دین پیوت

ساخت وبلاگ

زمانی که دین پیوت را شروع کرد که در نهایت به کلیسای بومی آمریکا تبدیل شد، کوانا پارکر به خوبی به یاد داشت که کوراندرا به او آموخت.

او مهره ها را همانطور که او دستور داده بود می پوشید، شاید مهره های او تسبیح بود، اما به عنوان یک رهبر پیوت، مرد جاده ای، یا کسی که جاده را نشان می دهد، به قول آنها، مهره ها را روی شانه راستش می گذاشت و سمت چپش را آویزان می کرد. سمت.

مهره ها در واقع دانه های بوته ای بودند که زن در افسانه زیر آن پیوت را پیدا کرد (به افسانه پیوت مراجعه کنید). سایر مردان شرکت کننده در مراسم، مهره های خود را به شکلی مشابه پوشیدند.

مراسم پیوت مانند سایر مراسم هندی دارای آتشی است که برای پاکسازی ذهن و بدن می باشد. با آتش بخور بود. رزین های مختلفی استفاده می شد، اما سرو به استاندارد مردم دشت تبدیل شد. سیگار کشیدن نیز رخ داد. پرستندگان پیوت مکزیکی به جای رد کردن پیپ، سیگارهای تنباکوی بومی و پوست درخت بید خرد شده را که در پوسته های ذرت غلتیده بود، رد کردند.

یکی دیگر از بخش های جدایی ناپذیر این مراسم استفاده از پرهای پرندگان بود که نشان دهنده قدرت پرندگان بود. کوانا قدرت پرنده خود را از عقابی که به خاطر آن نامگذاری شده بود دریافت کرد و پرهای آن پرنده را ترجیح داد. با این حال، پرهای پرندگان دیگری که در دسترس بودند، حتی طوطی ها، نیز قابل استفاده بودند، اما پرهای شکارچیان ترجیح داده می شدند.

همراه با دود متعفن، پرها دعاهای مردان را هنگام صعود به آسمان می برد. شکارچیان از آنجا که نیرومند بودند و می توانستند درد دل و توبه را بهتر تحمل کنند ترجیح داده می شدند. و حضور آنها برای محافظت از نمازگزار تصور می شد.

در طول مراسم باید مراسم مقدس پیوت وجود داشته باشد. وجود آن به صورت دکمه های پیوت بود که توسط مرد جاده ای تهیه می شد یا هر عبادت کننده خودش را می آورد. اینکه پیوت دود می شود یک تصور غلط رایج است.

کشیدن پیوت غیرممکن است زیرا به سادگی در پیپ یا سیگار نمی سوزد. دکمه ها، چه تازه و چه خشک، توسط نمازگزاران جوان تر خورده می شوند و در چرخ غذا به صورت پودر در می آیند و توسط نمازگزاران بزرگ تر می خورند یا در چای می نوشند.

یک آلتر مرکزی وجود دارد. نمازگزاران دور آن می نشینند. هنگامی که مراسم برای اولین بار در دشت برگزار شد، رفتار مؤدبانه ای مشاهده شد، هرکسی که وارد تیپی می شد یا از آن خارج می شد، پشت سر نمازگزاران راه می رفت، هرگز بین آنها و محراب.

این رفتار همیشه دنبال نمی شد زیرا عبادت Peyote گسترش یافت و نمازگزاران جدید با آن ناآشنا بودند. حرکت در اطراف Tipi به شدت دنبال می شد ، همیشه از درب به شرق ، جنوب ، به غرب ، به شمال ، بدون استثنا.

شکل محراب در بین قبایل متفاوت بود. در بعضی از آنها ماه به شکل ماه و دارای قسمت بالای صاف بود. در برخی دیگر یک شیار عمیق داشت که موازی با منحنی فوقانی بود.

گاهی اوقات خاکستر آتش در طول شب به داخل محراب ریخته می شد. در مراسم دیگر ، درب نگهبان ، دستیار مرد جاده ، هر از گاهی خاکستر را از تیپی حمل می کرد و به آنها اجازه می داد در باد از بین برود که نماز نمازگزاران را با خود حمل می کند.

روی تاج محراب ماه شکل ، که در منحنی بالای مسطح آن استراحت می کرد یا منحنی شیار آن پدر Peyote بود. این دکمه که در ابتدا به دلیل اندازه و کمال فرم انتخاب شده بود ، قدرت اعتقاد را نشان می داد.

این دکمه ارزشمند در مراسم مختلف قبیله ای ممکن است روی یک دستمال ابریشمی ، یک تخت مریم گلی یا خاکستر از مراسم قبلی قرار گیرد. مانند بسیاری از نمادهای روحانی ، بسیاری از مردم ، به ویژه غیر هندی ، به اشتباه فکر می کردند که پدر پیوت عبادت می شود و نمی تواند درک کند که این دکمه نمادی از روح بزرگ است که مردان در آن پرستش می کردند و به آن دعا می کردند.

پدر پیوت یک طلسم با ارزش از مرد جاده بود که پس از مراسم از مراسم استفاده می کرد و گاهی اوقات از پدر به پسر می رفت.

این ماده معمولاً در یک قاب خندق و حاشیه ای قرار می گرفت که نمایانگر خورشید بود و همانطور که Peyote انجام می داد ، پرتوهای خود را می پوشید و به عنوان یک گردنبند توسط مرد جاده به عنوان راهی برای حمل پدر Peyote پوشیده می شد. سرانجام هنگامی که چنین مواردی در مجموعه های موزه یافت شد ، آنها به عنوان موارد تماشای اشتباه می شوند.

مرد جاده نه کشیش و نه وزیر بود ، زیرا در دین پیوت هیچ کس وجود نداشت ، هر مرد وزیر روح خود بود.

هر کسی می تواند یک مرد جاده باشد تا زمانی که او این مراسم تشریفاتی را فراهم کند ، برای کسانی که بدون آن تهیه می کنند ، Peyote را تهیه می کند و غذای جشن را برای روز بعد برای کسانی که در این مراسم حضور دارند و کسانی که برای اشتراک گذاری کنار گذاشته اند تهیه می کند. جشن.

جشن ها یکی از راه هایی بود که زنان در آن در عبادت پیوت شرکت می کردند. آنها برای مردانی که در طول شب دعا کرده بودند و شاید قبل از این مراسم روزه گرفتند.

برخی از این جشن ها را که از مسیحیت پذیرفته شده است ، گمانه زنی کرده اند ، کلیساهای بعد از کلیسا یا خدمات اجتماعی که در آن غذا و لباس به فقرا داده می شود ، اما این نادرست است. تهیه غذا توسط زنان به طور خاص توسط کوندرا که دین پیوت را به کوانا داد ، مشخص شد.

مرد جاده ممکن است در طول مراسم کارهای مختلفی را با توجه به انتخاب خود انجام دهد مانند بیرون رفتن از تیپی و دمیدن سیگنال های دیگر به نمازگزاران از یک سوت استخوان باله عقاب هر زمان که آسمان در بالای سرش تغییر می کرد-این تمرین معمولاً استاندارد بود و بومی می خواندنماز ، آواز خواندن آهنگ های Peyote Vision و برخی ممکن است از کتاب مقدس بخوانند.

بسیاری از مردهای جاده ای به نوعی چوب داشتند که اقتدار خود را نشان می داد ، اما این نیز اختیاری بود.

به نظر می رسد که Quanah به نوعی انتخابی از مردانی بود که او در دین ایجاد کرد. دلیل انتخاب Tonagat (لاک پشت در حال چرت زدن) یکی از اولین کیواها که در مناسک پذیرفته شده است ، ناشناخته است ، شاید او یکی از معدود مردانی بود که Quanah از او می ترسید.

Tonagat شهرت داشت. به نظر می رسید که او آنچه را که یک قدرت جادوگر خوانده می شود که با آب همراه بود ، داشت. بارها او به دیگران گفت كه وقتی ناخودآگاه شد ، باید او را در آب رودخانه واشیتا غرق كنند و تا غروب آفتاب او را در آنجا رها كنند.

سپس او ظهور می کرد و آنها را به یک آیین Peyote سوق می داد. علی رغم ایمان ظاهری خود به Peyote ، Tonagat به تمرین استفاده از قدرت شیطانی که به نظر می رسید در طول تلاش پسرانه خود یک روح نگهبان را بدست آورد ، ادامه داد.

او فقط کارهای شیطانی مانند سرقت همسران مردان ، جادوگری گاو و اسبها را به درون خودشان یا کشتن آنها به طور کامل در مزارع صاحب خود انجام داد و طلسم های بیمار را به مردان ، زنان و کودکانی که بعداً برای درمان آنها پرداخت می شد ، قرار داد.

او اصرار داشت که گرفتن پیوت فقط به جای اینکه به او ایمان جدیدی بدهد ، شر خود را افزایش می دهد.

با گذشت زمان مردمش از shenanigans tonagat تا حدودی خسته می شدند. سپس در یک آیین ، به شیوه ای شرم آور ، او یک شیء خارجی را به شکل دکمه پدر Peyote هضم کرد که قرار بود از او بیرون بیاید.

پس از یک آهنگ و دعا ، او شروع به سرفه و خفگی کرد. سرانجام او روی خاکسترهای تشریفاتی آتش ، احتمالاً ناخودآگاه یا مرده روبرو شد. اعضای وی اکنون تصمیم نگرفتند که آیا او را دوباره در رودخانه غرق کنند یا نه.

در آن زمان دو مبلغ باپتیست ، خواهران ، در این منطقه بودند بنابراین کیووا مشکل خود را برای آنها گرفت. پس از جدی در نظر گرفتن آن ، پس از همه در اینجا زندگی انسانی حتی اگر خیلی مطلوب نبود ، مبلغین این مشکل را به این مسئله جوش دادند که آیا مردم می خواهند Tonagat را برگردانند.

تصمیم آنها این بود که آنها این کار را نکردند ، بنابراین خواهران گفتند که در مراسم تشییع جنازه او روی او نماز می خواند.

مرد دیگری از پیدا کردن روحیه سرپرست خود گفت وقتی پدرش او را به عنوان پسری که چیزی جز موکازین ها و لباس های خود داشت ، او را به تلاش برای قدرت فرستاد. او برای یک سرپرست به یکی از بالا گریه کرد و به او گفته شد که به پاهای خود نگاه کنید و در آنجا یک مارمولک کوچک را دید ، به نام یک بومر کوهستانی. شروع به رشد کرد تا اینکه بالای سر پسر ایستاد و به او گفت که به او اعتماد کنید و هر کاری را که گفت انجام دهید.

مارمولک گفت که پسر ممکن است همیشه او را نبیند ، اما او همیشه در نزدیکی او بود. اندکی پس از آن مرد گفت که او افتاد و در نزدیکی او یک فلش سیاه کوچک پیدا کرد که به سنگ پوست سرش گره خورده است زیرا می دانست که بومر کوه برای داشتن آن به معنای آن است.

او سپس به خانه رفت و به پدرش گفت ، و مادرش او را شستشو داد و مقداری آبگوشت گرم به او داد. سپس او مدتی خوابید و در آنجا به عرق عرق Tipi منتقل شد و در آنجا عرق کرد تا اینکه تمام راه را تمیز کرد.

اوضاع برای کیووا ها بسیار بد شد و پس از کشته شدن برادرش در یک حمله ، این مرد با دیگران در یک اسب سوار در تگزاس قفل شد. هنگام بیرون آمدن ، او می توانست دنده های خود را از نازک بودن حساب کند. پس از آن او با Quanah Parker آشنا شد و بعداً با او وارد Peyote Tipi شد.

در آنجا از طریق دود و خوردن پیوت ، او دوباره دید که بومر کوه خود را به اندازه یک مسا ، بلند و رو به او ایستاده است. مارمولک به او گفت که او "کار درست" را انجام می دهد ، به معنای زندگی او زندگی می کند ، اما برای گرفتن چیز جدید نیز.

این مرد گفت که او هرگز پشیمان نشده است که او جاده Peyote را گرفت. در مواقع دردسر و غم و اندوه ، او مشکوک و تعجب کرده است ، اما هنگام لمس کردن پیکان کوچک ، او می دانست که همه چیز درست است.

علاوه بر تهیه غذای ذکر شده ، مشارکت جزئی این زن در این مراسم این بود که یک سطل آب را در نیمه شب و طلوع آفتاب بیاوریم ، نمادی از یک روز جدید و زندگی جدیدی که زنان می آورند.

گاهی اوقات بیش از یک آبدار وجود داشت. در نهایت گاهی این افتخار به دختر یا پسر جوان داده می شد. نیازی به دلیل منطقی برای دختر وجود نداشت زیرا همانطور که قبلاً ذکر شد مشارکت زنان ضروری بود. دختر جوان ممکن است خویشاوند، دختر، مرد جاده یا یکی از اعضای برجسته قبیله باشد.

معمولا در مورد پسر جوان، او تازه به سن جنگجو رسیده بود و این افتخار به او داده می شد زیرا در اولین نبرد ممکن بود کشته شود. بتدریج زنان با نیایش، طبل زدن و یا آواز خواندن فعالانه تری در مراسم پیوت شرکت کردند. زنان پیش از آن که در جوامع شکار به جایگاه بالایی در میان قبایل باغبانی شرقی دست یافتند.

برخی از مردان اطراف کوانه، تجارت گاو را از او آموختند. آنها سهام را در تگزاس و بخش هایی از مکزیک خریداری کردند. در سفر بازگشت به خانه، آنها نه تنها گاوها را گله می کردند، بلکه دکمه های پیوت را کنار کیسه های پر جمع می کردند تا اعضا منابع کافی داشته باشند.

یکی دیگر از واقعیت های جالب در مورد گاو و گسترش دین پیوت این بود که در اصل راه آهن فقط از شرق به غرب می رفت، نه از شمال به جنوب، بنابراین گاوهای جنوب خطوط ریلی باید به سمت ریل هدایت می شدند تا برای انتقال بارگیری شوند. در این راهپیمایی ها، پیروان با دیگران ملاقات کردند که به گسترش دین کمک کرد.

حتی پس از توقف راندن گاو، پیوتیست ها همچنان برای جمع آوری پیوت سفر می کردند. برخی از سفرهای خانوادگی در تعطیلات می گویند، شوهر در تعطیلات بود و بچه ها از مدرسه خارج شده بودند، و آن ها از فورت استاکتون، تگزاس رانندگی می کردند، شبانه در کمپ می رفتند و صبح ها دکمه های پیوت را از جایی که پیدا می کردند جمع آوری کردند. گاهی اوقات شب قبل دیده نمی شدند، اما به طور شگفت انگیزی در صبح ظاهر می شدند که به نظر نعمت می رسید.

وضعیت قانونی همیشه برای تعریف شراب مقدس پیچیده بود. برخی از مناطقی که بومیان آمریکا در آن مرکز بودند، فروش الکل را ممنوع کردند، در حالی که برخی دیگر به طور گسترده باز شدند. حتی اصلاحیه هجدهم نیز مشکل را حل نکرد.

اگرچه مقامات قانونی و برخی از رهبران مذهبی از مصرف پیوت ناراحت بودند، اما نمی توان آن را الکلی تعریف کرد، و اداره تحقیقات فدرال مطمئن نبود که در صلاحیت قانون مواد مخدر باشد.

سرانجام یک پرونده حقوقی در سال 1969 در دالاس ، تگزاس تصمیم گرفت. این حکم اعلام کرد که اعضای کلیسای بومی آمریکا مجاز به داشتن ، حمل و نقل و استفاده از پیوت در وضعیت طبیعی خود هستند. برای همه دیگران ، از جمله سرخپوستان غیر عضو ، Peyote به شدت ممنوع بود. هنوز موارد دیگر در انتظار بود.

در سال 1918 کلیسای بومی آمریکا از ایالت جدید اوکلاهما برای منشور خود درخواست کرد و آن را دریافت کرد.

سایر گروه های Peyote به زودی از این پرونده پیروی کردند. ظاهراً به نظر می رسد که دین Peyote همانطور که در ابتدا انجام می داد ، گسترش می یابد ، به عنوان مثال ، اعضایی که در جنگ های جهانی اول و دوم خدمت می کردند ، رشد آن را بیشتر کردند. A. G. H.

ماریوت ، آلیس ، کارول K. راچلین. Peyoteنیویورک. توماس ی. کرول ، شرکت 1971. نیلی ، بیل."Peyote."آخرین رئیس Comanche: زندگی و زمان Quanah Parker. نیویورک. جان ویلی و پسران. 1995. < Pan> سرانجام یک پرونده حقوقی در سال 1969 در دالاس ، تگزاس تصمیم گرفت. این حکم اعلام کرد که اعضای کلیسای بومی آمریکا مجاز به داشتن ، حمل و نقل و استفاده از پیوت در وضعیت طبیعی خود هستند. برای همه دیگران ، از جمله سرخپوستان غیر عضو ، Peyote به شدت ممنوع بود. هنوز موارد دیگر در انتظار بود.

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 3 خرداد 1402 ساعت: 14:58