چگونه DFI ها می توانند در کشورهای کم رشد سرمایه گذاری کنند؟

ساخت وبلاگ

کشورهای کم رشد با فقر مداوم و شدید و عدم اطمینان در مورد توانایی بخش خصوصی در رشد. این امر باعث می شود تفکر جدید در امور مالی توسعه برای حمایت از رشد در این کشورها بسیار مهم باشد.

چهارمین مجمع سالانه شکنندگی DFI در آکسفورد 3-4 مه 2022 برگزار شد. هر سال ، این کنفرانس رهبری ارشد بسیاری از موسسات دارایی توسعه جهان (DFI) و تمرکز بر توسعه بخش خصوصی در کشورهای شکننده و تحت تأثیر درگیری را گرد هم می آورد (fcas). تقریباً یک دهه پیش ، اندرو میچل (سپس وزیر امور خارجه توسعه بین المللی انگلیس) DFI ها را به چالش کشید تا "سخت ترین کارها را در سخت ترین مکان ها انجام دهد". هیچ چیز بهتر از سرمایه گذاری در کشورهای شکننده و تحت تأثیر درگیری نیست.

با این حال ، یک حس نوظهور وجود دارد که اصطلاح "حالات شکننده و درگیری" دیگر مفید نیست. این اصطلاح شکنندگی و درگیری را در بر می گیرد - دو پدیده که نیاز به رویکردهای مختلف دارند. همپوشانی وجود دارد اما ما باید با دسته ها جداگانه رفتار کنیم. واضح ترین تمایز بین کشورهای فقیر است که به دلیل درگیری و کسانی که با رشد مداوم همراه هستند ، گرفتار شده است.

با توجه به بحران در اوکراین ، در این بخش در مورد درگیری بسیار گفته شد ، اما در اینجا من به کشورهای کم رشد-LGC ها-کشورهای کم درآمد که امروزه شهروند متوسط بهتر از والدین یا مادربزرگ و مادربزرگشان نیست ، تمرکز خواهم کرد. به عنوان مثال ، در آنگولا ، درآمد متوسط در 40 سال گذشته تقریباً 50 درصد کاهش یافته است.

چرا روی کشورهای با رشد پایین تمرکز می کنید؟

فقر شدید به طور فزاینده ای در LGC ها متمرکز است. تداوم فقر در این کشورها چشمگیر است. در انتهای شاخص توسعه انسانی گیر کرده است ، مردم آنها زندگی کوتاه و دشوار دارند. در این کنفرانس ، پل کولی از سال 2003 داده های رشد و سرانه ثروت را ارائه داد که این امر به طرز چشمگیری روشن شد. خبر خوب این است که کشورهای در حال ظهور بازار از رشد سریعتر از کشورهای OECD برخوردار بوده اند و تا سال 2050 در پی همکاری با آنها هستند. خبر بد این است که LGC ها ، خانه میلیارد نفر از فقیرترین افراد جهان ، نه تنها OECD در حال سقوط هستندکشورها بلکه همسالان در حال ظهور آنها.

الگوی استاندارد توسعه بخش خصوصی در LGC کار نمی کند. ما ابزارهای خوبی برای بازسازی پس از درگیری ، برای ایجاد مؤسسه ، برای اصلاحات در آب و هوای تجاری داریم. آنها در آمریکای جنوبی ، در آسیا کار کرده اند. در هر دو کشور با درآمد متوسط و متوسط کار می کرد. اما آنها در LGC ها شکست خورده اند - اگرچه به دلیل کمبود تلاش و منابع نیست. برای چندین دهه ، متخصصان با استعداد توسعه ، که به بودجه کمک های بزرگ دامن زده اند ، سعی کرده اند و نتوانسته اند به طور مؤثر از توسعه بخش خصوصی در LGC پشتیبانی کنند. وقت آن است که اعتراف کنیم که باید در این کشورها کاری متفاوت انجام دهیم.

برای حمایت از کشورهای با رشد پایین چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

ما به راه حل های عملی ساده احتیاج داریم. اگر راه حل نباشد ، فرضیه ها - ایده هایی برای آزمایش. در حالی که راه حل های بالقوه را شناسایی می کنیم ، باید برخی از نکات را در خاطر داشته باشیم:

1. مشاغل قابل سرمایه گذاری در LGC بسیار کمیاب هستند. ما باید از تصور اینکه در بین فرصت های سرمایه گذاری متعدد انتخاب می کنیم ، متوقف کنیم. ما نیستیمما به دنبال هر چیزی هستیم که حداقل استانداردها را برآورده کند و شانس موفقیت تجاری را دارد. دولت ها برای انجام اصلاحات به برخی از بنگاه های موفق (هر شرکت موفق) نیاز دارند. کار قبلی برای ظهور این انجمن ها بر اهمیت ساخت "خوشه" سرمایه گذاری ها تأکید کرده است. ما نمی توانیم خوشه هایی بسازیم مگر اینکه حداقل یک تجارت داشته باشیم تا بتوانیم در اطراف خود جمع شویم.

برای شناسایی بخش هایی که در آن مشاغل باید وجود داشته باشد ، باید جلوی تشخیص اقتصادی را بگیریم. این بی فایده استدرعوض ، ما به تشخیص نیاز داریم تا آنچه را که بنگاه های امیدوارکننده بدون در نظر گرفتن بخش وجود دارند ، پیدا کنیم. ما باید شبکه خود را گسترش دهیم. اگر مشاغل استخراجی تنها بنگاه های مقیاس هستند ، باید سرمایه گذاری در آنها را در نظر بگیریم. ما باید بر بیزاری خود به شرکتهای تحت حمایت دولت غلبه کنیم. اگر آنها با مسیری برای واگذاری دولت اداره شوند ، ما باید سرمایه گذاری کنیم.

2. با برخی استثناها، DFIها برای سرمایه گذاری در LGCها مناسب نیستند. این نکته در مقاله ای توسط IGC و شورای شکنندگی دولتی که در کنفرانس منتشر شد و با عنوان "باز کردن سرمایه گذاری در کشورهای شکننده" بررسی شد. این لزوماً یک انتقاد نیست. DFI ها برای ایجاد بیشترین تأثیر از منابع محدود خود راه اندازی شده اند. آنها هنگام سرمایه گذاری در مشاغل و پروژه های بزرگتر کارآمد هستند. LGCها اغلب اقتصادهای کوچکی هستند که از SMEها تشکیل شده اند و فرصت های کمی برای رشد دارند. پینلوپی گلدبرگ، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، در سخنرانی ریاست جمهوری خود در سال 2021 توضیح داد که چگونه رشد از سوی شرکت هایی حاصل می شود که قادر به بهره برداری از اقتصادهای مقیاس هستند و به این نتیجه رسید که، بدون دسترسی بهتر به بازارهای جهانی، اکثر کشورهای کم درآمد برای ایجاد پایداری بسیار کوچک هستند. کاهش فقر. از آنجایی که LGCها تا حد زیادی در یکی از چهار «تله» گیر افتاده اند که کولیر در کتاب خود به نام The Bottom Billion - تله درگیری، تله منابع طبیعی، تله محصور در خشکی با همسایگان بد، و تله حاکمیت ضعیف - سرمایه گذاری DFI به دام افتاده اند. به طور کلی شکست خورده است، صرف نظر از اینکه چگونه ساخته شده است.

مشکل DFIها در LGCها مشکل سرمایه نیست بلکه زمان و نیروی انسانی است. اگر آن منابع محدود متعهد به یافتن سرمایه گذاری های مخاطره آمیز کم و کوچک در LGCها باشند، ناگزیر از اولویت های دیگر منحرف می شوند. در نتیجه این امر مستلزم زیرساخت های کمتر، بودجه کمتر آب و هوا، ایجاد فرصت های شغلی بزرگ کمتر در جاهای دیگر است. این به معنای تأثیر کلی کمتر است. خرابی در LGCها مکرر خواهد بود. آیا این انتخاب درستی خواهد بود؟این یک بحث سیاستی است که ارزش آن را دارد. اگر انتخاب درستی باشد، DFIها باید مدل خود را تغییر دهند، از جمله ایجاد تیم های تخصصی و پاداش متفاوت به آنها.

3. تمرکز باید بر اصلاح فضای کسب و کار در LGCها باشد. برای مثال، شرکت ها در سیرالئون، اغلب قوانین ضعیف را به عنوان یک محدودیت کلیدی برای رشد شناسایی می کنند. هیچ فایده ای ندارد که سرمایه گذاری ها را در چنین محیطی وادار کنیم. تجربه DFI ها این است که چنین سرمایه ای منجر به رشد کسب و کار نمی شود. در عوض، کسب و کارها اغلب دچار رکود می شوند و در نهایت شکست می خورند. سرمایه گذاری در مشاغلی که رشد نمی کنند هیچ هدف توسعه ای ندارد. در واقع، شوک های شکست از طریق زنجیره های تامین طنین انداز می شوند و به سایر کسب وکارهایی که در تلاش برای بقا هستند، آسیب می رسانند. شکست فقط سرمایه گذاران تجاری را دورتر می کند.

استفان دركون ، در كتاب خود قمار در مورد توسعه ، توضیح می دهد كه رشد بخش خصوصی تا زمانی كه نخبگان تصمیم بگیرند كه تحول اقتصادی لازم در نهایت به نفع آنها باشد ، نمی تواند اتفاق بیفتد. بدون چنین "معامله" ، رشد همچنان متوقف شده است.

بنابراین ، صحبت ساده گرایانه از خطر بیشتر ، سوء استفاده می شود. اگر مشاغل DFI در حال حاضر سرمایه گذاری می کنند ، در حال حاضر بیش از حد ناکام هستند ، ما نمی خواهیم بیشتر اوقات ، بدون در نظر گرفتن امور مالی مخلوط شده یا سایر روان کننده های مالی ، بیشتر شکست بخوریم. اگر آب و هوای تجاری اساسی بیش از حد غیرقابل مهار باشد ، سرمایه گذاری های DFI ، صرف نظر از تلاش و اشتهای ریسک ، بعید است که موفق شود.

4- توسعه باید مقوله های محلی و پتو مانند FCA یا حتی LGC باشد ، آن را نادیده بگیرید. هر کشور را باید با اصطلاحات خود درک کرد و DFI ها باید بین آنها تمایز قائل شوند. با توجه به کتاب Dercon ، کشورها باید ارزیابی شوند که آیا آنها احتمالاً نامزدها هستند تا "تغییر گام" در اصلاحات را انجام دهند. اگر زمان آن فرا رسد که یک کشور کاندیدای "پل زدن شکاف" به بازارهای نوظهور با تغییر به یک رژیم طرفدار رشد باشد ، پس DFI ها باید به سرعت حرکت کنند و منابع را پشت سر بگذارند. این معمولاً یک گام سیاسی است و نه می تواند با تأمین سرمایه القا شود. رواندا به طور بالقوه این پرش را انجام داده است. اتیوپی هنوز ممکن است. DFI ها باید در شناسایی آن کشورها بهتر باشند و تلاش خود را به سمت آنها متمرکز کنند. یک مثال خوب برای دنبال کردن LGC بیش از آنچه که سازمانهای توسعه مشاوره می توانند ارائه دهند.

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 6 مرداد 1402 ساعت: 22:05