اختلاف بین رشد درآمد پیش بینی شده بلند مدت و کوتاه مدت

ساخت وبلاگ

ما می دانیم که اختلاف بین تحلیلگر بلند مدت و کوتاه مدت پیش بینی شده رشد درآمد پیش بینی کننده قوی بازده های آینده و خطاهای پیش بینی تحلیلگر بلند مدت است. پس از تنظیم ویژگی های صنعت ، سهام هایی که پیش بینی رشد درآمد بلند مدت آنها بسیار بالاتر یا بسیار پایین تر از پیش بینی های کوتاه مدت ضمنی آنها برای رشد درآمد است ، بازده های تنظیم شده متعاقب منفی و مثبت متعاقب آن را به همراه اصلاحات نزولی و رو به بالا در درآمد پیش بینی شده بلند مدت دارند. به ترتیب رشد. نتایج اضافی نشان می دهد که عدم توجه سرمایه گذار نسبت به تغییرات در سطح شرکت در رشد درآمد بلند مدت مسئول این بازده های تنظیم شده در ریسک است.

معرفی

انتظارات درآمد بلند مدت برای ارزیابی قیمت سهام بسیار مهم است. به عنوان مثال ، طبق مدل رشد گوردون (1962) ، نسبت قیمت به سود 20 به این معنی است که افزایش 1 درصدی در رشد سود سهام بلند مدت به بازده 20 ٪ تبدیل می شود. بنابراین ، حتی خطاهای کوچک در انتظارات بلند مدت از رشد درآمد ، که پایه و اساس انتظارات طولانی مدت از رشد سود سهام است ، می تواند باعث سوءاستفاده های اقتصادی قابل توجه شود. پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت مجموعه مهمی از انتظارات در مورد رشد درآمد بلند مدت است. یونگ ، شین ، و یانگ (2008) ارتباط این پیش بینی ها را با قیمت سهام و کوپلند ، دالگوف و موئل (2004) نشان می دهند که اصلاحات در پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت تأثیر بیشتری در قیمت سهام نسبت به تجدید نظر در کوتاه مدت داردپیش بینی تحلیلگر.

با این حال ، مدت زمان حرفه ای یک تحلیلگر طبق گفته هنگ و کوبیک (2003) به طور متوسط چهار سال است ، در حالی که پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت مربوط به رشد درآمد در سه تا پنج سال آینده است. در نتیجه ، تحلیلگران مشوق های ضعیفی برای ادغام اطلاعات در پیش بینی های طولانی مدت خود به موقع دارند. ادبیات رو به رشد همچنین نشان می دهد که سرمایه گذاران توجه محدودی دارند و قادر به پردازش بلافاصله تمام اطلاعات مربوط به درآمد آینده نیستند (سیمز ، 2003 ؛ هنگ ، تروو ، و والکانوف ، 2007 ؛ کوهن و فریزینی ، 2008 ؛ هیرشلیفر ، لیم و Teoh ، 2009). به طور خاص ، دلوینگنا و پولت (2007) نشان می دهند که سرمایه گذاران توجه محدودی نسبت به پیامدهای درآمد بلند مدت اطلاعات دارند. این مقاله نشان می دهد که مشوق های تحلیلگر و عدم توجه سرمایه گذار تأثیر قابل توجهی در قیمت سهام دارند زیرا اطلاعات به آرامی در پیش بینی های بلند مدت و انتظارات درآمد بلند مدت آنها گنجانیده می شوند.

ما یک پروکسی سابق جدید را برای ضبط ترکیب آهسته اطلاعات در پیش بینی های تحلیلگر طولانی مدت پیشنهاد می کنیم. در سطح بازار ، رشد درآمد پیش بینی شده به طور متوسط 17. 1 ٪ در سال برای بلند مدت در مقایسه با 15. 2 ٪ برای سال جاری است. بنابراین ، به طور متوسط ، پیش بینی رشد درآمد بلند مدت (LTG) تحلیلگران و پیش بینی رشد درآمد کوتاه مدت آنها (ISTG) برای سال جاری مشابه است. ISTG از پیش بینی درآمد سالانه با ارزش دلار برای سال جاری و درآمد تحقق یافته در سال گذشته استنباط می شود. با این فرض که پیش بینی های رشد درآمد کوتاه مدت دقیق تر از پیش بینی های بلند مدت است ، ما اختلافات شدید بین این پیش بینی ها در مقطع را با ترکیب کندتر اطلاعات در پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت مرتبط می کنیم.

مقایسه ما بین LTG و ISTG در بنگاه های مشابه صنعت انجام می شود زیرا پیش بینی بلند مدت 20 ٪ می تواند برای شرکت های ابزار مناسب باشد اما برای شرکت های فناوری کم است. به طور شهودی ، هنگامی که LTG و ISTG به طور همزمان بالاتر و پایین تر از همتایان سطح صنعت خود هستند ، یک شرکت پیش بینی می شود که از همسالان صنعت خود در کوتاه مدت اما کم عملکرد در کوتاه مدت بهتر عمل کند. از این رو ، پیش بینی های رشد درآمد بلند مدت این شرکت هنوز نمی توانست اطلاعات بدی را که قبلاً در پیش بینی های درآمد کوتاه مدت خود گنجانیده شده است ، به طور کامل درج کند. به طور کلی ، نابرابری تنظیم شده توسط صنعت بین LTG و ISTG یک پروکسی سابق را برای خطاهای پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت فراهم می کند. پیش بینی های بی نظیر از مطالعه ما مستثنی است زیرا پیش بینی اجماع که تعریف LTG و ISTG را برای صادر ، تجدید نظر یا تکرار در طی ماه مقایسه شده در آن مورد نیاز است.

با استفاده از پرتفوی های دو طبقه بندی شده با توجه به LTG ، سپس ISTG ، می یابیم که پرتفوی LTG /Low ISTG دارای بازده تنظیم شده با ریسک منفی از امتیاز 27 پایه (BP) با یک t-7 3-73 در ماه اول پس از نمونه کارها است. شکل گیری و خوش بین ترین پیش بینی های بلند مدت. در مقابل ، نمونه کارها LTG /HIGH ISTG دارای بازگشت مثبت با تنظیم ریسک 21 جفت باز با T-Statistic 2. 39 در ماه اول پس از تشکیل نمونه کارها و بدبین ترین پیش بینی های بلند مدت است. بنابراین ، اختلافات زیادی بین LTG و ISTG بازده را پیش بینی می کند و یک پروکسی سابق را برای خطاهای پیش بینی تحلیلگر طولانی مدت فراهم می کند. علاوه بر این ، بازگشت 48 جفت باز ( T-Statistic 5. 08) بازده تنظیم شده از ریسک از خرید سهام LTG /ISTG پایین و فروش سهام LTG /Low ISTG به مدت شش ماه ادامه دارد. بازده سالانه 4 ٪ بازده از استراتژی معاملاتی ما از هزینه های معامله فراتر می رود و در زیر دوره های مختلف و همچنین چندین روش جایگزین برای استنباط ISTG که سود تحقق یافته نزدیک به درآمد صفر و منفی را تشکیل می دهد ، قوی است.

اختلاف بین LTG و ISTG تنوع بازده را در بین سهام با پیش بینی های تحلیلگر طولانی مدت تقریباً یکسان مشخص می کند. اگرچه La Porta (1996) نشان می دهد که سهام با پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت بالا بازده کمتری دارند ، خرید سهام LTG کم و فروش سهام LTG بالا ، بازده تنظیم شده ریسک را در نمونه ما ایجاد نمی کند. Dechow and Sloan (1997) نشان می دهد که پرتفوی LTG از نزدیک با اوراق بهادار بازار به کتاب ارتباط دارد. حق بیمه مقدار بخش قابل توجهی از تغییر بازده را در پرتفوی LTG توضیح می دهد. علیرغم اهمیت ISTG برای شناسایی خطاها در LTG ، بازده تنظیم شده با ریسک استراتژی تجارت ما با حرکت درآمدها هدایت نمی شود (چان ، جگادش و لاکونیشوک ، 1996). به طور خاص ، از بین بردن سهام از استراتژی معاملاتی ما با تجدید نظرهای قبلی در پیش بینی درآمد سالانه آنها یا شگفتی های بزرگ درآمد قبلی ، بازده تنظیم شده ریسک آن را کاهش نمی دهد.

پس از مرتب سازی سهام در DECKES LTG و ISTG در صنعت خود ، ما یک متغیر نابرابری در سطح شرکت را به عنوان رتبه (به ترتیب نزولی) از Decile ISTG یک شرکت منهای رتبه Decile LTG خود می سازیم. این آمار غیر پارامتری نسبت به Outries ISTG که می تواند ناشی از رشد درآمد تحقق یافته نزدیک به صفر باشد ، حساس نیست. یک متغیر اختلاف مثبت نشان می دهد که LTG یک شرکت بالاتر از ISTG است. متغیر اختلاف ما پس از کنترل اندازه ، کتاب به بازار ، درآمد به درآمد و ویژگی های بازگشت گذشته و همچنین پراکندگی تحلیلگر (Diether ، Malloy و Scherbina ، 2002) ، پوشش تحلیلگر را پیش بینی می کند (Hou and Moskowitz ،2005) ، نوسانات بازگشت احمقانه (Ang ، Hodrick ، Xing ، and Zhang ، 2006) ، مالکیت نهادی (Nagel ، 2005) ، و تجدید نظر در تحلیلگر خرید و فروش توصیه ها (باربر ، الحوی ، مک نیکولز و Trueman ، 2001). اصلاحات قبلی در پیش بینی درآمد سالانه و شگفتی درآمد در سه ماهه گذشته (چان ، جگادش و لاکونیشوک ، 1996) همچنین نمی توانند پیش بینی بازده متغیر نابرابری را توضیح دهند. علاوه بر این ، نه LTG و نه ISTG بازده را پیش بینی نمی کنند. درعوض ، پیش بینی بازگشت به اختلافات تنظیم شده توسط صنعت بین این پیش بینی های رشد درآمد محدود می شود.

مطابق با شواهد تجربی قبلی ، تجدید نظر در پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت باعث واکنش شدید قیمت سهام در نمونه ما می شود. علاوه بر این ، به نظر می رسد که پیش بینی بازگشت متغیر نابرابری ما از توانایی آن در پیش بینی تجدید نظر در رشد درآمد پیش بینی شده بلند مدت سرچشمه می گیرد. به طور خاص ، نمونه کارها کوتاه دارای تجدید نظرهای بزرگ پس از شکل گیری در رشد پیش بینی شده در طولانی مدت است و پرتفوی طولانی دارای تجدید نظرهای بزرگ پس از شکل گیری در رشد درآمد پیش بینی شده بلند مدت است ، پس از حسابداری برای بازگرداندن متوسط در رشد درآمد بلند مدتبشردر این دو پرتفوی ، تغییر بازده پس از تشکیل نیز با تجدید نظر در معاصر در رشد درآمد تحلیلگر بلند مدت سازگار است.

به طور خلاصه ، شواهد تجربی ما نشان می دهد که اختلاف بین LTG و ISTG اصلاحات پیش بینی تحلیلگر طولانی مدت را که بر بازده تأثیر می گذارد ، پیش بینی می کند. پیش بینی قابلیت پیش بینی تحلیلگر بلند مدت با تحلیلگرانی که مشوق های ضعیفی برای گنجاندن اطلاعات در این پیش بینی ها دارند ، سازگار است. در مقابل ، در حالی که اصلاحات پیش بینی کوتاه مدت باعث نوسانات قابل توجه قیمت معاصر می شود ، آنها نمی توانند بازده استراتژی تجارت ما را توضیح دهند. این یافته نشان می دهد که سرمایه گذاران و تحلیلگران اطلاعات را در انتظارات رشد درآمد کوتاه مدت خود با سرعت بیشتری نسبت به انتظارات بلند مدت خود درج می کنند.

برای پیش بینی پذیری در پیش بینی تجدید نظر تحلیلگر طولانی مدت برای تولید بازده تنظیم شده ریسک ، بازار نباید به طور کامل پیش بینی در این بازنگری ها را به خود اختصاص دهد. توجه محدود در Dellavigna و Pollet (2007) باعث شده است تا سرمایه گذاران ساده سازی اکتشافی را برای شکل گیری انتظارات درآمد بلند مدت خود اتخاذ کنند. یادگیری دسته در پنگ و شیونگ (2006) سرمایه گذاران را به جای پردازش اطلاعات در سطح شرکت به دلیل توجه محدود ، روی طبقه بندی های قبلی شرکت متمرکز می کنند. اطلاعات سطح شرکت در پنگ و Xiong (2006) می تواند به رشد درآمد بلند مدت مربوط شود ، که پیوندی به فرض محدود توجه Dellavigna و Pollet (2007) فراهم می کند. تئوری سرمایه گذاری سبک در باربریس و شلیفر (2003) همچنین دارای سرمایه گذاران در طبقه بندی سهام برای کاهش پردازش اطلاعات خاص شرکت است.

ما شواهد مستقیمی ارائه می دهیم که عدم توجه سرمایه گذار مسئول پیش بینی بازده مرتبط با اختلاف بین LTG و ISTG است. عدم تعادل جریان سفارش نشان می دهد که تجدید نظر در آینده در رشد پیش بینی شده بلند مدت ، با وجود پیش بینی آنها ، فعالیت تجاری را آغاز می کند و در نتیجه سرمایه گذاران را غافلگیر می کند. این یافته نشان می دهد که سرمایه گذاران به پیامدهای درآمد بلند مدت اطلاعات توجه کافی ندارند. شواهد اضافی از پیش بینی های یادگیری دسته بر اساس توجه محدود در پنگ و شیونگ (2006) و توجه محدود به رشد درآمد بلند مدت در دلوینگنا و پولت (2007) پشتیبانی می کند. به طور خاص ، متغیر نابرابری ما مهاجرت های آینده کتاب به بازار (مهاجرت بین رشد و ارزش سهام) را پیش بینی می کند. این پیش بینی سازگار با سرمایه گذاران دست کم گرفتن ناهمگونی در سهام ارزش و سهام رشد با کمبود اطلاعات به اطلاعات خاص شرکت در مورد رشد درآمد بلند مدت است. بنابراین ، به نظر می رسد که سرمایه گذاران در ابتدا با اطلاعات سطح شرکت در مورد رشد درآمد بلند مدت ، تحت تأثیر قرار نمی گیرند و در عوض بر طبقه بندی قبلی سهام به عنوان LTG بالا (رشد) یا LTG کم (ارزش) تمرکز می کنند. مهاجرت در ویژگی های کتاب به بازار گزارش شده در FAMA و فرانسوی (2007) با بازده تنظیم شده ریسک از نمونه کارها طولانی و نمونه کارها کوتاه ما سازگار است. با این حال ، بر خلاف مطالعه آنها ، ما قادر به پیش بینی مهاجرت در خصوصیات کتاب به بازار با استفاده از اختلاف بین LTG و ISTG هستیم.

مقاله ما به ادبیات در حال گسترش در مورد توجه محدود کمک می کند. در حالی که قیمت گذاری دارایی سنتی فرض می کند که اطلاعات فوراً در قیمت ها گنجانیده می شوند ، این فرض به سرمایه گذاران نیاز دارد تا به طور مداوم توجه کافی را به کلیه اطلاعات مربوطه اختصاص دهند. با این حال ، هنگامی که توجه یک منبع شناختی ترسناک است (Kahneman ، 1973) ، سرمایه گذاران توجه محدودی دارند. چارچوبهای نظری اخیر که در آن توجه محدود بر قیمت گذاری دارایی تأثیر می گذارد شامل SIMS (2003) ، پنگ و شیونگ (2006) و دلوینگنا و پولت (2007) است. از نظر تجربی ، Hirshleifer ، Lim و Teoh (2009) دریافتند که سرمایه گذاران در روزهایی با اعلامیه های بیشتر درآمدها کمتر مورد توجه قرار می گیرند. Dellavigna و Pollet (2009) برای اعلامیه های جمعه به نتیجه مشابهی می رسند. کوهن و Frazzini (2008) گزارش می دهند که پیوندهای اقتصادی بین مشتریان و تأمین کنندگان پیش بینی بازگشت را دارند. به همین ترتیب ، هنگ ، ترو کوش و والکانوف (2007) دریافتند که بازده سطح بازار با استفاده از بازده های سطح صنعت قبلی ، به ویژه برای صنایعی که نسبت به فعالیت اقتصادی حساس هستند ، قابل پیش بینی است. نتایج ما با ارائه شواهد جدید از عدم توجه سرمایه گذار نسبت به رشد درآمد بلند مدت ، این جریان تحقیقات را گسترش می دهد.

مقاله ما همچنین به ادبیات پیش بینی تحلیلگر کمک می کند. در حالی که چان ، کارسسکی و لاکونیشوک (2003) نتیجه می گیرند که پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت پیش بینی کننده ضعیفی برای رشد درآمد تحقق یافته است ، مطالعه ما نشان می دهد که خطاها در این پیش بینی ها تا حدی به ترکیب آهسته آنها از اطلاعات مربوط می شوند. به طور خاص ، ما ادبیات تحلیلگر موجود را با نشان دادن اینکه اختلاف بین LTG و ISTG یک پروکسی سابق را برای خطاهای پیش بینی تحلیلگر فراهم می کند ، گسترش می دهیم. بنابراین ، متغیر نابرابری ما محققان و پزشکان درگیر در ارزیابی سهام را قادر می سازد تا پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت را با دقت بیشتری تفسیر کنند.

مقایسه سابق ما از پیش بینی های تحلیلگر در افق های مختلف همچنین تحقیقات قبلی را در مورد پیامدهای بازگشت سوگیری های تحلیلگر پیش بینی می کند زیرا اختلاف بین LTG و ISTG از نظر اقتصادی و همچنین از نظر آماری بازده قابل تنظیم با ریسک است. این پیش بینی بازگشت نمی تواند با شرط بندی در LTG به تنهایی ، مانند La Porta (1996) تکرار شود ، و جلوه ای از حرکت درآمدها نیست. Scherbina (2005) به خطاهای پیش بینی قبلی متکی است تا نتیجه بگیرد که خوش بینی تحلیلگر کوتاه مدت بر بازده تأثیر می گذارد. علاوه بر این ، یک نسبت قیمت به ارزش بالا از یک مدل درآمد باقیمانده (فرانکل و لی ، 1998) می تواند ناشی از رشد درآمد کوتاه مدت کوتاه مدت و بالا طولانی مدت یا ترکیبی مخالف از کوتاه مدت کوتاه مدت و پایین باشدمدت رشد درآمد انتظار می رود. ما بین این سناریوهای مربوطه با اختصاص دادن یک نابرابری مثبت و منفی به آنها تمایز قائل می شویم. اگرچه Jagaathan ، MA و Baldaque Da Silva (2005) ترکیبی از پیش بینی های تحلیلگر کوتاه مدت و بلند مدت را ارزیابی می کنند ، اما آنها اختلاف بین رشد درآمد پیش بینی شده در افق های مختلف را بررسی نمی کنند.

ادامه مقاله به شرح زیر تدوین شده است. بخش 2 داده های ما را توصیف می کند. پیش بینی و خطاهای بازگشت در انتظارات بلند مدت از رشد درآمد مرتبط با اختلاف بین LTG و ISTG به ترتیب در بخش 3 و بخش 4 گزارش شده است. بخش 5 توضیحی نظری برای بازده تنظیم شده ریسک استراتژی تجارت ما ارائه می دهد و بخش 6 نشان دهنده استحکام آنها است. بخش 7 سپس نتیجه می گیرد.

قطعه قطعه

داده ها و تعاریف

نمونه پیش بینی درآمد تحلیلگر ما از سیستم تخمین کارگزاران نهادی (I/B/E/S) خلاصه پرونده غیرقابل تنظیم بدست می آید. پیش بینی های غیرقابل تنظیم I/B/E/S پس از تاریخ صدور آنها توسط تقسیم سهم تنظیم نمی شود. همانطور که در Diether ، Malloy و Scherbina (2002) به تفصیل شرح داده شده است ، درآمد هر سهم (EPS) پس از تقسیم سهم اغلب تعداد کمی است که I/B/E/S به نزدیکترین درصد می رسد. این روش گرد می تواند خاصیت خاصی از پیش بینی های تحلیلگر با ارزش دلار را تحریف کند ، مانند

نابرابری در رشد درآمد پیش بینی شده

برای تعیین اینکه آیا اختلاف بین رشد پیش بینی شده بلند مدت و کوتاه مدت بازده را پیش بینی می کند ، ما LTG دو طبقه بندی شده را می سازیمحرف/ istgحرفاوراق بهادار و استفاده از متغیر نابرابری در سطح شرکت در رگرسیون مقطعی.

در صنایع 11 I/B/E/S ، ما ابتدا هر ماه از سال 1983 تا 2006 ، سه به سه دو نوع متوالی را انجام می دهیم ، ابتدا طبق LTGحرفو سپس ISTGحرفبشراین روش منجر به نه اوراق بهادار دو طبقه بندی شده است که در 11 صنعت جمع می شوند

اصلاحات پیش بینی بلند مدت

کوپلند ، دولگوف و موئل (2004) گزارش می دهند که بازده سهام حتی پس از کنترل برای تجدید نظر در پیش بینی های کوتاه مدت ، به تجدید نظر در پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت حساس است. اصلاحات در رشد درآمد پیش بینی شده بلند مدت در ماه تشکیل نمونه کارها و همچنین تجدید نظر های تجمعی پس از تشکیل در صفحه A از جدول 4 گزارش شده است. تجدید نظر های تجمعی پس از تشکیل مبتنی بر LTG غالب استحرفپیش بینی در ماه t. این تجدید نظرها برای

توجه محدود

نتایج ما نشان می دهد که بازار به طور کامل پیش بینی در تجدید نظر در مورد تجدید نظر در مورد تحلیلگر طولانی مدت را ندارد. به طور خاص ، به نظر می رسد که سرمایه گذاران و تحلیلگران هر دو به آرامی اطلاعات را در انتظارات و پیش بینی های رشد درآمد بلند مدت خود درج می کنند. نظریه Dellavigna و Pollet (2007) توجه محدود توضیحی برای ترکیب آهسته اطلاعات در انتظارات سرمایه گذار بلند مدت ارائه می دهد. با این حال ، بر خلاف مطالعه تجربی آنها ، که

تست های استحکام

اولین آزمون استحکام ما تأیید می کند که بازده تنظیم شده از ریسک از استراتژی معاملاتی ما ، جلوه ای از حرکت درآمدها نیست. پس از مرتب سازی سهام هر ماه با توجه به شگفتی های درآمد آنها در سه ماهه قبلی (SUE) یا تجدید نظر در پیش بینی های سالانه آنها در طی شش ماه قبل (FREV) ، ما سهام را در پنجه های بالا و پایین این انواع مقطعی قبل از اجرای حذف می کنیماستراتژی تجارت ماطبق صفحه A از جدول 7 ، بازده تنظیم شده از ریسک از

نتیجه گیری

انتظارات درآمد بلند مدت برای ارزیابی قیمت سهام بسیار مهم است. ما می دانیم که اختلاف بین تحلیلگر بلند مدت و کوتاه مدت پیش بینی می کند رشد سود پیش بینی بازده و تجدید نظر در پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت را پیش بینی می کند. به طور شهودی ، پس از تعدیل ویژگی های صنعت ، یک اختلاف بزرگتر نشان دهنده کندتر ترکیب اطلاعات در پیش بینی های تحلیلگر بلند مدت نسبت به پیش بینی های تحلیلگر کوتاه مدت است. این ترکیب آهسته از اطلاعات مسئول خطاها در طولانی مدت است

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 6 مرداد 1402 ساعت: 20:28