
روز بعد از قتل مارتین لوتر کینگ جونیور در آوریل 1968 ، دانش آموزان سوم جین الیوت از شهر کوچک و همه سفید رویسویل ، آیووا ، به کلاس گیج و ناراحت شدند. آنها به تازگی پادشاه را "قهرمان ماه" خود ساخته بودند ، و آنها نمی توانستند درک کنند که چرا کسی او را می کشد. بنابراین الیوت تصمیم گرفت درس جسورانه کلاس خود را به معنای تبعیض آموخت. او می خواست به دانش آموزان خود نشان دهد که تبعیض چه احساسی دارد و چه کاری می تواند برای مردم انجام دهد.
الیوت کلاس خود را به رنگ چشم تقسیم کرد - آنهایی که دارای چشم آبی و آنهایی هستند که قهوه ای دارند. در روز اول ، به بچه های چشم آبی گفته شد که آنها باهوش تر ، زیبا ، دلپذیر و بهتر از کسانی هستند که دارای چشمان قهوه ای هستند. در طول روز ، الیوت از آنها ستایش کرد و به آنها اجازه می داد امتیازاتی مانند یک شکاف طولانی تر و اولین بار در خط ناهار باشد. در مقابل ، کودکان چشم قهوه ای مجبور بودند یقه را در اطراف گردن خود بپوشند و رفتار و عملکرد آنها مورد انتقاد و تمسخر الیوت قرار گرفت. در روز دوم ، نقش ها برعکس شد و کودکان چشم آبی در حالی که چشمان قهوه ای به گروه غالب تعیین می شد ، احساس فرومایه می کردند.
اتفاقی که در طول تمرین دو روزه منحصر به فرد افتاد ، دانش آموزان و معلم را متحیر کرد. در هر دو روز ، کودکانی که به عنوان فرومایه معرفی شده اند ، نگاه و رفتار دانش آموزان واقعاً فرومایه را به خود اختصاص داده اند و در تست ها و کارهای دیگر ضعیف عمل می کنند. در مقابل ، دانش آموزان "برتر"-دانش آموزانی که قبل از تمرین شیرین و تحمل داشتند-با روحیه متوسط و به نظر می رسید که تبعیض نسبت به گروه "فرومایه" دارند.
الیوت می گوید: "من تماشا می کردم که بچه های شگفت انگیز ، تعاونی ، فوق العاده ، متفکرانه ، در فضای پانزده دقیقه به دانش آموزان شرور ، شرور و تبعیض آمیز تبدیل شده اند."او می گوید پس از آن متوجه شد که "یک میکروسکوپ جامعه را در یک کلاس کلاس سوم ایجاد کرده است."
الیوت در سال بعد تمرین را با کلاسهای جدید خود تکرار کرد. بار سوم ، در سال 1970 ، دوربین ها حضور داشتند. چهارده سال بعد ، یک کلاس یک کلاس Frontline یک مینی مجلل از آن کلاس کلاس سوم 1970 را مزمن کرد. به عنوان بزرگسالان جوان ، دانش آموزان سابق الیوت خود را در فیلم تماشا می کنند و در مورد تأثیر درس الیوت در Bigotry بر زندگی و نگرش خود صحبت می کنند. این اولین فرصت جین الیوت برای فهمیدن چه مقدار از درس او است که دانش آموزان خود را حفظ کرده اند.
"هیچ کس دوست ندارد به پایین نگاه کند. هیچ کس دوست ندارد که از آن متنفر باشد ، از آن متنفر شود یا از آن تبعیض قائل شود. "
ساندرا دیگری ، به الیوت می گوید: "شما می شنوید که این افراد در مورد افراد مختلف صحبت می کنند و چگونه آنها دوست دارند آنها را از کشور خارج کنند. و گاهی اوقات فقط آرزو می کنم آن یقه را در جیبم داشته باشم. من می توانم آن را بیرون بیاورم و آن را بگذارم و بگویم "این را بپوشید ، و خود را در جای خود قرار دهید." آرزو می کنم که آنها آنچه را که من طی می کردم طی کنند ، می دانید. "
در قسمت آخر یک کلاس تقسیم شده ، دوربین های Frontline از جین الیوت پیروی می کنند ، زیرا او تمرین خود را به کارمندان سیستم زندان آیووا می برد. در طی یک کارگاه یک روزه در روابط انسانی ، او همان درس را به بزرگسالان می آموزد. واکنش آنها به ورزش چشم آبی و چشم قهوه ای شبیه به کودکان است.
وی گفت: "بعد از انجام این تمرین ، هنگامی که دبورینگ شروع می شود ، وقتی درد به پایان رسید و همه آنها با هم باز می گردند ، می فهمید که اگر ما واقعاً به این همه چیزهایی که موعظه می کنیم ، می تواند چگونه جامعه باشد ، اگر واقعاً به این روش عمل می کردیم ، می تواند باشد. شما می توانید نسبت به یکدیگر احساس خوبی داشته باشید زیرا آن بچه ها پس از پایان این تمرین نسبت به یکدیگر احساس می کنند. شما پسر عموی فوری ایجاد می کنید. ""بچه ها بارها و بارها گفتند ،" ما اکنون مانند یک خانواده هستیم. "دوباره راه. "
در ابتدا ژانویه 2003 منتشر شد
حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : کامران فیوضات
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
6 مرداد
1402 ساعت: 20:37