بهینه سازی تعامل برای چرخش موثر

ساخت وبلاگ

author headshots

چرخش - تغییر جهت با چرخش در محل - تعادل و انعطاف پذیری را می طلبد. همه جابجایی های شغلی نیاز به محورها ندارند. گاهی اوقات مسیرهای شغلی پس از اختلالات عمده یا جزئی در همان جهت ادامه می یابد. محورها متفاوت هستند. حتی یک تغییر کوچک در جهت می تواند منجر به تغییرات عظیم در طول زمان شود. متخصصان توسعه شغلی می توانند نقش های کلیدی در کمک به افراد برای فکر کردن به محورها، آماده شدن برای آنها و هدایت تغییرات حاصل که اغلب فراتر از کار هستند و سایر نقش های مهم زندگی را در بر می گیرند، ایفا کنند.

مدل مشارکت شغلی یک چارچوب نظری و نقاط ورود عملی را برای حمایت از افراد ارائه می کند، زیرا آنها به چرخش فکر می کنند، تغییرات کوچک یا بزرگی انجام می دهند و تعادل خود را با ایجاد یک مسیر جدید به دست می آورند (Pickerell & Neault، 2016).

مدل تعامل شغلی

در مدل تعامل شغلی، تعامل بهینه از طریق تعامل پویا چالش و ظرفیت به دست می آید. تعامل بین این دو جزء مهم است - همانطور که یکی تغییر می کند، دیگری نیز باید تغییر کند. زمانی که نیازهای کار و زندگی فراتر از ظرفیت فردی و/یا زمینه ای است، افراد از منطقه مشارکت خارج می شوند و احساس غرق شدن می کنند. بدون نتیجه اصلاح، فرسودگی و جداسازی. به طور مشابه، وقتی چالش کاهش می یابد و افراد دارای ظرفیت مازاد هستند، احساس می کنند که از آنها کم استفاده شده است. بی توجهی، بی حوصلگی و عدم درگیری نتیجه. در هر دو سناریو، جداسازی یکسان به نظر می رسد و حالتی ناخوشایند است. دانستن مسیر جدایی، چه از طریق احساس غرق شدن یا استفاده ناکافی، هنگام ترسیم مسیر بازگشت به تعامل، حیاتی است. پس از شروع جدایی، ممکن است دوباره درگیر شدن مشکل باشد. توجه به علائم هشدار دهنده اولیه و انجام اصلاحات مستمر مسیر به افراد کمک می کند تا در تمام نقش های زندگی مشارکت داشته باشند.

"دانستن مسیر جدایی، چه از طریق احساس غرق شدن یا استفاده ناکافی، هنگام ترسیم مسیر بازگشت به تعامل، حیاتی است."

پایه های پیوتینگ

تعامل بهینه، تغییر به سمت غرق شدن. کندیس به طور کامل درگیر حرفه خود بود - و تمام نقش های دیگر زندگی او به آرامی انجام می شد - زمانی که کوچکترین فرزندش به سرطان تشخیص داده شد. خانواده هنوز بر درآمد او متکی بودند، اما جنبه های شغلی او با قرارهای پزشکی و عدم اطمینان پیش رو از نظر زمان بندی جراحی، درمان های بعدی و مسئولیت های تحصیل در خانه در طول بیماری فرزندش ناسازگار بود. او شروع به احساس غرق شدن کرد - البته نگران سلامت فرزندش، اما همچنین در مورد پول، شغل و مسئولیت های دیگری که اکنون به نظر می رسید بیش از حد از عهده آنها برآید.

کندیس با استفاده از مدل مشارکت شغلی، قبل از تشخیص، خود را «کاملاً درگیر» توصیف کرد. این موقعیت او را برای چرخش از موقعیت قدرت و حرکت به جلو حتی در شرایط سخت می کند. کندیس با باز کردن مولفه های کلیدی تعامل، چالش و ظرفیت، ممکن است بخواهد به سمت موقعیتی کمتر چالش برانگیز (در سازمانش، در سازمانی دیگر یا شاید به عنوان یک کارگر «گیگ» نگاه کند تا انعطاف پذیری بیشتری نسبت به برنامه اش به دست آورد).

از شماره Career Pivots Careering بیشتر بخوانید:

برای تقویت ظرفیت، کندیس ممکن است از نگاه کردن نه تنها به محل کار بلکه سایر نقش های زندگی اش سود ببرد. برای مثال، مکالمه با سرپرست او ممکن است گزینه کار از راه دور یا تمدید مهلت پروژه را نشان دهد. کندیس همچنین ممکن است بخواهد از خانواده و دوستان خود در مورد وعده های غذایی، همنشینی با همدیگر، قرار ملاقات با سایر کودکان و حتی اشتراک یک پرستار بچه درخواست کمک کند. اگر کندیس در یک رابطه باشد، زوج ممکن است در نظر بگیرند که چه مسئولیت هایی را می توان به اشتراک گذاشت، جابجا کرد، به کسی واگذار کرد یا کنار گذاشت. هنگامی که Candice امکانات کاهش چالش و ایجاد ظرفیت فردی و خارجی را تشخیص داد، می تواند در مورد کوچک یا بزرگ بودن محورهای او استراتژیک تر باشد.

کم استفاده شدهراهول در محل کار احساس بی احترامی می کرد و معتقد بود که نقاط قوتی که می تواند به کارفرمای خود ارائه دهد نادیده گرفته می شود. در مدل مشارکت شغلی، او خود را به عنوان بسیار کم استفاده معرفی کرد و تقریباً در آستانه رهایی کامل قرار گرفت. در گفتگو با یک مربی شغلی، او متوجه شد که تمام امکانات منطقی برای بازگرداندن حرفه خود را با کارفرمای فعلی خود به پایان رسانده است. او تصمیم گرفت از سازمان خارج شود و به دنبال فرصتی بود که برای آنچه که او می تواند ارائه دهد ارزش قائل شود و به او اجازه دهد تا به طور کامل تخصص خود را به اشتراک بگذارد.

man and woman sitting and talking

آی استوک

با این حال، یک چالش مهم که راهول تشخیص داد، این است که او از موضع قدرت حرکت نمی کرد. او با مربی شغلی خود، طرحی برای داوطلب شدن در یک سازمان اجتماعی برای به دست آوردن یک نمونه کار قوی برای کارنامه شغلی خود و یک مرجع حرفه ای حمایتی ایجاد کرد. این استراتژی اهداف متعددی را دنبال می کرد: از منظر تعامل شغلی، چالش جدید انرژی او را احیا کرد، او را به تعامل مطلوب نزدیک تر کرد و با ارائه شواهد ملموس از آنچه می توانست به کارفرمای بعدی اش ارائه دهد، ظرفیتش را تقویت کرد.

حالت های دوگانهیوهانس سال ها با بیماری روانی دست و پنجه نرم می کرد. با تشخیص اختلال افسردگی اساسی و اختلال اضطراب اجتماعی، مواردی وجود داشت که او به سختی از رختخواب خارج می شد، چه رسد به اینکه خانه را برای کار یا مدرسه ترک کند. یوهانس اغلب احساس می کند به طرز باورنکردنی غرق شده و در آستانه تسلیم شدن است. با این حال، در عین حال، او باهوش، خوش بیان و با شخصیت است و می داند که توانایی بسیار بیشتری دارد. در مدل مشارکت شغلی، یوهانس به طور همزمان تحت تأثیر قرار می گیرد و مورد استفاده کم قرار می گیرد. چرخش در هر جهت ممکن است او را برای موفقیت آماده کند یا منجر به شکست های بیشتر شود. برای کمک به به حداکثر رساندن فرصت او برای نامزدی، چندین میکروپیوت ممکن است بهترین استراتژی باشد.

یوهانس کار با روانشناس خود را با ذکر همه چیزهایی که به نظر می رسید با جزئیات تا آنجا که ممکن بود، شروع کرد. از اینجا الگوها شروع به ظهور کردند. به طور مشابه، او شروع به جستجوی فرصت هایی برای ایجاد ظرفیت به روش های کوچک و تدریجی کرد و به این نکته توجه کرد که چگونه هر عمل به یک تغییر جزئی منجر می شود. با گذشت زمان، اگرچه یوهانس در کاهش چالش موفقیت زیادی نداشت، اما توانست از طریق مشاوره منظم، تمرکز حواس و مدیتیشن، و مقدار کمی ورزش، ظرفیت خود را افزایش دهد. اکنون که کمتر تحت فشار قرار می گیرد، به بازگشت به مدرسه فکر می کند و درک می کند که باید به ایجاد ظرفیت برای مقابله با چالش های جدید ادامه دهد.

بهینه سازی تعامل شغلی از طریق محورها

Vignettes به اشتراک گذاشته شده است ، اما سه نمونه از چگونگی استفاده افراد از مدل مشارکت شغلی برای کمک به آنها در بهینه سازی تعامل در هنگام زندگی نیاز به محوری دارد. با افزایش ظرفیت و جریان ، چالش باید به همین ترتیب تنظیم شود و به افراد امکان می دهد تا تعامل بهینه را بدست آورند و حفظ کنند. چقدر دشوار ، هیجان انگیز یا تحریک کننده چیزی است (یعنی چالش) یک تجربه بسیار شخصی است. بنابراین ، افراد و زمینه های منحصر به فرد آنها (یعنی ظرفیت) نیز هستند. بهینه سازی تعامل یک فرایند مداوم است ، و بازتاب شخصی با درک عملگرا از زمینه های در حال تغییر است.

دکتر روبرتا بورگن (NEAULT) ، CCC ، CCDP ، GCDFI ، رئیس جمهور Life Strategies Ltd. ، استاد کمکی در دانشگاه بریتیش کلمبیا و مدیر پروژه با بنیاد توسعه شغلی کانادا است.

دکتر Deirdre Pickerell ، CPHR ، GCDFI ، معاون موفقیت دانشجویی در دانشگاه یورکویل/دانشکده فیلم تورنتو و معاون رئیس جمهور در استراتژی های زندگی است.

drsبورگن و پیکرل الگوی نامزدی شغلی را توسعه داده اند ، در حال نوشتن کتابی هستند که امسال توسط Cognella منتشر می شود و در مورد بین المللی در مورد بهینه سازی تعامل شغلی در طول کار و زندگی صحبت می کنند.

منابع

Pickerell ، D. A. ، & Neault ، R. A. (2016). بررسی مشارکت شغلی پزشکان توسعه شغلی کانادا. مجله توسعه شغلی کانادایی ، 15 (1) ، 4-14. cjcd-rcdc. ceric. ca/index. php/cjcd/article/view/157

حساب اسلامي...
ما را در سایت حساب اسلامي دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : کامران فیوضات بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 8 تير 1402 ساعت: 19:34