اصطلاح "تخصیص دارایی" اغلب برای توصیف استراتژی مدیریت پول استفاده می شود که نحوه توزیع سرمایه در یک سبد سرمایه گذاری را تعیین می کند. به طور معمول این شامل شناسایی میزان توزیع نمونه کارها در کلاسهای مختلف دارایی یا انواع گسترده ای از سرمایه گذاری ها مانند سهام ، اوراق قرضه ، کالاها و پول نقد است. هدف از تخصیص دارایی ، بهینه سازی ترکیب سرمایه گذاری ها در کلاسهای دارایی های مختلف به منظور به حداکثر رساندن بازده سبد سرمایه گذاری در عین حال به حداقل رساندن ریسک بالقوه ، بر اساس بازه زمانی یک سرمایه گذار ، تحمل ریسک و اهداف سرمایه گذاری بلند مدت است. شواهد وجود دارد که نشان می دهد کلاسهای خاص دارایی بسته به شرایط اقتصادی ، نیروهای بازار ، سیاست دولت و نفوذ سیاسی عملکرد بهتری دارند یا بدتر. هدف از استراتژی تخصیص دارایی شناسایی این شرایط و تخصیص مناسب منابع است.
مفهومی که از نزدیک با تخصیص دارایی در ارتباط است "تنوع" است و در عمل ، این اصطلاحات اغلب به صورت متناوب مورد استفاده قرار می گیرند. با این حال ، تخصیص دارایی عمدتاً مربوط به تخصیص سرمایه به کلاسهای مختلف دارایی است. به عنوان مثال ، یک استراتژی اختصاصی دارایی ممکن است نشان دهد که نمونه کارها شما باید 50 ٪ سرمایه گذاری در سهام ، 30 ٪ سرمایه گذاری در اوراق قرضه ، 10 ٪ در کالاها و 10 ٪ پول نقد داشته باشد. تنوع به طور معمول با تخصیص سرمایه در آن کلاسهای دارایی همراه است. به عنوان مثال ، در تخصیص سهام همان نمونه کارها ، سرمایه گذاری ها را می توان به 50 ٪ سهام بزرگ کلاه ، 20 ٪ سهام میانی درپوش ، 10 ٪ سهام کوچک ، 10 ٪ سهام بین المللی و 10 ٪ سهام در حال ظهور اختصاص داد. مفهوم تنوع شامل توزیع دارایی ها در کلاسهای دارایی فردی است - در حالی که ریسک بین کلاسهای دارایی نمونه کارها کلی توزیع می شود ، تنوع در هر کلاس دارایی باعث کاهش خطر می شود.

شکل 1
تاریخچه تخصیص دارایی
استفاده از استراتژی های تخصیص دارایی به عنوان نوعی مدیریت ریسک یک مفهوم جدید نیست. ایده "عدم قرار دادن همه تخم های خود در یک سبد" چیزی است که ما به عنوان کودکان یاد می گیریم و هزاران سال است که در آن وجود دارد. با این حال ، اصطلاح تخصیص دارایی تا همین اواخر در جامعه سرمایه گذاری وجود نداشت. حتی قبل از ظهور بازارهای مالی مدرن ، مردم می فهمیدند که دارایی های شخص باید بین طبقات مختلف مانند زمین شخص ، مالکیت یک تجارت و ذخایر (CASH) تقسیم شود. این برداشت از تخصیص دارایی به عنوان یک واقعیت زندگی تا اواسط قرن بیستم نسبتاً بدون تغییر باقی مانده است.

شکل 2
بنابراین چه چیزی برای ایجاد مدل های تخصیص دارایی که امروز با آنها آشنا هستیم تغییر کرده است؟در سال 1952 ، یک اقتصاددان آمریکایی به نام هری مارکوویتز مقاله ای را در مجله مالی با عنوان "انتخاب نمونه کارها" نوشت که در آن او اولین مدل ریاضی را با تأکید بر کاهش نوسانات در یک نمونه کارها با ترکیب سرمایه گذاری ها با الگوهای مختلف بازده ، توسعه داد. این مقاله پایه و اساس آنچه در مدیریت نمونه کارها معروف به "تئوری نمونه کارها مدرن" بود ، تبدیل شد.
قبل از سهم ماركوویتز در تخصیص دارایی اوراق بهادار ، تنوع فرایندی بود كه بدون توجه به چگونگی ارتباط بازده با یکدیگر ، بر ویژگی های بازده و ریسك اوراق بهادار فردی متمرکز بود. بعد از اینکه مارکوویتز مدلهای ریاضی خود را برای ساخت نمونه کارها ایجاد کرد ، ایده های وی به سرعت در محافل دانشگاهی پذیرفته شد. تحقیقات گسترده ای منتشر شد که مزایای تخصیص دارایی را تأیید می کند و به سرعت در بین متخصصان مالی نیز محبوب شد.
در سال 1974 ، قانون امنیت درآمد بازنشستگی کارمندان (ERISA) به عنوان یک قانون فدرال تصویب شد که حداقل استانداردهای مربوط به تخصیص سرمایه گذاری در برنامه های بازنشستگی را تعیین می کند. پس از قانون ERISA ، تخصیص دارایی و نظریه نمونه کارها مدرن به شیوه های استاندارد برای مدیران نمونه کارها تبدیل شد که هنگام تخصیص سرمایه سرمایه گذار در برنامه های بازنشستگی ، مطابق با این قانون باشند.
مفاهیم و فرضیات مدرن نظریه نمونه کارها (MPT)
نظریه مدرن نمونه کارها (MPT) تأثیر بسزایی در نحوه ساخت مدیران نمونه کارها پرتفوی سرمایه گذاری داشته است. مفهوم MPT نسبتاً ساده است. با این حال ، این امر مستلزم این است که سرمایه گذار در مورد بازارهای مالی فرضیه های مختلفی را انجام دهد. علاوه بر این ، معادلات ریاضی مورد استفاده برای محاسبه همبستگی و خطر می تواند تا حدودی پیچیده باشد.
فرض اصلی MPT ساده است: با ترکیب اوراق بهادار از کلاسهای مختلف دارایی که در کنار هم همبستگی ندارند ، می توان نوسانات نمونه کارها را کاهش داده و عملکرد تنظیم شده ریسک را افزایش داد. به عبارت دیگر ، ترکیب دارایی هایی که همبستگی ندارند ، کارآمدترین نمونه کارها را تولید می کنند - نمونه کارها که بیشترین بازده را برای یک مقدار مشخص از ریسک ایجاد می کند.
بازده دارایی برای تأمین مزایای تنوع ، در واقع لازم نیست که با همبستگی منفی یا حتی بدون همبستگی داشته باشند ، آنها فقط نمی توانند کاملاً همبستگی داشته باشند. به عنوان مثال ، در نمودار زیر ، سهام بین المللی (همانطور که توسط شاخص EAFE نشان داده شده است) با سهام داخلی ایالات متحده مقایسه می شوند (همانطور که توسط شاخص S& P 500 نشان داده شده است). با استفاده از نشانگر ضریب همبستگی می بینید که این همبستگی برای بیشتر دوره زمانی 5 ساله مثبت است. با این حال ، کاملاً همبستگی ندارد (یعنی ضریب همبستگی 1. 0).

شکل 3
دوره هایی از همبستگی کم و حتی همبستگی منفی موجود در این دوره زمانی وجود دارد. با سرمایه گذاری در هر دو سهام داخلی ایالات متحده و سهام بین المللی ، نوسانات کلی می تواند کاهش یابد زیرا همبستگی به اندازه کافی بین دو کلاس دارایی متفاوت است تا تنوع معنی دار را فراهم کند. مفهوم MPT نشان می دهد که اضافه کردن یک دارایی فرار به یک نمونه کارها هنوز هم می تواند نوسانات کلی را کاهش دهد اگر بازده تفاوت در همبستگی داشته باشد. این یک مفهوم جذاب است - که با ترکیب کلاس های دارایی در کنار هم ، می توان نوسانات کلی نمونه کارها را کاهش داد که به خودی خود ، با نوسانات بالاتر بازده دارند.
فرض این است که ، با ترکیب کلاس های دارایی که در هنگام کاهش یک دارایی کاملاً با همبستگی همبستگی ندارند ، یک دارایی دیگر در نمونه کارها در همان دوره زمانی در حال افزایش است. بنابراین حتی اگر تمام کلاس های دارایی به خودی خود بسیار بی ثبات باشند ، وقتی در یک نمونه کارها با هم ترکیب می شوند ، نوسانات کاهش می یابد.
نمونه ای شدید از همبستگی منفی در نمودار زیر دلار آمریکا در مقایسه با قیمت طلا در پنج سال گذشته نشان داده شده است. اگر یک سرمایه گذار در این دو دارایی بی ثبات با هم سرمایه گذاری می شد ، نوسانات کلی نمونه کارها به دلیل همبستگی منفی به طور قابل توجهی کاهش می یافت.

شکل 4
همانطور که قبلاً ذکر شد ، MPT مستلزم آن است که سرمایه گذار برای محاسبه مزایای بالقوه نظریه ، فرضیات خاصی را در مورد بازارهای مالی انجام دهد. فرضیات اصلی این است که ...
این فرضیات برای محاسبه دقیق انحراف استاندارد و همبستگی با استفاده از توزیع عادی یا منحنی زنگ ضروری است.
با استفاده از یک تابع توزیع عادی (که خطر را به عنوان انحراف استاندارد از بازده تعریف می کند) ریسک و همبستگی را می توان از نظر ریاضی برای دارایی های فردی و همچنین برای اوراق بهادار محاسبه کرد. با این حال ، اگر در واقعیت ، بازارها کاملاً کارآمد نباشند ، پس بازده دارایی لزوماً از توزیع عادی پیروی نمی کند و ممکن است همبستگی و محاسبات ریسک مورد استفاده در MPT ناقص باشد. با نوسانات شدید بازار که در حباب "dot-com" در اوایل دهه 2000 و بحران مالی 2008-2009 دیده می شود ، فرضیات مورد استفاده در MPT بسیار مورد بررسی قرار گرفته است.
تعاریف تنوع و تخصیص دارایی
اگرچه فرضیات تئوری مدرن نمونه کارها به احتمال زیاد تا حدی ناقص است ، اما تخصیص دارایی با استفاده از MPT هنوز روشی اثبات شده برای کاهش نوسانات در یک نمونه کارها سرمایه گذاری است. یک مثال ساده با استفاده از دو سرمایه گذار جداگانه می تواند به توضیح ارزش تنوع کمک کند.
اولین سرمایه گذار ما ، سرمایه گذار A ، کل نمونه کارها خود را در سهام فقط یک شرکت سرمایه گذاری کرده است. در مقایسه ، سرمایه گذار B دارای نمونه کارها خود به طور مساوی در سهام 30 شرکت مختلف سرمایه گذاری شده است. هر دو سرمایه گذار این خطر را دارند که کل بازار سهام می تواند پایین بیاید و بر اوراق بهادار مربوطه تأثیر منفی بگذارد. با این حال ، سرمایه گذار A همچنین خطرات دارد که با شرکتی که سهام وی در اختیار دارد همراه است. اگر اتفاق خاصی برای آن یک شرکت (یعنی ناامیدی درآمد ، فراخوان محصول ، کلاهبرداری سرمایه گذار و غیره) رخ دهد ، سرمایه گذار A می تواند بخش قابل توجهی از سرمایه گذاری خود را از دست بدهد. در مقابل ، اگر همین سناریو برای یکی از سی سهام موجود در سبد سرمایه گذار B اتفاق بیفتد ، به ارزش کل نمونه کارها ویرانگر نخواهد بود. در بدترین حالت ، سرمایه گذار A می تواند کل سرمایه گذاری خود را از دست بدهد اگر این شرکت از تجارت خارج شود. سرمایه گذار B فقط 1/30 از نمونه کارها خود را از دست می دهد.
مثال قبلی دو نوع خطر مختلف مرتبط با سرمایه گذاری در بازارهای مالی را مشخص می کند. نوع اول ریسک خطر مرتبط با کل بازار یا ریسک سیستماتیک است. ریسک سیستماتیک به طور کلی ، همه سهام موجود در کل بازار را بر هم تأثیر می گذارد و نمی تواند در آن بازار متنوع شود. به عنوان مثال ، اگر کل اقتصاد ایالات متحده در حال تضعیف باشد ، تمام سهام موجود در S& P 500 را تا حدی تحت تأثیر قرار می دهد. متنوع سازی نمونه کارها خود با سایر سهام در S& P 500 ، به دلیل این واقعیت که سایر سهام دارای همان ویژگی سهام بودن هستند ، خطر کلی در نمونه کارها را کاهش نمی دهد.
نوع دیگر ریسک ریسکی است که به طور خاص با امنیت فردی یا ریسک غیر سیستمی در ارتباط است. خطر غیر سیستمی به راحتی قابل تنوع است همانطور که در مثال قبلی تنوع نشان داده شده است. اگر کسی به طور مساوی در بین سهام سی شرکت های مختلف سرمایه گذاری کرده بود ، و یکی از این شرکت ها کاملاً از کار خارج شد ، ضرر در کل نمونه کارها فقط 3. 3 ٪ خواهد بود.
استراتژی های تخصیص دارایی
تخصیص دارایی می تواند به روش های مختلف برای مدیریت نمونه کارها اعمال شود. اکثر تکنیک های تخصیص دارایی در دو استراتژی مجزا قرار می گیرند - تخصیص دارایی استراتژیک و تخصیص دارایی تاکتیکی.
تخصیص دارایی استراتژیک یک رویکرد سنتی تر برای تخصیص دارایی است که از اصول و فرضیات تئوری نمونه کارها مدرن به سبک سرمایه گذاری منفعل استفاده می کند. هدف از تخصیص دارایی استراتژیک ایجاد یک نمونه کارها بر اساس اهداف سرمایه گذاری و تحمل ریسک سرمایه گذار است. تغییرات در سبد سرمایه گذاری معمولاً فقط زمانی انجام می شود که نمونه کارها به دلیل نوسانات در بازار "نامتعادل" شود ، یا مشخصات ریسک/پاداش سرمایه گذار تغییر می کند و نیاز به تعدیل در تخصیص دارد.
ایجاد تغییر در نمونه کارها هنگامی که "نامتوازن" می شود با یک فلسفه "سرمایه گذاری ارزش" سازگار است که سرمایه گذاری ها را به دلیل ارزش پایین درک شده در مقابل ارزش ذاتی تخمین زده شده انتخاب می کند. به عنوان مثال ، اگر تخصیص سهام بین المللی نمونه کارها تخصیص سهام داخلی را تحت تأثیر قرار دهد ، با گذشت زمان ، تخصیص بین المللی بخش کمتری از نمونه کارها را تشکیل می دهد ، به این دلیل که دستاوردهای غیر واقعی کمتری در کل وجود داردسرمایه گذاری دلار. برای جابجایی نمونه کارها و بازگشت به درصد اصلی مخلوط دارایی ، نیاز به فروش برخی از سهام داخلی و خرید سهام بین المللی بیشتری دارد. این با سرمایه گذاری ارزش سازگار است ، زیرا شما می توانید سهام خود را که از نفع خود خارج است (احتمالاً کم ارزش) در هنگام فروش سهام که طرفدار آن است (احتمالاً بیش از حد ارزشمند) خریداری کنید.
تخصیص دارایی تاکتیکی شبیه به تخصیص دارایی استراتژیک با چند تفاوت قابل توجه است. مانند تخصیص دارایی استراتژیک ، تخصیص دارایی تاکتیکی مبتنی بر فرضیات تئوری مدرن نمونه کارها است. با این حال ، بر خلاف تخصیص دارایی استراتژیک ، از یک رویکرد سرمایه گذاری فعال تر استفاده می کند که شامل مفاهیم قدرت نسبی ، چرخش بخش و حرکت است. به جای اینکه به دلیل نوسانات بازار نامتعادل شود ، به دلیل عدم تعادل در بازار ، تخصیص عمداً در بخش های بازار که از بازار کلی بهتر است ، بیش از حد با وزن بیش از حد است.
یک استراتژی تخصیص دارایی تاکتیکی با ارزش سرمایه گذاری در آن متفاوت است ، به جای خرید سهام که تحت تأثیر قرار دارد ، یکی از موقعیت هایی را خریداری می کند که از بازار گسترده استفاده می کند. بنابراین ، در یک نمونه کارها که بر اساس قدرت نسبی از نظر تاکتیکی اختصاص می یابد ، می توان در بخش های خاص بازار به طور قابل توجهی متمرکز شد. ایده این نوع تخصیص دارایی این است که تا حدودی متنوع باقی بمانند ، اما بیشتر از نمونه کارها را در زمینه های اقتصاد که در حال پیشرفت هستند متمرکز کنید. مطالعات تحقیقاتی نشان داده است که وقتی یک بخش از اقتصاد از بازار کلی بهتر عمل می کند ، تمایل به آن بخش برای یک دوره طولانی از آن بهتر است.
نمودار زیر عملکرد 9 بخش ETF (نماینده نه بخش S& P 500) را در مقایسه با عملکرد شاخص S& P 500 در یک بازه زمانی یک ساله نشان می دهد. همانطور که در نمودار مشهود است ، سه بخش برتر عملکرد اصلی مصرف کننده ، مراقبت های بهداشتی و خدمات هستند. دو بخش بدترین عملکرد مواد و انرژی اساسی هستند و انرژی آن ضعیف ترین بخش است. این اطلاعات می تواند توسط یک سرمایه گذار با استفاده از یک استراتژی تخصیص دارایی تاکتیکی برای انتخاب سرمایه گذاری هایی که از بازار وسیع تر عمل می کند استفاده کند و از سرمایه گذاری هایی که در بازار وسیع تر عمل می کنند ، استفاده کنند.

شکل 5
محدودیت های تخصیص دارایی
حتی با وجود تمام مزایایی که ارائه می دهد ، استفاده از تخصیص دارایی به عنوان یک استراتژی مدیریت ریسک محدودیت هایی دارد. آگاهی از این محدودیت ها به سرمایه گذاران کمک می کند تا درک کنند که چه زمانی از ابزارهای دیگر برای به حداقل رساندن ریسک در اوراق بهادار خود استفاده می شود.
یکی از انتقادات مهم تخصیص دارایی این است که به نظر می رسد وقایع "قو سیاه" (وقایع غیر منتظره ای که عواقب فاجعه بار دارند) بیشتر در بازارهای مالی اتفاق می افتد ، اگر بازارها واقعاً از توزیع عادی پیروی کنند ، از نظر آماری انتظار می رود. اگر این درست باشد ، استفاده از انحراف استاندارد به عنوان معیار خطر ممکن است گمراه کننده باشد و ممکن است همبستگی آماری بین کلاسهای دارایی تحریف شود. همچنین ، همبستگی تمایل به افزایش بین کلاس های دارایی در طی یک دوره بحران دارد ، که باعث می شود تخصیص دارایی به عنوان یک استراتژی مدیریت ریسک دقیقاً در صورت نیاز بیشترین میزان مفید باشد.
انتقاد دیگر از تخصیص دارایی این است که به سرمایه گذار نمی گوید چه موقع امنیت را بخرید یا بفروشید. تصمیمات خرید و فروش مبتنی بر تغییر مجدد نمونه کارها (معمولاً خودسرانه) است که به نظر می رسد به دلیل پارامترهای ریسک سرمایه گذار ، بدون توجه به تغییر شرایط بازار ، نیاز به تعادل مجدد داشته باشد. استراتژی های تخصیص دارایی تاکتیکی می تواند برای پرداختن به برخی از زمان تصمیمات خرید و فروش ، که معمولاً جزئی از تصمیمات سرمایه گذاری تخصیص دارایی استراتژیک نیستند ، استفاده شود.
سرانجام ، تخصیص دارایی به عنوان یک ابزار مدیریت ریسک ، خطر کاهش نمونه کارها را برطرف نمی کند. پیش بینی به عنوان حداقل ارزش یک سرمایه گذاری واحد سرمایه گذاری یا سرمایه گذاری به دنبال اوج ارزش قبلی تعریف شده است. در طول بازارهای خرس سکولار ، فروپاشی نمونه کارها می تواند قابل توجه باشد. به سادگی گسترش سرمایه گذاری های شخص در چندین کلاس دارایی ممکن است از ریسک کافی برخوردار نباشد.
استفاده از تجزیه و تحلیل فنی برای تکمیل تخصیص دارایی و مدیریت ریسک
بسیاری از ابزارهای تجزیه و تحلیل فنی می توانند در رابطه با استراتژی های تخصیص دارایی مورد استفاده قرار گیرند تا یک برنامه جامع مدیریت ریسک برای یک سبد سرمایه گذاری ارائه دهند. خوشبختانه ، بسیاری از کاستی های تخصیص دارایی سنتی را می توان با استفاده از استراتژی های حفاظت در دسترس از طریق زمینه تجزیه و تحلیل فنی به حداقل رساند.
یکی از با ارزش ترین ابزارهای موجود برای مدیریت ریسک ، توقف محافظ است. برای خارج شدن از موقعیت یا هنگامی که یک هدف سود از پیش تعریف شده حاصل می شود یا به حد ضرر از پیش تعریف شده رسیده است ، از توقف استفاده می شود. با استفاده از توقف ها ، می توان بسیاری از مشکلات تخصیص دارایی را از بین برد زیرا این امر به حداقل می رسد به یک مقدار از پیش تعریف شده - مهم نیست که چه تاثیری در خارج از منزل بر روی نمونه کارها داشته باشد.
به عنوان مثال ، در طول بحران مالی اخیر ، همبستگی بین کلاس های دارایی مختلف از نظر غیر مشخصه بالا می رود. استراتژی های تخصیص دارایی سنتی به دلیل این افزایش همبستگی از دیدگاه مدیریت ریسک بسیار مؤثر نبودند. با این حال ، توقف های محافظتی که در سطوح از پیش تعیین شده قرار می گیرند ، می تواند از دست دادن فاجعه بار محافظت کند. توقف هایی که قبل از رکود شدید در بازار انجام می شود ، در سطوح قابل قبول برای سرمایه گذار پیش از موعد انجام می شد و مدیریت ریسک مورد نیاز برای جلوگیری از بیش از حد از این نمونه کارها را فراهم می کرد.
نمودار زیر نشان می دهد که چگونه یک استراتژی ساده از دست دادن توقف در حال حرکت ساده به عنوان یک ابزار مدیریت ریسک در دو بازار عمده خرس گذشته کار می کند. این مثال فرضی S& P 500 SPDR (SPY) را با میانگین حرکت ساده 20 دوره در طی یک دوره بیست ساله نشان می دهد. اگر یک سرمایه گذار وقتی به زیر میانگین حرکت 20 دوره ای حرکت می کرد ، موقعیت خود را فروخته یا کاهش می داد (متوقف می شد) و سپس دوباره آن را خریداری می کرد که دوباره به بالاتر از میانگین حرکت 20 دوره ای برگردد ، کاهش ارزش نمونه کارها به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

شکل 6
یکی دیگر از استفاده های ارزشمند از تجزیه و تحلیل فنی ، محاسبه ورودی بالقوه تجارت و خروج قبل از ورود به موقعیت است. از پیش تعیین کننده جایی که نقاط ورود و خروج باید باشد می تواند اطلاعاتی در مورد پاداش و خطر بالقوه هر موقعیت ارائه دهد. این به سرمایه گذار کمک می کند تا قبل از ارتکاب سرمایه ، مجموعه های تجاری جذاب و فرصت های سرمایه گذاری را شناسایی کند.
سایر ملاحظات مدیریت ریسک
یک سؤال که اغلب پرسیده می شود این است که چقدر سرمایه باید در هر موقعیت شخصی خطر داشته باشد؟با استفاده از یک رویکرد تخصیص دارایی اساسی ، می توان در کلاسهای دارایی های مختلف بر اساس بازه های زمانی فردی و تحمل ریسک متنوع شد. پس از تصمیم گیری در مورد مخلوط دارایی مناسب ، این نمونه کارها بدون توجه به تغییر شرایط بازار ، در طول دوره زمانی تعیین شده به طور کامل سرمایه گذاری می شود. با استفاده از این استراتژی منفعل ، به این سبد اجازه می دهد تا اصلاحات موجود در بازار را به سادگی "سوار" کنند و امیدوارم در طول پیشرفت بازار هرگونه ضرر را بازیابی کنند.
برای اوراق بهادار فعال ، روشهای بسیاری برای تعیین اندازه موقعیت فردی در دسترس است. این موارد شامل روشهای جامع مانند معیار کلی (یا بهینه F) و خطر فرمول ویرانی یا یک قانون ساده از انگشت شست مانند عدم خطر بیش از 2 ٪ کل نمونه کارها در هر موقعیت است. به عنوان مثال ، اگر یک سبد 250،000 دلاری دارید ، نباید بیش از 5،000 دلار در هر یک از امنیت تحت قانون اندازه 2 ٪ حداکثر سرمایه گذاری شود.
صندوق های معامله شده Exchange (ETFS) یکی دیگر از ابزارهای عالی برای سرمایه گذاران است که مایل به مدیریت فعال اوراق بهادار سرمایه گذاری خود هستند. ETF ها را می توان مانند اوراق بهادار فردی معامله کرد ، با این حال ، آنها حاوی سبد اوراق بهادار هستند که تنوع در ETF را فراهم می کند. هنگام انتخاب ETF ، با دقت لازم توسط سرمایه گذار لازم است ، زیرا برخی از ETF ها به خوبی متنوع هستند و برخی دیگر می توانند در چند موقعیت بسیار متمرکز شوند. همچنین ، برخی از ETF خطرات دیگری مانند خطای اهرم و ردیابی را به همراه دارند.
آخرین نکته در مورد ریسک تصمیم گیری در مورد اینکه چه مقدار از نمونه کارها باید به طور فعال معامله شود و چقدر باید به سادگی به سرمایه گذاری های منفعل و طولانی مدت اختصاص یابد. به همین دلیل است که توسعه یک سیستم معاملاتی مبتنی بر قوانین و حفظ یک ژورنال تجاری برای ردیابی عملکرد شما مؤلفه های اساسی تجارت یا سرمایه گذاری فعال است. اگر تازه شروع به کار کرده اید ، فقط باید مبلغ نمونه کارها خود را که مایل هستید و قادر به از دست دادن آن هستید ، تجارت کنید. هنگامی که به عنوان یک معامله گر اعتماد به نفس کسب کردید و می توانید توانایی های خود را با یک رکورد آهنگ مناسب ، کمیت کنید ، ممکن است شروع به مدیریت بخش فزاینده ای بزرگتر از نمونه کارها کنید.
یکی از سخت ترین جنبه های معامله، مدیریت احساسات و نقد عینی توانایی های معاملاتی تان است. اگر نمی توانید به طور مداوم از یک استراتژی خرید و نگهداری بهتر عمل کنید، احتمالاً مدیریت فعال بخش بزرگ تری از پورتفولیوی خود ایده خوبی نیست. اگر از معامله کردن لذت نمی برید و نمی توانید احساسات خود را از معاملات خود جدا کنید، ممکن است منطقی تر باشد که به یک حرفه ای اجازه دهید سرمایه گذاری های شما را مدیریت کند یا با استفاده از صندوق های سرمایه گذاری مشترک یا ETF سرمایه گذاری منفعلانه داشته باشد.
صادق بودن با خودتان همچنین به شما کمک می کند تا یک استراتژی معاملاتی متناسب با شخصیت خود ایجاد کنید. هر معامله گر یا سرمایه گذار فردی متفاوت است و در حالی که یک سبک معاملاتی ممکن است برای یک فرد مناسب باشد، ممکن است برای دیگری مناسب نباشد. یکی از مؤلفه های کلیدی برای توسعه یک استراتژی این است که مفهوم سازی و دنبال کردن برنامه معاملاتی برای معامله گر آسان باشد. بیشتر از همه، باید برای معامله گر لذت بخش باشد و با ارزش های اصلی او در تضاد نباشد.
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : کامران فیوضات
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
3 خرداد
1402 ساعت: 15:38