک نگرانی تبدیل شده است ، طی یک دهه گذشته به طور منطقی به خوبی مورد بررسی قرار گرفته است.
به طور خلاصه ، دنیای آزاد پیشرفت اقتصادی عالی و پایدار داشته است. همانطور که پیر پل شوویتزر ، مدیر عامل صندوق های پولی بین المللی ، گفته است: "دستاوردهای سیستم و انقلاب مرتبط در سیاست های ملی تمام روش ما برای توصیف آب و هوای اقتصادی را تغییر داده است. ما دیگر پدیده های چرخه ای را در این شرایط توصیف نمی کنیم30 سال پیش استفاده شده - روند و افسردگی. مشکلات به یک کلید متفاوت منتقل شده است و ما اکنون از گرمای بیش از حد و رکود صحبت می کنیم. "
درخواست تغییرات اساسی
متأسفانه ، افزایش احساس ناامیدی نسبت به مشکلات مالی در تجدید نظر فزاینده تغییر اساسی در سیستم پولی ، به ویژه در ایالات متحده آمریکا منعکس می شود. اگر ما از دست دادن طلا در حال اتصال هستیم ، یکی از خودداری می کند ، چرا قیمت آن را افزایش نمی دهیم و حداقل کمی زمان بیشتری خریداری می کنیم؟یا چرا از پرداخت طلا دست نمی کشید و اجازه می دهید دلار در بازارهای مبادله جهان کاهش یابد؟
پس از تجزیه و تحلیل ، این پیشنهادات به نظر می رسد که کمتر از یک راه حل مسئولیت پذیری برخوردار هستند. به عنوان مثال ، اجازه می دهد ارزش مبادله دلار آزادانه نوسان کند ، این خواهد بود که غرفه ها را از زیر کلیه معاملات بین المللی و مالی موجود خارج کند و هیچ چیز را در جای خود قرار دهد. عدم اطمینان در مورد ارزشهای آینده ارز احتمالاً مهار عمده ای برای تجارت بین المللی است. علاوه بر این ، حمل بار سربازان ما در خارج از کشور یا برنامه کمک با ارز استهلاک ساده تر نخواهد بود.
از طرف دیگر ، پیشنهاد افزایش قیمت طلا یکی از آخرین تلاش های ناامید کننده بازیکن پوکر از دست دادن برای ماندن در بازی با تجدید نظر در تراشه ها را به یاد می آورد.
چگونه می توانیم امتناع از اصلاح دلایل اساسی کسری خود را توجیه کنیم و سعی کنیم با شکستن ایمان با همه دارندگان دلارهایی که تعهد مکرر ما را برای حفظ قیمت 35 دلار پذیرفته اند ، بخریم؟سایر کشورها مجبور به پیروی و کم ارزش ارزهای خود می شوند ، بنابراین قیمت طلای بالاتر از نظر بازگرداندن تعادل در پرداخت های خارجی ما به هیچ چیز نمی رسد. درعوض ، مطمئناً به عنوان نمادی از عدم تمایل ما برای مقابله با این مشکلات گرفته می شود. ما با تجدید نظر در طلا ، نه تنها ایمان را با شرکای تجاری بین المللی خود می شکنیم ، بلکه می توانیم یک رابطه ثابت را نیز از بین ببریم که سنگ بنای ترتیبات پولی جهان را تشکیل می دهد. چنین اقدامی اراده احتمالاً کل ساختار تجارت جهانی را ناراحت خواهد کرد.
بحث های بین المللی ممکن است
ما با رد وسوسه استفاده از قدرت عظیم ایالات متحده Ras یک اهرم برای اقدام یک جانبه ، راه را برای بحث های بین المللی باز می کنیم که می تواند منجر به انجام مثبت شود. چنین تلاشهایی به ویژه مربوط به منطقه ای است که توافق نامه بسیار مهم است - تأمین رشد منظم در تأمین ذخایر برای ایجاد حاشیه منابع نقدی برای تأمین اعتبار عدم تعادل در تجارت جهانی.
در حالی که هیچ رابطه ثابت بین ذخایر پولی و تجارت وجود ندارد ، روند به وضوح سؤالاتی را در مورد کفایت ترتیبات پولی بین المللی فعلی ایجاد کرده است. ذخایر پولی جهانی به عنوان بخشی از واردات سالانه جهان از 55 P. C کاهش یافته است. یک دهه پیش تا حدود 35 P. C. اکنون. متأسفانه ، ذخایر طلا در حال افزایش نیست ، بنابراین هیچ کشور مازاد نمی تواند بدون ترسیم یکی از شرکای تجاری خود ، به ذخایر طلای خود بیفزاید.
انباشت اخیر ذخایر جهانی نتیجه خروج دلار حاصل از کسری پرداخت ایالات متحده است. بدیهی است ، روشهای جایگزین ، هم به دلیل نظم در رشد ذخیره و چه برای حمایت از دلار به عنوان ارز کلیدی جهان آزاد مورد نیاز است.
کسانی هستند که احساس می کنند رشد منظم ذخایر جهان فقط از طریق تغییر شکل عمده سیستم پولی می تواند تضمین شود. برای این منظور ، آنها طرفدار این هستند که "یکی دیگر از برتون وودز" تشکیل شود. با این حال ، در این زمان ، چنین کنفرانسی احتمالاً به عنوان یک عمل ناامیدی تعبیر می شود ، تنش های موجود را تشدید می کند و عدم اطمینان را بدون ایجاد اصلاحات قابل قبول متقابل ایجاد می کند.
مذاکرات بیمار لازم است
به نظر من مسیر مناسب ، ادامه تطبیق سیستم از طریق مذاکره بیمار در سازمان های موجود است. ارزش این رویکرد اخیراً در بحث های موجود در صندوق بین المللی پول نشان داده شده است که منجر به توافق های مربوط به حقوق ویژه نقاشی شده است-به اصطلاح SDR.
این شکل جدید از ذخایر ، که اغلب به آن "طلای کاغذ" گفته می شود ، متناسب با اشتراک خود در صندوق توسط صندوق بین المللی پول به کشورهای عضو صادر می شود و توانایی کشورها را برای به دست آوردن ارزهای مورد نیاز برای شهرک های تعادل پرداخت افزایش می دهد. حقوق نقاشی ویژه پتانسیل کاهش مشکلات ناشی از تغییر نامنظم در مقدار ذخیره را دارد. آنها همچنین دفاعی تقویت شده در برابر حدس و گمان ارز را در اختیار سیستم قرار می دهند.
این SDR ها ارز قانونی بین المللی خواهند بود، زیرا اعضای صندوق بین المللی پول موافقت کرده اند که آنها را از یکدیگر به عنوان نوعی پرداخت بین المللی بپذیرند. SDR شکل جذابی برای نگهداری ذخایر بین المللی خواهد بود. آنها بر خلاف طلا سود خواهند داشت. برخلاف دلار و سایر ارزهای ملی، آنها دارای ضمانت طلا هستند.
از سال 1950 تا 1968، بقیه جهان با نرخی در حدود 5. 5 p. c ذخایر به دست آوردند. یک سال، یا تقریباً به سرعت رشد تجارت جهانی. با این حال، این افزایش ذخایر تنها به این دلیل امکان پذیر شد که ایالات متحده به طور مستمر آنها را از طریق دلارهای تخلیه شده توسط سال ها کسری تراز پرداخت ها و طلای پرداخت شده به کشورهایی که تمایلی به نگهداری دلار نداشتند، تامین می کرد.
سیاست های اقتصادی مناسب مورد نیاز است
در حالی که افزایش ذخایر حیاتی است، بودجه کافی برای حل و فصل عدم تعادل تضمینی برای یک سیستم پولی منظم نیست. سیاست های اقتصادی مناسب از سوی کشورهای دارای کسری و مازاد برای تسهیل تعدیل عدم تعادل پرداخت هایشان، آشکارا تنها پایه ای است که بر اساس آن روابط تجاری بین المللی ممکن است به ثبات برسد.
همانطور که اوتمار امینگر از بانک مرکزی آلمان خاطرنشان می کند: "در مواردی که تلاش جدی برای از بین بردن کسری خارجی بزرگ از طریق مهار تقاضای داخلی صورت گرفت، مکانیسم تعدیل تقریباً همیشه با سرعت و قدرت شگفت انگیزی کار می کرد. جایی که تعدیل تاکنون شکست خورده است.، یا اصلاً تلاشی صورت نگرفته یا فقط تلاشی نیمه کاره و دیرهنگام برای سیاست های مدیریت مسئولانه صورت گرفته است.»برای ایالات متحده این به معنای اقدام با محدودیت در هر دو حوزه مالی و پولی است.
اما با توجه به موقعیت منحصر به فرد ایالات متحده در جهان، به سختی می توان انتظار داشت که محدودیت مالی و پولی ما را به موقعیت مازاد پرداخت های دائمی سوق دهد. ما ثروتمندترین ملت جهان هستیم، بنابراین مناسب است که در کمک به کشورهای کمتر توسعه یافته رهبری را حفظ کنیم. ما قدرتمندترین هستیم، بنابراین بار دفاع در دنیای آزاد دقیقاً بر دوش ما می افتد.
خروجی سرمایه گذاری بلندمدت در ایالات متحده آمریکا
در نتیجه باید خودمان را به پذیرش خروج سرمایه گذاری بلندمدت از حساب سرمایه شرط کنیم. تصور اینکه می توانیم به طور واقع بینانه برای حذف سرمایه از طریق کنترل های مستقیم تلاش کنیم، توهمی است. با این حال، در حالت ایده آل، می توانیم آن را از طریق مازاد تجاری و از طریق بازده سرمایه گذاری های خارج از کشور جبران کنیم.
در حال حاضر ، درآمد ما از سرمایه گذاری گذشته بسیار فراتر از جریان جدید سرمایه گذاری های مستقیم است. اما اگر محدودیت های مربوط به جریان سرمایه ، چند سال پیش برای کاهش کسری پرداخت ما تحمیل شود ، برای مدت طولانی حفظ می شود ، چنین کنترل هایی می تواند مضر باشد. کاهش جریان سرمایه گذاری خارجی امروز مطمئناً سود را کاهش می دهد و بنابراین جریان بازده درآمد آینده را کاهش می دهد.
من همچنین معتقدم که ما می توانیم از کنترل واردات با استفاده از سهمیه یا هزینه اضافی ، نتیجه بهتری داشته باشیم. این یک بازی است که دیگران می توانند بازی کنند - شاید حتی با موفقیت تر از آنچه ممکن است - و کل تاریخ اقتصادی خطرات قصاص را نشان می دهد.
ما به دنبال تعادل قوی پرداخت به عنوان یک هدف به خودی خود نیستیم ، بلکه به عنوان یک پیش نیاز برای برآمدگی بارها و مسئولیت های رهبری جهان ، اقتصادی و سیاسی است. این واقعیت زندگی ، با این حال ، باید ما را وادار به دو برابر تلاش های خود برای بازگرداندن مازاد حساب تجارت کند که تا سال 1968 برای جبران هزینه های سرمایه در خارج از کشور انجام داده است.
مشکلات تورم
یک گام مهم در بازسازی مازاد حساب تجارت ما این است که با تورم که در سه سال گذشته ما را به خود جلب کرده است ، به دست بیاید. در این دوره ، رشد تقاضا برای واردات و افزایش قیمت برای صادرات ایالات متحده باعث شده است که آمریکا در تجارت جهانی کمتر رقابت کند. مازاد تجارت که به طور متوسط بیش از 4 میلیارد دلار در سال بین سالهای 1957 و 1967 بوده است ، از بین رفته است.
از آخرین سه ماهه سال 1968 ، این بخش حیاتی در واقع کسری بوده است.
این وخامت به دلیل عدم توانایی در حفظ قیمت های پایدار در ایالات متحده به طور جدی تشدید شده است. اقدام محکم علیه فشارهای تورمی ، که در سال 1965 جدی شد ، بیش از سه سال انجام نشد. بنابراین یک حرکت صعودی از قیمت ها همچنان به ساخت و روانشناسی تورمی محکم تر شد.
در زمینه بانکی خودم ، ما شاهد افزایش تورم نرخ وام اصلی به رکورد 8. 5 p. c. این پیشرفت محصول تورم بود ، و نه علت همانطور که برخی به اشتباه بیان کرده اند. همچنین این محصول تا حدودی در این زمان خاص از سیاست های سخت پولی است که توسط فدرال رزرو و دولت برای درمان تورم دنبال می شود.
این سیاست ها نه تنها اجتناب ناپذیر نیستند بلکه در قضاوت من مناسب هستند. تنها راه قابل قبولی که می توانیم تورم را کنترل کنیم ، محدود کردن اعتبار ، کاهش هزینه های دولت و افزایش مالیات است. دولت همه این کارها را انجام داده است. متأسفانه ، بین تحمیل این کنترل ها و اثربخشی آنها تاخیر زمانی وجود دارد و من می ترسم که هیچ راهی برای اصلاح اشتباهات گذشته ما بدون یک دوره دردناک تنظیم وجود ندارد.
رشته مالی و پولی
تثبیت قیمت ها از طریق رشته مالی و پولی برای رفاه همه افراد کشور ضروری است. تورم مداوم جامعه ما را تضعیف می کند و ما را قادر به مقابله با مشکلات داخلی یا خارجی ما نمی کند. دوره ای از ادامه مالیات های بالا و نرخ بهره بالا به طور موقت دردناک خواهد بود ، اما بسیار دردناک تر و ماندگار تر از گزینه های دیگر است.
جامعه مالی فوریت در معرض کنترل تورم را به رسمیت می شناسد و به دنبال این است که ترمزها را از طریق اقدامات طراحی شده برای هدایت وجوه موجود فقط در مواردی که تأثیر مستقیم بر تولید دارند ، تقاضای اعتباری قرار دهد. تجارت نیز باید مسئولیت خود را با محدود کردن تقاضای خود برای صندوق های سرمایه گذاری تشخیص دهد. با همین نشانه ، نیروی کار باید در تقاضای دستمزد خود محدودیت اعمال کند و مصرف کننده باید با خرید کالا برای احتکار ، همکاری کند. جایگزینی برای اقدام مسئولانه توسط بخش خصوصی در کاهش سرعت تقاضا می تواند تحمیل دستمزد و کنترل قیمت باشد.
با کمال تعجب و نگران کننده ، نظرسنجی های افکار عمومی احساسات فزاینده ای را به نفع چنین کنترل هایی نشان می دهد ، اما من خوشحالم که دولت نیکسون این دوره را رد کرده است. تجربه ما در جنگ جهانی دوم نشان داده است که کنترل ها فقط به طور مؤثر کار نمی کنند و خلاص شدن از آن پس از اتخاذ دشوار است. آنها ناگزیر به تغییر در کل بافت جامعه ما هدایت می شوند که از طریق آن هم تجارت و هم کار آمریکایی آزادی کمتری برای انجام امور خود دارند.
اگرچه بازگشت به ثبات قیمت در بازگرداندن تعادل تجارت ما به یک سطح معقول از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، اما افزایش پیش بینی شده در واردات همراه با بازارهای صادراتی رقابتی بیشتر مشکل دیگری را ایجاد می کند. اگر بخواهیم هدف بسیار مطلوب را برای آزادسازی تجارت جهانی دنبال کنیم ، فقط می توانیم از طریق رویکردهای خلاقانه که برای افزایش جذابیت صادرات خود طراحی شده است ، با فشار واردات واردات و واردات کنیم.
یکی از این ابتکاراتی که به ذهن متبادر می شود، برنامه تخفیف محدود کاغذ صادراتی است که توسط بانک صادرات و واردات با همکاری بانک های تجاری ایالات متحده انجام شده است. بر اساس این طرح، اگزیم بانک با اعطای وام در برابر تعهدات بدهی صادراتی واجد شرایط بانک، تامین مالی صادرات را تشویق می کند. با نقدشوندگی بدهی های میان مدت و بلندمدت به این شیوه، به بانک ها انعطاف پذیری بیشتری در تأمین مالی تراکنش های بین المللی داده می شود که تأثیر مستقیمی بر تراز پرداخت های ما دارد. چنین ابتکاراتی به ویژه در آینده نزدیک، دوره ای که در آن تشویق صادرات حیاتی است، بسیار ارزشمند است.
مسیر همکاری
اگر ایالات متحده و سایر کشورهای پیشرو بتوانند تجارت بین المللی را در چارچوبی باثبات انجام دهند - کنترل تورم، بازگرداندن تعادل به سیستم پولی و آزادسازی تجارت جهانی - تغییرات بیشتر که بر شهرک سازی بین کشورها تأثیر می گذارد، می تواند در فضای معقول تری مورد مطالعه قرار گیرد. فشار ضرورتبه عنوان مثال، ممکن است در نظر گرفتن پذیرش انعطاف پذیری بیشتر در نرخ ارز - شاید یک باند کمی گسترده تر یا به اصطلاح "میخ خزنده" وجود داشته باشد.
واضح است که تنها یک مسیر وجود دارد که نوید واقعی ما را به اهداف بلندمدتمان در تجارت، امور پولی و توسعه جهانی می دهد - مسیر همکاری مبتنی بر انضباط مالی و پولی. ما باید با اذعان به وابستگی متقابل فزاینده اقتصادهای ملی خود شروع کنیم. سپس ما باید نهادهای بین المللی خود را در رویکردی مشترک نسبت به مشکلات جهانی گسترش و تقویت کنیم که بسیار فراتر از هر چیزی است که تاکنون تکامل یافته است.
هیچ کدام از اینها آسان نخواهد بود. اما تنها با ایجاد یک نظم اقتصادی یکپارچه جهانی می توانیم رویای باستانی رفاه را برای همه محقق کنیم. اگر یاد بگیریم که مشکلات اقتصادی مشترک خود را مدیریت کنیم، ممکن است کاهش اصطکاک سیاسی که امروز بین ملت ها ایجاد می شود، ایجاد کنیم. در این مرحله، جایزه نهایی ممکن است تنها روزنه ای از امید باشد. اما ممکن است روزی بیاید: جاده همکاری می تواند به جهانی صلح آمیز منتهی شود.
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : کامران فیوضات
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
3 خرداد
1402 ساعت: 11:46